راهنمای جامع استفاده از دو نمایشگر در ویندوز 10 | راهنمای خرید رایگان

راهنمای جامع استفاده از دو نمایشگر در ویندوز 10 | راهنمای خرید رایگان

وقتی در مورد رایانه‌های شخصی بحث می‌کنیم، همه به یک نکته اذعان داریم: دو نمایشگر بهتر از یکی است! این نکته زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که با یک کاربر حرفه‌ای طرف باشیم؛ کاربری که گاهی در آن واحد نیازمند کار با چندین برنامه‌ی گرافیکی سنگین است.

خواه یک طراح گرافیک باشید، یا یک برنامه‌نویس، تحلیلگر یا هر فرد دیگری که عملیات‌های سنگینی با رایانه‌ی خود انجام می‌دهد، استفاده از چند مانیتور می‌تواند هم از نظر زیبایی شما را خرسند و هم از نظر عملکرد به پیشرفت کارتان کمک کند. چرا دسکتاپ خود را با تب‌های بی‌شمار و برنامه‌های Minimize شده‌ی فراوان پر کنید در حالیکه می‌توانید تمام روند پیشرفت کارتان را در یک رابط کاربری شیک و خلوت پیگیری کنید؟

صرف‌نظر از نوع نیاز، استفاده از چند نمایشگر روی میزتان می‌تواند بهره‌وری شما را به میزان چشمگیری افزایش دهد. افزوده‌شدن نمایشگر دوم به هیچ‌عنوان دست شما را در شخصی‌سازی نمی‌بندد و می‌توانید به‌راحتی با استفاده از ابزارهای گسترده‌ای که در اینترنت وجود دارند، تک‌تک ویژگی‌های مانیتور دوم را مطابق با کار خود شخصی‌سازی کنید. اگر شما هم به استفاده‌ی همزمان از چند مانیتور روی رایانه‌ی خود علاقه‌مند هستید، این مقاله را تا آخر بخوانید.

مزایای نمایشگر دوم

Multi monitor

افزودن یک یا چند نمایشگر به میز کارتان، مزایای بسیاری به‌همراه خواهد داشت. نخستین مزیت آن، زیبایی میز کار است. بدون شک وجود چند مانیتور در کنار هم و هماهنگ با هم، زیبایی محل کار را دوچندان می‌کند. استفاده از چند نمایشگر، فضای بیشتری نسبت به یک نمایشگر در اختیار شما قرار می‌دهد. علاوه‌بر این می‌توانید هرکدام از نمایشگرها را بسته به کارکرد و هدف استفاده از آن شخصی‌سازی کنید. یکی دیگر از مزایای بدیهی استفاده از دو یا چند مانیتور، افزایش بهره‌وری است؛ زیرا اغلب برنامه‌ها (به‌ویژه برنامه‌هایی که با درجه‌ی تنظیمات حرفه‌ای اجرا می‌شوند)، حتی اگر نیمی از فضای نمایشگر را هم در اختیار داشته باشند، باز هم به‌دلیل کمبود فضا، محتوا را ضعیف‌تر از حالت تمام‌صفحه نمایش می‌دهند.

اگر تمام دلایل فوق را کنار هم بگذارید متوجه می‌شوید که چرا استفاده از چند نمایشگر تاثیر چشمگیری بر بهره‌وری و بازدهی کار دارد. در این حالت، بدون نیاز به جابه‌جاشدن‌های پی‌درپی بین برنامه‌های مختلف می‌توان تمامی اطلاعات، فهرست‌ها و ابزارهای لازم را مشاهده کرد. در واقع فلسفه‌ی وجود نمایشگر اضافه این است به کاربر اجازه می‌دهد در آن واحد به تمام اطلاعات لازم دسترسی داشته باشد. در این حالت برای نظارت بر سخت‌افزار، گوش دادن به موسیقی، ویرایش تصویر، تحلیل داده و نوشتن محتوا نیاز به بستن یا حتی کوچک کردن برنامه‌ای دیگر نخواهد بود.

برای داشتن تجربه‌ای بی‌نقص از چند نمایشگر روی یک رایانه، نیازی به خرید مانیتورهای گران و دارای توانایی نمایش بالای جزییات (با رزولوشن‌های کواد اچ‌دی یا 4K) نیست. هنوز هم می‌توان نمایشگرهایی قدیمی و تخت یافت که بتوانند به‌خوبی وظیفه‌ی خود را به‌عنوان نمایشگر دوم انجام دهند. اگر بخواهید گه‌گاهی حالت افقی یا عمودی نمایشگر را عوض کنید، استفاده از این مانیتورهای قدیمی، به‌خاطر پایین بودن قیمت و احتمال آسیب کم‌تر، وجهه‌ی منطقی‌تری پیدا می‌کند. یک نمایشگر معمولی ۲۴ اینچی، در حالت عمودی (Portrait) می‌تواند فضای کافی برای فعالیت‌های اضافه مانند مطالعه‌ی آسان و دسترسی مداوم به آخرین اخبار را در اختیار کاربر قرار دهد. 

خواه کاربری تازه‌کار باشید و خواه حرفه‌ای، قطعا استفاده از دو مانیتور مزایای بسیاری برایتان به‌همراه خواهد داشت. ضمنا امروزه تمامی کارت‌های گرافیک از دو یا چند مانیتور به‌صورت همزمان پشتیبانی می‌کنند. تنظیم و استفاده از  چند نمایشگر هم کاری بسیار ساده است که در چند گام به توضیح آن می‌پردازیم:

گام اول: انتخاب مانیتور موردنیاز

بیشتر مانیتورهای جدید حاضر در بازار، تخت و دارای توانایی بالا در نمایش جزییات (HD) با نسبت تصویر ۱۶ به ۹ هستند. این نسبت تصویر، در هر دو حالت عمودی و افقی، فضای کافی در اختیار کاربران قرار می‌دهد. مثلا یک نمایشگر ۲۳.۸ اینچی مانند ایسر R240HY می‌تواند رزولوشن فول اچ‌دی یا ۱۰۸۰p را همراه با رنگ‌هایی زنده در اختیار فرد قرار دهد. طبیعتا با افزایش رزولوشن و اندازه‌ی مانیتور، قیمت آن نیز افزایش پیدا می‌کند. البته نحوه‌ی نصب و استفاده از آن‌ها تفاوتی با هم ندارد. برای بستن سیستمی با دو مانیتور، نیاز به نمایشگرهایی با اندازه‌ی بیش از ۲۳.۸ اینچ نخواهید داشت. در واقع اگر سخت‌گیر نباشید حتی می‌توانید از لپتاپ خود به‌عنوان نمایشگر دوم استفاده کنید!

ورودی مناسب کابل

نوع و کیفیت کابلی که قرار است مانیتور شما را به پورت مناسب آن متصل کند، اهمیتی به مراتب بیشتر از خود مانیتور و مشخصات سخت‌افزاری آن دارد. برخی افراد کابل‌های مختلف را با هم اشتباه می‌گیرند. این خطا می‌تواند مشکلاتی جدی ایجاد کند. برای داشتن چند نمایشگر روی یک رایانه، نخست باید اطمینان حاصل کنید که کارت گرافیک رایانه‌ی شما از چند مانیتور به‌صورت همزمان پشتیبانی می‌کند. سپس باید کابل مناسب تهیه کنید. کابل‌هایی که ممکن است هنگام اتصال یک مانیتور به رایانه‌ی خود با آن‌ها مواجه شوید، عبارت‌اند از کابل DVI که پایانه‌های پهنی دارد و اغلب سفیدرنگ است، کابل VGA که پایانه‌های پهنی دارد و اغلب آبی رنگ است، کابل HDMI و پورت نمایش (Display Port).

HDMI‌ و دیسپلی پورت دو اتصال جدیدتر برای مانیتورها محسوب می‌شوند، در حالیکه قدمت DVI و VGA از آن دو بیشتر است. دو کابل جدیدتر دارای مزایای بسیاری از جمله ارائه‌ی کیفیت تصویر بالاتر هستند. همچنین دیسپلی پورت کابلی همه‌کاره است و می‌تواند تنها با استفاده از یک تبدیل ساده، به پایانه‌های تمامی کابل‌های مذکور وصل شود.

از آنجا که اغلب اوقات هیچ کابل اضافه‌ای برای نمایشگرهای اضافه در دسترس نیست، باید نوع کابل موردنیاز برای اتصال مانیتور به رایانه را شناسایی و اقدام به خرید آن کنید. مانیتور ایسری که در بالا بدان پرداختیم، توانایی پشتیبانی از اتصال‌های VGA، DVI و HDMI را دارد.

Acer monitor / مانیتور ایسر

مانیتورها از طریق کارت گرافیک (GPU) با رایانه ارتباط برقرار می‌کننند. کارت گرافیک، قابلیت‌های پردازش گرافیکی یک رایانه را مدیریت می‌کند. بدین ترتیب بدیهی است که مانیتور هم برای کار کردن نیازمند اتصال به کارت گرافیک باشد. حتما از اتصال مانیتور به کارت گرافیک اصلی رایانه اطمینان حاصل کنید. این کارت گرافیک معمولا مجزا است و قدرت بیشتری نسبت به گرافیک مجتمع دارد.

در ادامه، توانایی مانیتور ایسر را در برقراری ارتباط با کارت گرافیک انویدیا GeForce GTX 1070 از درگاه‌های گوناگون بررسی می‌کنیم.

ports / پورت ها

در تصویر بالا، پورت ها از بالا به پایین و چپ به راست به ترتیب عبارت‌اند از دو عدد دیسپلی‌پورت، یک درگاه HDMI، یک دیسپلی پورت و و یک DVI. وجود پنج درگاه بدان معنا است که می‌توان پنج مانیتور را با کابل‌های مختلف و به‌صورت هم‌زمان به این کارت گرافیک متصل کرد. بنابراین با اینکه امکان اتصال کابل VGA به این کارت گرافیک وجود ندارد، می‌توان از هرکدام از کابل‌های HDMI، دیسپلی پورت یا DVI‌ استفاده کرد.

اگر چند مانیتور با درگاه اتصال مشابه داشته باشید، اما تنها یک درگاه از آن نوع روی کارت گرافیک رایانه‌ی شما باشد، باید از وسیله‌ای کوچک به‌نام اسپلیتر یا تقسیم‌کننده استفاده کنید. اسپلیتر یا تقسیم‌کننده، می‌تواند یک درگاه اتصال را به دو درگاه اتصال از همان نوع تبدیل کند. مثلا اگر می‌خواهید دو مانیتور را از طریق کابل HDMI به یک درگاه HDMI وصل کنید، باید از یک اسپلیتر HDMI‌ استفاده کنید. اگر پورت‌های کافی روی کارت گرافیکتان داشته باشید، نیازی به استفاده از اسپلیتر نیست؛ اما اگر تعداد پورت‌ها کمتر باشد، چاره‌ای جز استفاده از اسپلیتر نیست.

گام دوم: پیکربندی مانیتور دوم

ابتدا باید زمانی که مانیتور به کارت گرافیک وصل باشد، مانیتور و رایانه را روشن کنید و منتظر بمانید تا تصویری در مانیتور نمایش داده شود. اگر با صفحه‌ی سیاه یا خالی مواجه شدید، درستی اتصال را بررسی کنید. پس از مشاهده‌ی تصویر در مانیتور دوم، روی صفحه راست‌کلیک کنید و گزینه‌ی تنظیمات نمایشگر (Display settings) را انتخاب کنید.

monitor setup

در این مرحله باید مانند تصویر بالا، مانیتور دوم را در تنظیمات نمایشگر ببینید. ویندوز 10 تنظیمات را به این صورت درآورده است تا پیکربندی مانیتورهای مختلف برای کاربران ساده شود. ابتدا یکی از مانیتورها را در صفحه با کشیدن و رها کردن، به‌صورت دلخواه در سمت راست یا چپ دیگری قرار دهید تا جایگاه دو نمایشگر نسبت به هم تنظیم شود. اگر مانیتوری در سمت راست نمایشگر اصلی دارید، اما در سیستم، تصویر سمت چپ صفحه در آن نمایش داده می‌شود؛ تنها کافی است در این بخش نماد آن را با کشیدن و رها کردن به سمت راست نمایشگر اصلی منتقل کنید.

monitor setup

این بخش در ویندوز ۱۰ از هر دو نوع چینش افقی و عمودی نمایشگرها پشتیبانی می‌کند. بنابراین لزومی به کنارهم‌قراردادن نمایشگرها نیست و می‌توان آن‌ها را روی هم قرار داد. اگر کمی گیج شده‌اید و درست نمی‌دانید کدام نمایشگر ۱ و کدام ۲ است، کافی است روی دکمه‌ی شناسایی (identify) کلیک کنید تا مانیتورها را بشناسید.

monitor setup

پس از تعیین موقعیت مانیتورها، به پایین اسکرول کنید تا به تنظیمات رزولوشن برسید. این اصلی‌ترین گزینه‌ی موجود در تنظیمات است است که باید در مورد مانیتور اعمال شود. ویندوز ۱۰ گاهی رزولوشن نمایشگر دوم را روی میزانی کمتر از حالت پیش‌فرض تنظیم می‌کند. در صورت تمایل به دریافت خروجی تصویر بهتر، می‌توانید رزولوشن نمایشگر دوم را روی مقدار توصیه‌شده (Recommended) یا بالاتر قرار دهید.

display settings

اگر نمایشگر قدیمی و کارت گرافیک جدیدی دارید، می‌توانید در تنظیمات، رزولوشن نمایشگر را روی مقداری بیش از حداکثر رزولوشن ممکن (از نظر سخت‌افزاری) تنظیم کنید! تنظیمات را مطابق میل و نیاز خود تغییر دهید. گزینه‌ی Orientation به شما اجازه می‌دهد حالت نمایشگر خود را بین دو گزینه ی افقی و عمودی انتخاب کنید. Multiple Displays به شما اجازه می‌دهد نمایشگرهای خود را گسترش داده یا میرور (Mirror) کنید. میرور کردن به‌معنای پخش همزمان محتوای یک نمایشگر از نمایشگری دیگر است. به‌یاد داشته باشید که ابتدا باید با کلیک کردن روی نمایشگری که قصد اعمال این تنظیمات را روی آن دارید، آن را انتخاب کنید و سپس تنظیمات دلخواه را اعمال کنید. گزینه‌ی Make this my main display، موجب می‌شود برنامه‌ها روی نمایشگری که به‌عنوان نمایشگر اصلی انتخاب شده است نمایش داده شوند.

نمایش نوار وظیفه (Taskbar)

یکی دیگر از مزایای نامحسوس استفاده از چند نمایشگر، افزایش توانایی مانور کاربر روی نوار وظیفه است. اگر به کار کردن با یک دسکتاپ منظم علاقه دارید، نوار وظیفه ممکن است موجب ایجاد مزاحمت برای کارتان شود. برای تغییر یا حذف نوار وظیفه، با جستجوی عبارت Background در بخش جستجوی ویندوز، عبارت تنظیمات پس‌زمینه (Background settings) را بیابید و با یک کلیک وارد آن شوید. sms در سمت راست، گزینه‌ی نوار وظیفه را انتخاب کنید و به پایین اسکرول کنید تا به عبارت Multiple Displays برسید.

taskbar settings

برای خاموش کردن نوار وظیفه در تمامی مانیتورها به‌جز مانیتور اصلی، گزینه‌ی Show taskbar on all displays را روی حالت خاموش (Off) قرار دهید. اگر نوار وظیفه را روشن بگذارید، می‌توانید با تنظیم گزینه‌ی Show taskbar buttons on در هر مانیتور، به نوار وظیفه اجازه دهید که تمامی برنامه‌های پین‌شده یا تنها برنامه‌های در حال اجرا در آن مانیتور را نشان دهد. در بخش Combine buttons on other taskbars نیز می‌توانید انتخاب کنید که اسامی برنامه‌ها در نوار وظیفه نمایش داده شود یا خیر.

کنترل‌های خارج از پلتفرم ویندوز

اگر کاربری دو رایانه‌ی شخصی با دو سیستم‌عامل متفاوت داشته باشد و بخواهد از هردوی آن‌ها در آن واحد استفاده کند، باید چگونه عمل کند؟ این کار در نگاه اول تاحدودی غیرممکن به‌نظر می‌رسد، مگر در حالتی که کاربر با مفهوم Synergy آشنا باشد. سینرژی یک اپلیکیشن اشتراک ماوس و صفحه‌کلید است که به کاربران اجازه می‌دهد ترکیب‌های مختلفی از رایانه‌های مبتنی بر مک، ویندوز یا لینوکس را به‌صورت همزمان مورداستفاده قرار دهند.

سینرژی برای بسیاری از کاربران هیجان‌انگیز است. می‌خواهید همزمان با استفاده از رایانه‌ی ویندوی خود، یک توزیع لینوکس راه‌اندازی کنید؟ یا شاید بخواهید همزمان با استفاده از دو سیستم‌عامل مک و ویندوز و بدون جدا کردن ماوس و صفحه‌کلید از یک رایانه و اتصال آن به دیگری، یک فایل آفیس تهیه کنید. حتی ممکن است مسئول ویرایش و تصحیح محتوای تولیدشده توسط همکاران‌تان باشید و بخواهید بدون رفتن سر میز یکی از آن‌ها، فایل آفیس او را ویرایش کنید. انجام تمامی این کارها و وظایفی بیش از این‌ها با استفاده از سینرژی امکان‌پذیر است.

البته به‌یاد داشته باشید که این اپلیکیشن رایگان نیست. برای استفاده از نسخه‌ی مبتدی آن ۲۹.۹۹ دلار و برای کار با نسخه‌ی کامل آن باید ۳۹.۹۹ دلار بپردازید. سینرژی در نسخه‌ی پیشرفته، امکاناتی مانند به‌اشتراک‌گذاری کلیپ‌بورد (کپی کردن و چسباندن هر چیزی از یک رایانه در رایانه‌ای دیگر) را هم در اختیارتان می‌گذارد. البته نکته‌ی مثبت سینرژی این است که صرف‌نظر از تعداد رایانه‌هایی که دارید، تنها با یک بار خرید این اپلیکیشن می‌توانید از آن در هر رایانه‌ای استفاده کنید. در واقع شما یک بار این هزینه را می‌پردازید تا دیگر هرگز نیازی به استفاده از ماوس و صفحه‌کلید جداگانه روی رایانه‌های دیگر نداشته باشید.

اکنون که نمایشگرهای شما به‌خوبی کار می‌کنند، می‌توانید آن‌ها را بیش از پیش شخصی‌سازی کنید. تاثیر شخصی‌سازی در یک نمایشگر معمولا چندان چشمگیر نیست، اما در دو یا چند نمایشگر خود را بهتر نشان می‌دهد. با وجود چند نمایشگر شخصی‌سازی‌شده، می‌توان بدون نیاز به ایجاد وقفه در کار، از عملکرد آن‌ها آن لذت برد.

تنظیم چند تصویر زمینه

یکی از مزایای استفاده از چند نمایشگر، امکان بهره‌بردن از چند تصویر زمینه‌ی مختلف به‌صورت همزمان است. دیگر الزامی برای اکتفا به یک تصویر زمینه وجود ندارد. خوشبختانه ویندوز ۱۰ تنظیمات خوبی برای این بخش دارد. برای تنظیم چند تصویر زمینه‌ی مختلف روی چند نمایشگر متصل به یک رایانه، مجددا پنجره‌ی تنظیمات تصویر زمینه را باز کنید. سپس به پایین اسکرول کنید تا گزینه‌ی مرور (Browse) را زیر عبارت Choose your picture مشاهده کنید. روی Browse کلیک و تصویری را که می‌خواهید به‌عنوان تصویر زمینه استفاده کنید انتخاب کنید. می‌توانید این کار را برای هر مانیتور دلخواه انجام دهید.

background

پس از انتخاب تصاویر زمینه، روی تصویر کوچک‌شده‌ی آن‌ها راست‌کلیک کنید. گزینه‌هایی با مضمون «تنظیم برای تمام مانیتورها» و «تنظیم برای مانیتور X» نمایان می‌شود. مطابق میل خود یکی را انتخاب کنید.

background settings

اگرچه اپلیکیشن‌های بسیاری هستند که می‌توانند در تنظیم تصاویر زمینه‌ی چندگانه برای مانیتورهای متعدد به کاربر کمک کنند، اما ساده‌ترین و سریع‌ترین راه ممکن، استفاده از تنظیمات خود ویندوز است. در تصویر زیر، شاهد استفاده از دو تصویر زمینه‌ی معکوس هم در سیستمی با دو مانیتور هستیم.

background

اما اگر کاربر بخواهد یک تصویر زمینه‌ی فوق عریض را به‌گونه‌ای تنظیم کند که هر بخش از آن در یکی از مانیتورها قرار گیرد، باید چگونه عمل کند؟

تصویر زمینه‌ی فوق عریض

برای یافتن یک تصویر زمینه‌ی فوق عریض، از Google images استفاده کنید. با وارد کردن چند کلمه‌ی کلیدی به همراه عبارت Wide Background می‌توانید تصاویر زمینه‌ی دلخواه خود را بیابید. سپس در صفحه‌ی نتایج، در کنار گزینه‌ی تنظیمات، روی عبارت ابزارها (Tools) کلیک کنید تا فهرستی رو به پایین باز شود. از این فهرست گزینه‌ی «اندازه» را بیابید و روی آن کلیک کنید. عبارت‌های مختلفی نمایان می‌شوند که یکی از آن‌ها «بزرگتر از …» است. با حرکت دادن نشانگر ماوس روی آن، اندازه‌های مختلف تصویر نشان داده می‌شود. یکی از این اندازه‌ها را انتخاب کنید تا تصاویر مربوط در صفحه‌ی نتایج ظاهر شوند.

background finding

در نهایت مجددا به صفحه‌ی تنظیمات تصویر زمینه بازگردید و تصویر عریض دلخواهتان را از قسمت Browse انتخاب کنید. حال از بخش Choose a fit، گزینه‌ی Span را انتخاب کنید. اکنون می‌توانید تصویر عریض موردنظر را به‌صورت کشیده در چند نمایشگر ببینید.

تنظیم چند تصویر زمینه‌ی ویدیویی

اکنون که نحوه‌ی تنظیم تصویر زمینه را برای چند نمایشگر فرا گرفتید، می‌توانیم پیشرفته‌تر عمل کنیم و به‌جای تصویر از ویدیو برای پس‌زمینه استفاده کنیم. برای این کار باید از یک نرم‌افزار محبوب به‌نام Wallpape Engine‌ استفاده کنیم. این نرم‌افزار ۴ دلاری در فروشگاه استیم یافت می‌شود. برای تنظیم چند ویدیو به‌عنوان پس‌زمینه‌ی چند مانیتور، Wallpaper Engine را باز کنید. پس از باز کردن این برنامه در استیم و قرار گرفتن آیکون آن در نوار وظیفه، روی آیکون راست‌کلیک و گزینه‌ی تغییر تصویر زمینه را انتخاب کنید.

background video

پس از باز کردن برنامه، باید تمامی مانیتورها در آن نمایش داده شوند. ابتدا یکی از مانیتورها را انتخاب کنید. دو گزینه‌ی «تغییر تصویر زمینه» و «حذف تصویر زمینه» ظاهر می‌شوند. یکی از آن‌ها را انتخاب کنید. با استفاده از گزینه‌ی Layout می‌توانید یک ویدیو را به‌گونه‌ای برای پس‌زمینه انتخاب کنید که هر بخش آن در یکی از مانیتورها نمایش داده شود. پس از انتخاب هر نمایشگر، روی گزینه‌ی تغییر تصویر زمینه کلیک کنید. در همین پنجره، زبانه‌ی Workshop را انتخاب کنید. از اینجا می‌توانید ویدیوهای دلخواه خود را برای پس‌زمینه دانلود کنید.

video background

اینجا انبوهی از ویدیوهای آماده‌ی دانلود را خواهید دید. ابتدا روی ویدیوی دلخواه کلیک و سپس گزینه‌ی دانلود را در سمت راست صفحه انتخاب کنید.

video background

با کلیک کردن روی دانلود، ویدیوی موردنظر شما دانلود و از طریق زبانه‌ی نصب‌شده‌ها (installed) نصب خواهد شد. این زبانه برای ویدیوهای پس‌زمینه‌ی شما نقش کتابخانه را خواهد داشت. البته با این روش تنها می‌توانید ویدیوهای محبوب و مشهور را از طریق بخش Workshop استیم دانلود کنید. اما از طریقی دیگر می‌توانید ویدیوهای موردنظر خود را هم از طریق این اپلیکیشن نصب کنید. تنها کافی است روی گزینه‌ی Open from File در انتهای پنجره کلیک کنید و ویدیوی موردنظر خود را بیابید.

تصویر زمینه ویدیویی

سپس به زبانه‌ی نصب شده‌ها بروید و پس از تنظیم و شخصی‌سازی موارد دلخواه در سمت راست پنجره، روی OK کلیک کنید.

تصویر زمینه ویدیویی

برنامه را ببندید و تمام فرایند بالا را برای هر یک از مانیتورها تکرار کنید. پس از طی این مراحل، ویدیوهایی مسحورکننده در تمامی مانیتورهای خود خواهید داشت. البته به‌خاطر داشته باشید که با تنظیم ویدیوهای پس‌زمینه، به‌دلیل اشغال بخشی از توان پردازنده و کارت گرافیک، عملکرد کلی رایانه‌ی شما افت خواهد کرد و ممکن است سرعت برنامه‌های در حال اجرا در پس‌زمینه افت کند. با این حال اگر کارت گرافیک رایانه‌ی شما قدرتمند است، بهتر است از این ویدیوهای زیبا لذت ببرید.

Rainmeter

Rainmeter یکی از محبوب‌ترین ابزارهای شخصی‌سازی دسکتاپ است. این اپلیکیشن به کاربران اجازه می‌دهد که به‌راحتی پیکربندی ساده یا پیچیده‌ای از چند مانیتور و یک رایانه ایجاد کنند. ابتدا این اپلیکیشن را دانلود و نصب کنید. سپس وقتی پوسته‌ی مدنظرتان مانند همیشه بالا می‌آید، آن را بکشید و در مانیتورهای دلخواه رها کنید.

Rainmeter

این اپلیکیشن پیکربندی‌هایی را که انجام داده‌اید، ثبت می‌کند و به شما اجازه می‌دهد از پوسته‌های دلخواه خود در مانیتورهای مختلف استفاده کنید.

هر کاربری ممکن است به چند مانیتور نیاز داشته باشد

استفاده‌ی همزمان از دو مانیتور، مانند استفاده از درایوهای SSD‌ است. کاربر پیش از خریدن یک حافظه‌ی SSD، آن را اتلاف سرمایه می‌داند، اما به‌محض تهیه‌ی یکی از آن‌ها، ناگهان احساس می‌کند به تعداد بیشتری نیاز دارد! ممکن است بخواهید بازدهی و بهره‌وری کار خود را افزایش دهید، یا شاید فقط می‌خواهید هیجان پیکربندی چند مانیتور با یک رایانه را تجربه کنید. برای بهبود فضای کاری خود می‌توانید با استفاده از یک مانیتور اضافه، تغییرات کوچکی اعمال کنید و لذت استفاده از یک سیستم با چند مانیتور را تجربه کنید.

در پایان از شما دعوت میکنیم برای اطلاع از مشخصات فنی و قیمت مانیتورهای مختلف برندهایی نظیر الجی، سامسونگ، بنکیو، فیلیپس و ایسوس از بخش دیتابیس محصولات زومیت استفاده کنید.

پهپاد یا کوادکوپتر چیست و هنگام خرید آن به چه نکاتی توجه کنیم | راهنمای خرید رایگان

پهپاد یا کوادکوپتر چیست و هنگام خرید آن به چه نکاتی توجه کنیم | راهنمای خرید رایگان

امروزه پهپادها کاربردهای گسترده‌ای پیدا کرده‌اند و ممکن است در فیلمبرداری از مراسم‌های مختلف یا عکس‌برداری از مناطق عملیاتی شاهد استفاده از آن‌ها بوده باشید؛ اما حقیقت این است که پهپادها یا کوادکوپترها که گونه‌ای از این پرنده‌ها هستند، هنوز در ابتدای راه خود بوده و می‌توانند در آینده کاربردهای گسترده‌تری پیدا کنند. مثلا تصور کنید که با یک کوادکوپتر بتوانید زمینی زراعی را آبیاری کنید یا مثلا در مواقع لزوم به مناطق زلزله‌زده کمک‌رسانی کنید؛ اما مسیری که پهپادها طی کرده‌اند تا امروز حتی به‌عنوان اسباب بازی نیز در دسترس باشند بسیار جالب توجه است.

تاریخچه‌ی پهپاد

پهپاد (drone) که مخفف پرنده‌ی هدایت پذیر از دور است، دسته‌بندی‌های متعددی دارد. نوعی پهپاد وجود دارد که کاملا خودران است و اساسا نیاز به دخالت انسان ندارد. نوع دیگر، پرنده‌ای با قابلیت کنترل از راه دور توسط انسان است. در این حالت خلبان روی زمین حضور دارد و به صورت مستقیم یا از طریق نمایشگر یا حتی عینک هوشمند به بررسی مسیر و کنترل پهپاد می‌پردازد. پهپادهای یادشده هرکدام از فناوری‌هایی مختلف با پتانسیل‌های متفاوتی بهره می‌برند؛ اما هردو پهپاد نامیده می‌شوند و در این مقاله یکسان فرض می‌شوند.

ایده‌ی کلی پهپاد حدود یک قرن است که موجودیت دارد. بشر پس از اختراع انواع هواپیما به این فکر افتاد که تمامی روش‌های پرواز با درصدی از خطر همراه است؛ بنابراین بهتر است هواپیمای بدون سرنشین تولید کند.

مقاله‌های مرتبط:

از جمله اولین محصولات با قابلیت کنترل از راه دور می‌توان به قایق کوچک نیکولا تسلا به نام teleautomation اشاره کرد که در سال ۱۸۹۸ رونمایی شد که توسط فرکانس‌های رادیویی کنترل می‌شد. نمونه‌ی دیگر موشکی بود به نام Kettering Bug که در دوره‌ی جنگ جهانی اول توسژ چارلز کترینگ ساخته شد؛ اما لقب اولین پرنده با قابلیت کنترل از راه دور را می‌توان به Queen Bee اختصاص داد. ارتش بریتانیا در حدود سال ۱۹۳۰ در عملیاتی نظامی از آن استفاده کرد.

پهپادها اساسا پروژه‌ای نظامی بودند و تا ده‌ها سال کاربرد آن‌ها به همین حوزه محدود می‌شد؛ چرا که جثه‌ی کوچک آن‌ها مناسب عملیات شناسایی و جاسوسی بود و در صورت پرواز بر فراز آسمان مناطق استراتژیک دشمن، به سختی قابل رؤیت بودند و حتی در صورت رؤیت و انهدام، تنها ضرر وارده، ساخت پهپادی دیگر بود و خسارت جانی در کار نبود. بعدها، نظامیان بمب‌ها را به پهپادها اضافه کردند تا بتوانند در یک حرکت هدف را شناسایی کرده و عملیات بمباران را نیز انجام دهند. پهپادهای نظامی Predator اولین بار در حدود سال ۱۹۹۰ به پرواز در آمدند و از آن زمان تاکنون میلیون‌ها ساعت پرواز کرده‌اند و سبک جنگ‌های آمریکا را تغییر داده‌اند. ارتش آمریکا با استفاده از این پهپادها خسارات جانی خود را کاهش داده است؛ هرچند که این پهپادها نمی‌توانند مانند انسان تصمیمات لحظه‌ای وابسته به شرایط بگیرند. به همین دلیل، حملات پهپادهای Predator هرچند بسیار دقیق است؛ اما تا کنون جان صدها غیرنظامی را گرفته است.

از سوی دیگر، پهپادهایی که به‌منظور استفاده‌ی کاربر عادی طراحی شده‌اند، قدمت چندانی ندارند. کمتر از ۱۰ سال پیش، برخی تولیدکنندکان اسباب‌بازی متوجه شدند که گوشی‌های موبایل تمام تجهیزات لازم برای کنترل یک محصول از راه دور را دارند؛ بنابراین، گوشی‌ها را به هواپیماهای خود متصل کردند تا امکان کنترل هواپیمای اسباب‌بازی توسط موبایل فراهم شود. بعضی شرکت‌های دیگر از حسگرهایی مانند شتاب‌سنج و جهت‌یاب و یک پردازنده‌ی کوچک برای مدیریت این حسگرها استفاده کردند و این محصولات را تا حد زیادی ارتقاء دادند. پیشرفت صنعت گوشی هوشمند باعث کاهش قیمت حسگرهای فوق و عملکرد بهینه‌تر آن‌ها شد. امروزه شاید افرادی که کمی با الکترونیک و کدنویسی آشنایی داشته باشند بتوانند با هزینه‌ی نسبتا کم پهپاد ساده‌ای برای خود بسازند‌.

ساز و کار پهپادها

DJI Drone

پهپادها به‌طور کلی از اجزای زیر تشکیل می‌شوند.

کنترلر اصلی

عضو اصلی سیستم کنترل پرواز در کوادکوپترها کنترلر اصلی یا همان مغز این محصولات است. کنترلر اصلی، رایانه‌ای کوچک است که عموما به زبان لینوکس نوشته می‌شود و به نرم‌افزارهایی اختصاصی برای کنترل وسیله‌ی پرنده مجهز است. در برخی موارد حتی کاربر می‌تواند با استفاده از یک SDK نرم‌افزار دلخواه خود را نیز طراحی کرده و در این محصولات اجرا کند. در برخی طراحی‌ها، کنترلر اصلی یا MC ماژولی مجزا است که دارای پورت‌های اتصال است. در مواردی که برای کاربر معمولی طراحی می‌شوند و معمولا سازوکار ساده‌تری دارند، معمولا یک بورد مداری واحد یا PCB وجود دارد که کنترلر اصلی، حسگرها و کنترلرهای سرعت الکترونیکی و سایر قطعات الکترونیکی لازم برای پرواز را شامل می‌شوند.

کنترلر صلی پهپاد

در مدل‌هایی که طراحی‌های ماژولار دارند، امکان اتصال از نوع SATA نیز فراهم است و می‌توان از این طریق دستگاه را آپگرید کرد. به علاوه، قابلیت ماژولار بودن امکان ارتقا بخش‌های مختلف دستگاه را فراهم می‌کند.

سنسورها

سنسورهای پهپاد

برای این‌که کنترلر اصلی به‌درستی عمل کند، نیاز به اطلاعات مکانی دقیق پهپاد دارد. این اطلاعات معمولا از طریق گروهی از حسگرها شامل شتاب‌سنج، IMUها و ژیروسکوپ‌ها تهیه و ارسال می‌شود. در برخی موارد، یک سیستم معلق اپتیکال و سیستم مکان‌یابی GPS نیز به کمک حسگرهای یادشده می‌آیند. به‌طور کلی، سنسورها به وسیله‌ی پرنده می‌گویند که شتاب آن با چه سرعتی در حال تغییر است، پهپاد در چه جهتی در حال حرکت است و چقدر از زمین ارتفاع دارد. پهپادهای حرفه‌ای که مجهز به دوربین‌های باکیفیت هستند دارای سیستم لرزشگیری به نام گیمبال (gimbal) هستند.

کنترلرهای سرعت الکترونیکی (ESC)

کنترلر سرعت پهپاد

هر موتور پهپاد به یک ESC مجهز است. در ساده‌ترین شکل، ESC جریانی که به هر یک از موتورها وارد می‌شود را تنظیم می‌کند. در سیستم‌های پیچیده‌تر، گاهی عملکرد کنترلر اصلی نیز توسط ESC تعیین می‌شود. این مسئله باعث می‌شود که در مدل‌هایی که از شش روتور یا بیشتر بهره می‌برند، در صورت از کار افتادن یک روتور (چرخاننده)، بازخورد آن به کنترلر اصلی رسیده و پرواز ادامه یابد و فرود با امنیت انجام بگیرد.

دریافت‌کننده

دریافت کننده پهپاد

دریافت‌کننده‌ی رادیویی با کنترلر داخل پهپاد جفت می‌شود تا ارسال و دریافت اطلاعات و دستورات را انجام دهد. دریافت‌کننده‌های جدید معمولا در فرکانس ۲.۴ گیگاهرتز کار می‌کنند. فرکانس معمولی که سایر سیستم‌های رادیویی مانند Wifi از آن استفاده می‌کنند.

موتورها

موتور پهپاد

در بسیاری موارد، موتورها همان نمونه‌های معمول دنیای فناوری هستند که به صورت جفت جفت بسته شده و کار می‌کنند؛ این یعنی هر جفت دارای یک موتور با چرخش ساعت‌گرد و یک موتور با چرخش پادساعت‌گرد است. در تعویض موتور پهپادها باید دقت کرد موتور جدید چه نوع چرخشی دارد و آیا از این لحاظ با جفت خود سنخیت دارد یا خیر. این مسئله ممکن است کمی گمراه‌کننده باشد؛ چرا که طراحی ملخک‌ها بر اساس جهتی که بسته می‌شوند انجام می‌گیرد، نه جهت چرخش آن‌ها که معمولا در جهت عکس است.

ملخک‌ها

ملخک پهپاد

در پهپادهای سبک‌وزن از ملخک‌های پلاستیکی استفاده می‌شود. این ملخک‌ها به دلیل پلاستیکی بودن انعطاف‌پذیر بوده و در مقابل شکستگی مقاوم هستند. مدل‌های سنگین‌تر از فیبر کربن یا مواد خشک‌تر بهره می‌برند که می‌توانند بسیار خطرناک و حتی کشنده باشند. به همین جهت کاربری که از آن‌ها استفاده می‌کند باید باتجربه بوده و محتاط عمل کند؛ در عوض تنها فایده‌ی استفاده از این ملخک‌ها عملکرد بهتر نسبت به ملخک‌ها پلاستیکی در پهپادهای دارای روتورهای متعدد است.

فرستنده

فرستنده پهپاد

برای بسیاری از لوازم هوشمند و اسباب‌بازی‌ها و پهپادهای پرنده، فرستنده در واقع ترکیبی از یک اپلیکیشن موبایل و یک گوشی یا تبلت مجهز به Wifi است. مثلا شرکت Parrot، برای کنترل تمامی کوادکوپترهای خود از وای‌فای استفاده می‌کند. در سوی دیگر، پهپادهایی مانند Spektrum و Futaba وجود دارند که به دریافت کننده مجهز بوده و می‌توانند بازه‌ی وسیعی از ارسال‌کننده‌ها را پشتیبانی کنند. این مسئله دست کاربر را در انتخاب بهترین فرستنده باز می‌گذارد تا بتواند بسته به قابلیتی که انتظار دارد یا بودجه‌ای که در اختیار دارد، مدل مطلوب را انتخاب کند؛ البته باید دقت کنید که معمولا با فرستنده‌ی یک برند، فقط محصولات همان برند را می‌توانید کنترل کنید. پهپادهایی که به صورت یک پکیج عرضه می‌شوند، فرستنده را نیز در داخل جعبه‌ی خود دارند. به این‌گونه پهپادها «آماده‌ی پرواز» گفته می‌شود و مناسب افراد تازه‌کار طراحی شده‌اند.

فرستنده‌ها می‌توانند آن‌قدر ساده باشند که تنها دو جوی استیک را در خود جای دهند، یا آن‌قدر حرفه‌ای و پیچیده باشند که به تعداد زیادی دکمه و نمایشگر و حافظه‌ی قابل ارتقاء مجهز باشند؛ اما مهم‌ترین مسئله در انتخاب فرستنده، سازگاری آن با پهپاد شما است.

بال ثابت در برابر بال گردان

پهپادها یا پرنده‌های بی‌سرنشین در اشکال و ابعاد گوناگون وجود داشته و هریک نقاط قوت و ضعف خود را دارند. در واقع همین ویژگی‌های مثبت و منفی است که باید هنگام خرید در نظر گرفته شوند تا بهترین انتخاب صورت گیرد.

در حال حاضر هواپیماهای کنترلی به دو دسته‌ی عمده تقسیم می‌شوند؛ بال‌ثابت (fixed wing) و بال‌گردان (rotary wing). همان‌طور که احتمالا حدس زده‌اید، هریک از این دو دسته‌ی کلی به تعداد زیادی زیرمجموعه تقسیم می‌شوند که آن زیرمجموعه‌ها نیز بر اساس ویژگی‌ها در دسته‌های جداگانه قرار می‌گیرند؛ ولی ما در این مقاله به تفاوت‌های عمده‌ی دو دسته‌ی یادشده می‌پردازیم.

پهپادهای بال ثابت

در این نوع پهپادها که در واقع هواپیماهای بدون سرنشینی با قابلیت کنترل از راه دور به حساب می‌آیند، ملخک‌ها، جای خود را به بال‌ها خشک و ثابتی داده‌اند که با دامنه‌ی حرکت کم و به کمک سرعت و فشار هوا پرواز را ممکن می‌کنند. در واقع سرعت حرکت پرنده به سمت جلو و حرکت جزئی بال به سمت بالا باعث می‌شود دستگاه به پرواز در بیاید.

پهپاد بال ثابت

کنترل این دستگاه‌ها به واسطه‌ی کنترل سطوحی که در بال قرار گرفته است صورت می‌گیرد. این سطوح از قدیم به نام‌ها شهپر، بالابر و سکان شهرت یافته‌اند و به ترتیب وظیفه‌ی حرکت افقی، عمودی و گردشی پرنده را بر عهده دارند.

برتری عمده‌ی پهپاد بال‌ثابت این است که از ساختار ساده‌تری نسبت به بال متحرک یا گردان برخوردار است. این ساختار ساده‌تر باعث می‌شود نگهداری و تعمیر این نوع آسان‌تر و کم‌هزینه‌تر باشد. مهم‌تر از آن، ساختار ساده، آیرودینامیک بهینه‌تری را به همراه دارد که پروازهای طولانی‌تر در سرعت‌های بالاتر را در هر پرواز سبب می‌شود.

نکته‌ی قوت دیگر بال‌ثابت‌ها این است که به دلیل شاخصه‌های پروازی خاص بال‌ها مصرف انرژی در آن‌ها بسیار کم است.

به علاوه قدرت ترابری بال‌ثابت‌ها نیز بسیار بالا بوده و می‌توانند با مصرف باتری اندک، دوربین‌های بزرگ‌ را با خود حمل کنند.

پهپاد بال ثابت

تنها نقطه ضعف پهپادهای بال‌ثابت این است که برای به پرواز در آمدن و همچنین فرود نیاز به محوطه‌ای آزاد مانند باند فرودگاه دارند. این پرنده‌ها برای کنده شدن از زمین نیاز به سرعت حرکت رو به جلو دارند و از فشار هوا برای به پرواز در آمدن استفاده می‌کنند. بنابراین، نمی‌توانند مانند بال‌متحرک‌ها از نقطه‌ای بلند شده و در نقطه‌ای فرود بیایند.

پهپادهای بال متحرک یا بال گردان

پهپادهای بال متحرک یا روتاری دارای ۲ یا سه ملخک هستند که حول محور یک میله می‌چرخند. به این عناصر گردان روتور می‌گویند. پهپادهای بال‌ثابت در انواع و اقسام مختلف وجود دارند و هلی‌کوپتر (تک روتور)، ترایکوپتر (سه روتور)، کوادکوپتر (چهار روتور)، هگزاکوپتر (شش روتور) و اکتاکوپتر (هشت روتور) از جمله‌ی این نوع پهپادها هستند. در ایران به دلیل رواج مدل چهار روتور، کوادکوپتر و پهپاد تقریبا هم‌ردیف هم به کار رفته و به یک منظور استفاده می‌شوند. به همین دلیل ما نیز در این مقاله این دو اسم را به جای هم به کار بردیم؛ اما واقعیت این است که کوادکوپتر نوعی پهپاد است که از چهار روتور یا بال گردان برخوردار است.

پهپادهای بال متحرک تنوع بسیاری دارند؛ مثلا مدل X8 شامل کوادکوپتری می‌شود که دو روتور دوقلو در دو سمت خود دارد.

در پهپادهای بال متحرک، برعکس بال‌ثابت‌ها، نیازی به نیروی حرکت به سمت جلو و فشار هوا نیست، بلکه این روتورها هستند که با چرخش خود نیروی هوای لازم جهت کنده شدن از زمین را ایجاد می‌کنند.

کنترل پهپادهای بال‌گردان به واسطه‌ی حالت‌ها مختلف وارد کردن دو نیروی پرتاب و گشتاور صورت می‌گیرد. برای مثال، وقتی کوادکوپتری به سمت پایین حرکت می‌کند یعنی روتورهای پشتی نیروی پرتاب بیشتری از روتورهای جلویی تولید می‌کنند. بنابراین، پشت پرنده به دلیل ایجاد نیروی رانش بیشتر بالا می‌آید و دماغه‌ی دستگاه به سمت پایین هدایت می‌شود و حرکت به پایین اتفاق می‌افتد. از طرفی، برای حرکت گردشی از گشتاور استفاده می‌شود؛ به این شکل که روتورهایی که در قطر هم قرار دارند اگر با نیروی برابر گردش نکنند نوعی عدم توازن به وجود می‌آورند که باعث چرخش دستگاه روی محور عمودی می‌شود.

بزرگترین برتری بال‌متحرک‌ها نسبت به بال‌ثابت‌ها عدم نیاز به فضای باز جهت تیک آف یا بلند شدن است. بنابراین، کاربر می‌تواند در فضاهای نسبتا محدود نیز پهپاد خود را بلند کرده و بنشاند. قابلیت‌هایی مانند معلق ماندن در هوا و مانورهای متنوع بازه‌ی کارایی بال‌متحرک‌ها را بسیار گسترده‌تر از بال‌ثابت‌ها کرده است.

از سوی دیگر، پیچیدگی ساختار بال‌گردان‌ها و قطعات مکانیکی و الکترونیکی متعدد آن‌ها، نگهداری، تعمیر این پرنده‌ها را نسبت به بال‌ثابت‌ها دشوارتر کرده و هزینه‌های زیادی در بر دارد.

در نهایت، به دلیل سرعت پایین و کوتاه بودن زمان هر پرواز، کاربر مثلا برای انجام یک بررسی جغرافیایی از یک منطقه مجبور است چندین مرتبه پرواز را تکرار کند که این مسئله نیز باعث هدررفت زمان و افزایش هزینه‌های عملیاتی می‌شود.

در مجموع برتری‌های مهم مدل بال‌متحرک نسبت به بال ثابت منجر به تنوع و محبوبیت بیشتر این مدل شده است و ما نیز به همین دلیل، در این راهنمای خرید از زومیت به بررسی انواع پهپادهای بال‌متحرک می‌پردازیم.

ویژگی‌های مهم در پهپادها

پهپاد Anafi / drone

بسیاری از افراد هنگام خرید پهپاد نمی‌دانند به چه نکاتی توجه کنند و به دنبال چه قابلیت‌هایی باشند. در ادامه به فهرست کردن قابلیت‌های مهم پهپادها، نحوه‌ی کار و فایده‌ی هر یک می‌پردازیم.

زمان پرواز

بسته به این‌که پهپاد شما از چه نوعی است و حجم باتری آن چقدر است، زمان پرواز بین ۵ تا ۳۰ دقیقه متغیر است. مبتدی‌ترین پهپادها زمان پروازی در حدود پنج تا ۱۰ دقیقه دارند؛ اما باتری آن‌ها به‌سادگی قابل‌ تعویض است. با توجه به قیمت پایین باتری این رده از پهپادها، کاربران معمولا سه یا چهار باتری اضافه با خود دارند و هنگام خالی شدن باتری، برای ادامه‌ی پرواز از آن‌ها استفاده می‌کنند؛ اما در مورد پهپادهای سنگین‌تر و گران‌تر، لوازم جانبی نیز گران‌تر هستند. با این وجود، اگر تمایل دارید، می‌توانید باتری اضافه تهیه کرده و زمان پرواز خود را افزایش دهید؛ چرا که تمام شدن باتری وسط فیلمبرداری و بازگشت به منزل جهت شارژ کردن می‌تواند بسیار آزاردهنده باشد.

دوربین

همکاری DJI با هسل بلاد

دوربین تقریبا عضو ثابت تمامی پهپادها به حساب می‌آید. در پهپادهای ارزان‌تر، دوربین به‌عنوان یک افزونه عرضه می‌شود و بستگی به شما دارد که بخواهید آن را نصب کنید. در صورت عدم استفاده از دوربین، می‌توانید چند دقیقه‌ای به زمان پرواز پهپاد خود اضافه کنید. بنابراین، اگر قصد عکاسی و فیلمبرداری ندارید، توصیه می‌شود آن را جدا کرده و وزن کلی دستگاه را کاهش دهید؛ اما یکی از جذاب‌ترین کاربردهای پهپادها همین قابلیت عکاسی و فیلمبرداری است. برخی پهپادها دارای دوربین اختصاصی متصل‌به‌بدنه هستند و در برخی دیگر می‌توان دوربین دلخواه را در دستگاه تعبیه کرد.

بسته به سازنده‌ی پهپاد، ویژگی‌هایی شامل ISO، سرعت شاتر، اندازه‌ی عکس و ویدیو و… ممکن است در دسترس باشند.

ارتفاع پرواز

پهپادها از لحاظ ارتفاع پرواز نیز با یکدیگر مقایسه می‌شوند و ممکن است در دسته‌بندی‌هلی جداگانه قرار بگیرند. بلندپروازترین پهپادها می‌توانند تا ارتقاع ۱۱ هزار پایی نیز پرواز کنند؛ البته ما در مورد پهپادهای کاربری صحبت می‌کنیم و پهپادهای نظامی شرایط کاملا متفاوتی دارند. پهپادهای کاربری اصولا نباید خیلی بلند پرواز کنند؛ چرا که ممکن است در پرواز هواپیماها اختلال ایجاد کنند. به علاوه اگر پهپادی در ارتفاع خیلی بالا از کنترل خارج شود، سقوط سنگینی خواهد کرد و در صورت فرود آمدن روی کسی می‌تواند منجر به مرگ او شود.

فایده‌ی پهپادهای بلندپرواز عمدتا در فیلمبرداری‌های هوایی در حوزه‌ی سینما یا صنعت است. پهپادهای بلندپرواز معمولا از ژیروسکوپ ۶ محوره برخوردار هستند و این یعنی فیلمبرداری با این پهپادها در مقایسه با حالتی که فیلمبردار از داخل هلی‌کوپتر فیلمبرداری کند، بسیار باکیفیت‌تر از کار در می‌آید.

در مصارف صنعتی، بررسی سایت پروژه برای طرح‌ریزی و نقشه‌کشی به کمک پهپادهای بلندپرواز صورت می‌گیرد. پهپادهای DJI سری Phantom جزو پهپادهای بلندپرواز باکیفیت در دنیا به شمار می‌آیند.

ظرفیت حمل بار

از دیگر ویژگی‌هایی که هنگام خرید باید مد نظر قرار داد، ظرفیت حمل بار است. بسیاری از پهپادهای مبتدی نهایتا تا ۲۰۰ گرم بار را می‌توانند حمل کنند. البته این مقدار برای حمل یک دوربین GoPro کافی است؛ اما چنان‌چه قصد استفاده‌ی حرفه‌ای مثل فیلمبرداری از مراسم و… دارید باید به فکر تهیه‌ی پهپادی باشید که ظرفیت حمل بار بیشتری داشته باشد تا مثلا دوربین DSLR خود را با خیال آسوده به آن بسپارید.

ظرفیت حمل بار در پهپادها به موارد متعددی بستگی دارد. مهمترین عامل را می‌توان قدرت موتور یا همان نیروی رانش و کندن از زمین دانست. به همین دلیل معمولا در پهپادهایی که ظرفیت حمل بار بالایی دارند از تعداد روتور بیشتری استفاده می‌شود. استحکام بدنه‌ی پهپاد و پایین بودن وزن آن نیز تأثیر زیادی در شاخصه‌ی یادشده دارند. همچنین، وقتی تعداد روتورها افزایش یابد و گردش با تمام قدرت انجام گیرد، طبیعی است که مصرف باتری نیز افزایش می‌یابد؛ بنابراین ظرفیت باتری نیز در میزان قابلیت حمل بار تأثیر دارد که این شاخصه خود باعث افزایش وزن دستگاه نیز می‌شود.

در رده‌ی پهپادهای مبتدی، مدل X8C که محبوبیت خاصی هم دارد، با وجود قیمت پایین، می‌تواند حدود ۲۰۰ گرم بار را حمل کند. این یعنی مثلا می‌توانید دوربین اکشن GoPro را به آن متصل کنید و از فیلمبرداری هوایی باکیفیت لذت ببرید.

Syma X8C

در رده‌های حرفه‌ای معمولا DJI حرف اول را می‌زند. DJI S900 نام پهپادی از این شرکت است که به منظور حمل بار تولید شده است و با شش ملخکی که دارد می‌تواند تا ۳ کیلوگرم بار را جابه‌جا کند. این ظرفیت بسیار بیشتر از چیزی است که برای حمل یک دوربین دیجیتال حرفه‌ای به آن نیاز دارید. بدنه‌ی دستگاه یادشده از فیبر کربن ساخته شده است و این یعنی در عین سبکی استحکام بالایی دارد. باتری S900 ظرفیتی معادل ۱۶ هزار میلی‌آمپر ساعت داشته و می‌تواند به مدت ۱۸ دقیقه این پهپاد را در آسمان به پرواز در بیاورد.

DJI S900

دی‌جی‌آی مدل‌های بالاتری از این محصول را نیز تولید کرده است. مثلا S1000 با هشت روتور می‌تواند تا سقف پنج کیلوگرم بار را حمل کند. بدنه‌ی این پهپاد نیز از جنس فیبر کربن بوده با داشتن باتری ۱۶ هزار میلی‌آمپری قادر است تا سقف ۱۵ دقیقه پرواز کند.

حالت هدلس
DJI Drone

همان‌طور که می‌دانید، هر پهپاد دارای پیشانی و پشت است. وقتی شما پشت سر پهپاد قرار می‌گیرید، فشردن کلید یا استیک حرکت به چپ روی ریموت باعث حرکت پهپاد به سمت چپ می‌شود؛ اما وقتی پهپاد می‌چرخد و روبه‌روی شما قرار می‌گیرد، استیک ریموت و پهپاد عکس یکدیگر عمل می‌کنند؛ این یعنی فشردن کلید حرکت به چپ، پهپاد را به سمت راست هدایت خواهد کرد و بالعکس. این اتفاق می‌تواند مخصوصا برای افراد تازه‌کار بسیار گمراه‌کننده و دردسرساز باشد.

با فعال کردن حالت هدلس این مسئله به‌سادگی حل می‌شود. مادامی که این حالت فعال است، تحت هرشرایطی کلید چپ پهپاد شما را به سمت چپ و کلید راست آن را به سمت راست هدایت خواهد کرد.

قابلیت بازگشت به مبدا

پهپاد

این ویژگی همان کاری را انجام می‌دهد که از نام آن برمی‌آید؛ در صورت داشتن این ویژگی، با فشردن یک کلید، پهپاد شما به نقطه‌ای که از آن به پرواز در آمده بود بازمی‌گردد. چنین قابلیتی برای مواقعی که پهپاد از دیدرس شما خارج شده است می‌تواند بسیار مفید باشد؛ البته عملکرد بازگشت به مبدأ در پهپادهای گران‌قیمت مجهز به GPS با عملکرد بازگشت به مبدأ در پهپادهای مبتدی ارزان‌قیمت بسیار متفاوت است.

در پهپادهای مجهز به GPS، قبل از شروع پرواز باید اجازه دهید تا اتصال کامل بین دستگاه و ماهواره‌های GPS برقرار شود. این‌کار باعث می‌شود، پهپاد بداند قبل از پرواز دقیقا کجا قرار داشته است. در این‌صورت با فشردن کلید بازگشت به مبدأ، دقیقا می‌داند به کجا بازگردد.

در سوی دیگر، استفاده از این ویژگی در کوادکوپترهای ارزان‌قیمت بدون ماژول GPS انجام می‌گیرد و وابسته به حالت هدلس است. در این دستگاه‌ها فشردن کلید بازگشت به مبدأ صرفا پهپاد را به عقب می‌راند و در صورتی که بدون فعال بودن حالت هدلس از آن استفاده شود ممکن است دستگاه در جهت عکس حرکت کند و مجبور به تعقیب و گریز آن شوید.

گیمبال سه‌محوره

پهپاد

گیمبال دستگاهی است که با چرخش روی محور خود لرزش‌های دوربین را خنثی می‌کند. گیمبال در سه محور گردشی، بالا و پایین لرزشگیری را انجام می‌دهد و به ضبط ویدیوی شفاف‌تر کمک می‌کند. ویدیوی زیر به وضوح تأثیر گیمبال در فیلمبرداری را به تصویر می‌کشد.

حالت تعقیب کاربر یا Follow Me

پهپادهایی که به این حالت مجهز هستند، می‌توانند پشت سر شما حرکت کرده و می‌توانند از شما فیلمبرداری کنند. برخی پهپادها به میکروفن نیز مجهز هستند و این یعنی همزمان می‌توانید پهپاد را دنبال خود راه بیاندازید و از مکان‌های تفریحی گزارش تهیه کنید.

بُرد یا گستره‌ی کنترل

بُرد یک پهپاد به حداکثر فاصله‌ای که در آن قادر به کنترل پهپاد باشید اطلاق می‌شود. بهتر است قبل از خرید، به هدف خود از خرید پهپاد فکر کنید. برد یا گستره‌ی کنترل پهپادها محصول به محصول متفاوت است و معمولا برای کوادکوپترهای مبتدی بین ۵۰ تا ۱۰۰ متر و برای محصولات پیشرفته‌ای مثل DJI Phantom 4 در حدود ۵۰۰۰ متر است.

قابلیت کنترل با گوشی هوشمند

پهپادهایی وجود دارند که به راحتی می‌توان آن‌ها را به کمک یک اپلیکیشن کنترل کرد. این پهپادها معمولا از بلوتپث یا WiFi برای برقراری اتصال با گوشی هوشمند استفاده می‌کنند. به همین دلیل یکی از نقاط ضعف آن‌ها در مقایسه با کنترلرهای رادیویی ملقب به RC را می‌توان بورد کوتاه ارتباط بین دستگاه و گوشی دانست.

مشکل دیگر هنگام کار با این نوع پهپادها صفحه‌ی لمسی گوشی است. در کنترل پهپاد، چنان‌چه دست شما ناحیه‌ای از صفحه‌ی لمسی را به اشتباه لمس کند ممکن است پهپاد خود را از دست بدهید. بنابراین، هرچند این امکان به دلیل عدم نیاز به کنترلر مجزا، می‌تواند جذاب باشد، در مقایسه با ریموت کنترل‌هایی که روی فرکانس ۲.۴ گیگاهرتز کار می‌کنند و بورد زیادی دارند گزینه‌ی ضعیف‌تری به حساب می‌آیند.

DJI Spark Remote Controller

بهترین گزینه‌ها از نقطه‌نظر یادشده، پهپادهایی هستند که از هر دو نوع سیستم کنترل از راه دور یادشده پشتیبانی می‌کنند. بنابراین اگر محدودیت خاصی از لحاظ هزینه ندارید، بهتر است دنبال گزینه‌ای باشید که ضمن داشتن کنترلر اختصاصی، از اتصال با گوشی هوشمند نیز پشتیبانی کند. برای نمونه، مدل Spark از محصولات DJI از این قابلیت برخوردار است.

مقاله‌های مرتبط:

لوازم یدک

پس از انتخاب پهپاد ایده‌آل خود، بهتر است بررسی کنید که آیا لوازم آن در بازار موجود است یا خیر؛ چرا که در بسیاری مواقع ممکن است با یک تصادف ساده نیاز به تعویض ملخک‌ها، موتورها، دوربین یا پایه‌ها پیدا کنید. بنابراین، بهتر است مدلی را انتخاب کنید که لوازم یدک آن به اندازه‌ی کافی در دسترس باشد.

انواع پهپاد از لحاظ کاربری

پهپادها از لحاظ کاربری یا در واقع هدفی که از خرید پهپاد دارید، به چهار دسته‌ی کلی پهپادهای مبتدی، سرگرمی، حرفه‌ای یا دوربینی و مسابقه‌ای تقسیم می‌شوند. در ادامه توضیح هر دسته، یکی از بهترین محصولات در هر رده را معرفی می‌کنیم.

۱. پهپادهای مبتدی

این پهپادها قیمت معقولی دارند و مخصوص انجام پروازهای کوتاه با بُرد کوتاه طراحی شده‌اند. به پرواز در آوردن این پهپادها آسان است و مقاومت دستگاه در برابر تصادف‌های جزئی قابل‌قبول است. همچنین خرید لوازم جانبی برای این دستگاه‌ها به دلیل قیمت پایین آن‌ها آسان‌تر است.

پهپاد

یکی از بهترین پهپادهای رده‌ی مبتدی Altair AA180 است. این پهپاد که به دوربین زاویه‌ی اول شخص نیز مجهز است تنها ۱۲۹.۸۰ دلار قیمت دارد و برای کسی که می‌خواهد اولین پهپاد خود را تهیه کند گزینه‌ی مناسبی به شمار می‌رود. پهپاد یادشده کوچک بوده و ابعاد آن معادل ۱۸ در ۲۰ در ۴.۵ سانتی‌متر است و تنها ۸۵ گرم وزن دارد. این یعنی می‌توانید برای تفریح یا تمرین، Altair AA180 را در داخل منزل نیز به پرواز در بیاورید.

پهپاد نام‌برده به مدت ۱۰ دقیقه پرواز مداوم را به شما ارائه می‌کند و در صورت روبه‌اتمام بودن باتری یا خارج شدن پهپاد از گستره‌ی کنترل، هشدار می‌دهد. پهپاد شرکت Altair به حالت هدلس (headless) نیز مجهز است تا کاربر مبتدی با اشتباه گرفتن جهات، پهپاد را به اطراف نکوبد. گستره‌ی کنترل این محصول حدودا ۱۰۰ متر است که برای یک پهپاد با قیمت ذکرشده بسیار مناسب است.

این دستگاه مقرون‌به‌صرفه به یک دوربین اول‌شخص HD برای ضبط ویدیوی 720p یا عکسبرداری مجهز است و به همراه چهار ملخک اضافه و چهار پوشش لاستیکی اضافه برای پایه‌ها عرضه می‌شود.

۲. پهپادهای سرگرمی

این نوع کوادکوپترها معمولا در عین مقرون‌به‌صرفه بودن، دوام بالایی داشته و معمولا از ویژگی‌های پیشرفته‌ای برخوردار هستند. پهپادهای سرگرمی مخصوص افراد باتجربه طراحی شده‌اند و معمولا دوربین‌های حرفه‌ای‌تری دارند. این موضوع آن‌ها را برای ضبط ویدیوهای خلاقانه، به گزینه‌های بهتری نسبت به کوادکوپترهای مبتدی تبدیل می‌کند.

پهپاد

اگه تجربه‌ی کار با پهپاد مبتدی را دارید و به دنبال خرید محصولی پیشرفته‌تر هستید، پهپاد Altair 818 Plus می‌تواند یکی از بهترین گزینه‌ها برای شما باشد. این پهپاد به لطف چندسرعته بودن، امکان فیلمبرداری‌های خلاقانه را برای شما فراهم می‌کند. طراحی این محصول بسیار با دوام است و قابلیت ثابت ماندن در هوا را دارد؛ به‌طوری که اگر باد شدید نباشد، پهپاد در هوا کاملا ثابت می‌ایستد.

نقطه‌ی قوت بارز این دستگاه عکسبرداری هوایی آن است. 818 پلاس، عمر باتری ۱۵ دقیقه‌ای دارد و از فاصله‌ی ۱۵۰ متری قابل کنترل است. همین قابلیت سبب می‌شود به عنوان کاربر بتوانید عکس‌های فوق‌العاده‌ای موسوم به نمای چشم پرنده بگیرید. به‌علاوه، استریم مداوم و زنده‌ی ویدیو از زاویه‌ی اول شخص نیز از ۶۰ متری قابل‌انجام است. همچنین یک کارت حافظه‌ی TF نیز همراه دستگاه عرضه می‌شود تا هر آن‌چه که برای ساخت ویدیو و گرفتن عکس‌های خلاقانه نیاز دارید در اختیار شما باشد.

۳. پهپادهای حرفه‌ای یا دوربین محور

این پهپادها بسیار گران‌قیمت بوده و به همراه قابلیت‌های پیشرفته عرضه می‌شوند. در نتیجه، تصاویر خامی که با این پهپادها ضبط می‌کنید کیفیت فوق‌العاده‌ای خواهند داشت. دوربین این پهپادها بسیار باکیفیت بوده و به دلیل استفاده از GPS قابلیت «بازگشت به خانه» در آن‌ها هنگام گم شدن پهپاد عالی عمل می‌کند.

پهپاد DJI Phantom 4

بهترین پهپاد دوربین‌محور حال حاضر را می‌توان DJI Phantom 4 معرفی کرد. اگر قصد دارید از پهپاد خود برای اهداف حرفه‌ای استفاده کنید، این کوادکوپتر می‌تواند بهترین گزینه برای شما باشد. فانتوم ۴ می‌تواند با استفاده از GPS مسیر خود را پیدا کند. حداکثر سرعت پهپاد یادشده ۷۲ کیلومتر بر ساعت بوده و دستگاه به سیستم هوشمند پرهیز از موانع مجهز است. حداکثر زمان پرواز این پهپاد ۳۰ دقیقه است و به واسطه‌ی داشتن گیمبال می‌تواند تصاویر 4K اولترا HD را با نرخ ۳۰ یا ۱۲۰ فریم بر ثانیه (برای تصویر آهسته) با کیفیت مطلوبی ضبط کند.

لنز دوربین فانتوم ۴ در ثبت جزئیات عالی عمل می‌کند و به کمک نرم‌افزار DJI می‌توانید ویرایش‌های دلخواه خود از جمله افزودن متن و موسیقی را روی ویدیوهای ارسالی اعمال کنید. DJI Phantom 4 با قیمت ۹۹۵ دلار یک پهپاد کامل برای مصارف حرفه‌ای به شمار می‌رود.

۴. پهپادهای مسابقه‌ای

پهپادهای مسابقه‌ای با محوریت سرعت ساخته شده‌اند. پیشرفته‌ترین پهپادهای مسابقه‌ای می‌توانند تا ۱۱۲ کیلومتربرساعت سرعت بگیرند که این سرعت در حالت پرواز به سمت پایین به ۱۶۰ کیلومتربرساعت نیز می‌رسد. پهپادهای مسابقه به دوربین اول‌شخص مجهز هستند و حالتی را برای شما به‌وجود می‌آورند که گویی داخل پهپاد نشسته‌اید و آن را هدایت می‌کنید. از این محصولات اغلب در مسابقات استفاده می‌شود.

پهپاد

لقب بهترین پهپاد مسابقه‌ای موجود را می‌توان به RISE Vusion 250 داد. در پهپادهای مسابقه عملکرد، سرعت و کنترل اهمیت بالایی دارد و پهپاد نام‌برده در هر سه فاکتور یکی از بهترین‌ها به شمار می‌آید. بیشینه‌ی سرعت این پهپاد ۹۶ کیلومتربرساعت است و به لطف داشتن دوربین اول شخص، نمایشگر،عینک و پردازنده‌ی قدرتمند ۵.۸ گیگاهرتزی می‌توانید بدون هیچ‌گونه تأخیر، تصاویر ارسالی از پهپاد را تماشا کنید. مضاف بر این، ساختار ماژولار این پهپاد باعث می‌شود چنان‌چه بدنه‌ی مقاوم آن آسیب ببیند، قطعات آن به‌راحتی قابل‌تعویض باشد.

برندهای برتر موجود در ایران

امروزه پهپاد به صنعتی درآمدزا تبدیل شده است و متعاقبا شرکت‌های تولیدکننده‌ی زیادی در این حوزه به‌وجود آمده‌اند؛ اما طبیعتا تمامی این برندها در ایران موجود نیستند و شما هنگام خرید با بازه‌ی نسبتا محدودی از محصولات مواجه خواهید بود. در ادامه به معرفی چهار برند موجود در ایران که بیشترین تنوع محصول را دارند می‌پردازیم.

DJI

DJI

شرکت چینی دی‌جی‌آی یکی از موفق‌ترین و کهنه‌کارترین شرکت‌های عرصه‌ی نوظهور پهپاد است که در ایران نیز نمایندگی رسمی دارد. DJI نه تنها در ایران، بلکه در دنیا نیز از شهرت بسیار بالایی برخوردار است. مقر اصلی این شرکت در گوانژوی چین است و تأسیس آن به سال ۲۰۰۶ برمی‌گردد. محصولات این شرکت به عملکرد عالی تثبیت‌کننده‌های لرزش و کیفیت بالای دوربین‌ مشهور بوده و بازه‌ی وسیعی از کاربردهای صنعتی و تجاری را شامل می‌شوند. دقت داشته باشید که اگر برای اولین بار است که قصد خرید پهپاد دارید، شاید محصولات DJI به دلیل حرفه‌ای‌تر بودن و قیمت نسبتا بالاتر گزینه‌ی چندان مناسبی برای شما نباشد. سری فانتوم و ماویک از موفق‌ترین محصولات این شرکت به حساب می‌آیند که فروش بسیار خوبی در سطح جهان تجربه کرده‌اند.

MJX

MJX

شرکت ام‌جی‌ایکس نیز مانند دی‌جی‌آی چینی بوده و مقر اصلی آن در گوانژو است. این شرکت اگرچه نسبت به DJI چندان کهنه‌کار نیست، اما با سرمایه‌گذاری‌هایی که در بخش تحقیق و توسعه انجام داده توانسته است محصولات جذابی را روانه‌ی بازار کند که از آن جمله می‌توان به سری BUG اشاره کرد. محصولات سری BUG از سال ۲۰۱۶ توسط این شرکت طراحی و تولید شده و موفق به اخذ انواع گواهی‌های بین‌المللی شدند.

Syma

Syma

از دیگر شرکت‌های چینی مستقر در گوانژو که محصولات آن به وفور در ایران یافت می‌شوند، سایما است. پهپادهای این شرکت طبق شعاری که در صفحه‌ی معرفی سایت رسمی آن نوشته شده است، مناسب افراد تازه‌کار است. بنابراین، اگر تازه‌کار هستید و نمی‌خواهید تا یادگیری کامل متحمل هزینه‌ی زیادی شوید، پهپادهای سایما مخصوصا سری مقرون‌به‌صرفه‌ی ۵ می‌توانند نیاز شما را برآورده کنند. البته این شرکت در سری ۸ پهپادهای حرفه‌ای مجهز به GPS و دوربین متحرک را نیز عرضه می‌کند که در صورت تمایل می‌توانید پهپاد حرفه‌ای خود را نیز از این برند انتخاب کنید. سایما نیز مانند DJI در ایران نمایندگی رسمی دارد.

WLtoys

WLtoys

برخلاف سه برند دیگر، WLtoys برندی اروپایی به حساب می‌آيد و مقر اصلی آن در کشور هلند است. این شرکت تولید اسباب‌بازی، انواع ماشین کنترلی، قایق، هواپیما، هلی‌کوپتر و پهپاد را تولید می‌کند و پهپادهای آن در ایران هم‌رده‌ی پهپادهای سایما به حساب می‌آیند. بنابراین، می‌توانند برای افراد تازه‌کار مناسب باشند.

در مجموع اگر بخواهیم از لحاظ قیمت دسته‌بندی کنیم، ارزان‌ترین پهپادها را سایما با قیمت فعلی ۲۸۰ هزار تومان و گران‌ترین و البته باکیفیت‌ترین پهپادها را DJI با قیمتی در حدود ۱۸ میلیون تومان عرضه می‌کند.

شرایط به پرواز در آوردن پهپاد در ایران

مقاله‌های مرتبط:

برای اینکه بتوانید پهپاد خود را بدون مشکل در کشور پرواز دهید لازم است قوانین خاصی را رعایت کنید. قوانین مرتبط با پهپاد اساسا به سه دسته‌ی کلی تقسیم می‌شوند. دسته‌ی اول به شرایط جوی و محیطی مربوط می‌شود که این موارد بستگی زیادی به نوع و قدرت پهپاد شما دارند. دسته‌ی دوم به شاخصه‌های وزن و سرعت دستگاه شما مربوط می‌شود. به‌طور کلی هرچه دستگاه شما سنگین‌تر و سریع‌تر یا در واقع حرفه‌ای‌تر باشد، محدودیت‌های پروازی بیشتری خواهد داشت. دسته‌ی سوم محدودیت‌های جغرافیایی از قبیل اماکن نظامی و فرودگاه‌ها را شامل می‌شود. در ادامه جزئیات این محدودیت‌ها را در قالب جداول مجزا می‌بینید.

دسته‌ی اول:

جدول قوانین مرتبط با به پرواز در آوردن پهپاد و محدودیت‌های پروازی با توجه به شرایط محیطی مانند نور، دما و….

نوع متغیر محدودیت‌ها
نور نیم ساعت بعد از طلوع آفتاب و نیم ساعت قبل از غروب، دور از مه و غبار شدید (وضوح دید ۲۰۰۰ متر)
دما در محدوده‌ی مجاز دمای کاری دستگاه‌ها (عموما ۰ تا ۴۵ درجه)
ارتفاع منطقه با توجه به محدودیت‌های پیش‌رانش و آیرودینامیک وسیله‌ی پرنده تعیین می‌شود. (ارتفاع از سطح دریا)
باد با توجه به محدودیت‌های پیش‌رانش و آیرودینامیک وسیله‌ی پرنده تعیین می‌شود. (عموما کمتر از ۳۰ کیلومتر بر ساعت)
رطوبت عموما کمتر از ۹۵ درصد با توجه به محدودیت سامانه‌ها و بروشور مشخصات فنی – عدم پرواز زیر باران
سایر موارد عدم پرواز داخل ابرها، دوری از رعدوبرق، تندبادها و گردبادها، حریق و طوفان‌ها

دسته‌ی دوم:

۱. جدول قوانین مرتبط با به پرواز در آوردن پهپاد و محدودیت‌های پروازی با توجه به وزن پهپاد

ردیف وزن برخاست نوع وسیله‌ی پرنده   نیاز به مجوز        توضیحات      
۱ کمتر از یک کیلوگرم هر نوع ندارد دسته‌ی سرگرمی
۲ کمتر از ۱۰ و بیش از یک کیلوگرم هر نوع ندارد با خلبان دوره دیده
۳ کمتر از ۲۰ و بیش از ۱۰ کیلوگرم صرفا رادیو کنترل


سایر پرنده‌ها

ندارد


دارد

فقط در زمین پرواز


با خلبان دوره دیده

۴ کمتر از ۵۰ و بیش از ۲۰ کیلوگرم هر نوع دارد با مجوز عملیات
۵ بیش از ۵۰ کیلوگرم هر نوع فقط با مجوز نظامی با مجوز عملیات

۲. جدول قوانین مرتبط با به پرواز در آوردن پهپاد و محدودیت‌های پروازی با توجه به سرعت حرکت پرنده

ردیف سرعت پرواز نوع وسیله‌ی پرنده  نیاز به مجوز جداگانه       توضیحات    
۱ کمتر از ۴۰ کیلومتر بر ساعت (۱۱ متر بر ثانیه) عمودپرواز ندارد
۲ کمتر از ۹۰ کیلومتر بر ساعت (۲۵ متر بر ثانیه) هواپیما ندارد
۳ بیشتر از ۹۰ و کمتر از ۱۵۰ کیلومتر بر ساعت هواپیما ندارد فقط در زمین پرواز
۴ بیشتر از ۱۵۰ و کمتر از ۳۰۰ کیلومتر بر ساعت هواپیما دراد زمین پرواز مخصوص
۵ بیش از ۳۰۰ کیلومتر بر ساعت هواپیما فقط با مجوز نظامی زمین پرواز مخصوص

دسته‌ی سوم:

جدول قوانین مرتبط با به پرواز در آوردن پهپاد و محدودیت‌های پروازی با توجه به اماکن و محل‌های جغرافیایی

ردیف نوع محل فاصله از محل   علت   توضیحات    
مولفه ۱ فرودگاه‌ها و محل‌های پروازی پنج کیلومتر تداخل با پرواز وسایل دارای سرنشین تعیین محدوده بر اساس AIP
۲ بیمارستان‌ها، مدارس و اماکن آموزشی، آسایشگاه‌ها، مساجد، زیارتگاه‌ها و… دوری در حد عدم مزاحمت صوتی اختلال در فعالیت مراکز به دلیل آلودگی صوتی بستگی فاصله به صدای پرنده
۳ اماکن دارای ممنوعیت عکس‌برداری (پادگان‌ها، سدها، سفارت‌خانه‌ها، خطوط انتقال نفت و گاز، مراکز امنیتی و نظامی و…) ۱۰۰ متر با رعایت شرایط ممنوع بودن عکس‌برداری در حدی که اماکن در تصویر مشهود نباشند
۴ آثار باستانی محافطت شده در حد حریم تعیین شده امکان ایجاد صدمه و تخریب آثار باستانی برای پرنده‌های بیش از ۱۰ کیلوگرمی
۵ سکوها و سایت‌های پدافند و نوار مرزی کشور ۵۰۰ متر امکان اشتباه گرفتن به عنوان تهدید و شلیک افزایش فاصله با توجه به ابعاد پرنده
۶ محل تجمع انسان‌ها ۳۰ متر احتمال برخورد با انسان
۷ بزرگراه‌ها، خیابان‌ها و خطوط ریلی ۵۰ متر خطر تصادف
۸ داخل تونل‌ها به‌کلی ممنوع ریسک بالای پرواز
۹ پمپ بنزین‌ها و اماکن قابل اشتعال ۱۰۰ متر امکان ایجاد حریق در اثر سانحه‌ی احتمالی
۱۰ منابع نویز و اختلال رادیوی (کابل‌های فشار قوی، دکل‌های بی‌سیم، BTS، رادارها و…) به‌طور متوسط ۱۰۰ متر امکان اختلال در کنترل رادیویی پرنده و حادثه افزایش فاصله متناسب با قدرت منابع اختلال

نهایتا، پیشنهاد می‌شود که هنگام پرواز، از آسمان‌خراش‌، بند، کابل، لوازم مکنده و دمنده‌ی هوا، ابر، کوه و عوارض جغرافیایی پرهیز شود.

علاوه بر این، در ایران کارگروهی تحت عنوان صنایع هوایی بدون سرنشین یا کارگروه پهپاد تشکیل شده است که وظیفه‌ی صدور گواهینامه‌ی خلبانی پهپاد، پلاک کردن، نظارت و رسیدگی به امور پهپادها را بر عهده دارد. همچنین مرکز ساماندهی پهپادهای غیرنظامی اتحادیه هوافضا نقشه‌ی تلفیقی زمینی و هوایی را ترتیب دیده‌اند که با مراجعه به آن می‌توانید قبل از پرواز دادن پهپاد خود بررسی کنید که تا محیط‌های ممنوعه چقدر فاصله دارید.

مبنای قانونی تشکیل کارگروه پهپاد مصوبه‌ی مورخ ۹۴/۰۴/۲۰ شورای عالی امنیت ملی با موضوع ساماندهی کلیه کاربران، تولیدکنندگان، بهره برداران، فروشندگان و واردکنندگان پهپادهای غیرنظامی و اقلام آن است و افراد می‌توانند با ارسال مدارک لازم پهپاد خود را پلاک کنند تا ضمن اخذ مجوز، در صورت گم شدن پهپاد بتوانند با ارسال اطلاعات دستگاه به ایمیل این مرکز پیگیری‌های قانونی لازم را انجام دهند.

کلام آخر

به عنوان آخرین نکته توجه داشته باشید که هنگام جستجو برای پهپاد مورد نظر خود ممکن است با عباراتی اختصاری مانند RTF، BNF و ARF مواجه شوید. باید بدانید این عبارات نیز نوعی دسته‌بندی محسوب می‌شوند. پهپادهای RTF به معنی آماده‌ی پرواز، برای افراد تازه‌کار مناسب بوده کاملا مونتاژشده و آماده هستند. پهپادهای BNF زیرشاخه‌ای از پهپادهای آماده‌ی پرواز هستند با این تفاوت که فاقد ریموت بوده و می‌توانید به میل خود برای آن‌ها ریموت انتخاب کرده و با دستگاه جفت کنید. نهایتا، مدل‌های ARF، تقریبا مونتاژ نشده و قابل‌شخصی‌سازی هستند و لازم است قبل از به پرواز درآوردن آن‌ها، قطعات سرهم‌بندی شوند. توصیه می‌شود برای کاهش احتمال آسیب‌های مالی و جانی حتما در دوره‌های کنترل پهپاد شرکت کنید تا ضمن ایمنی بیشتر، با فراگیری حرکات متنوع و نمایشی لذت خلبانی از راه دور برای شما دوچندان شود.

امیدواریم از این راهنمای خرید استفاده‌ی لازم را برده باشید. نظر شما در رابطه با پهپادها و بهترین گزینه‌ی موجود در بازار چیست؟ نظرات و پیشنهادات خود را در بخش دیدگاه‌ها با زومیت به اشتراک بگذارید.

سه پرسش اصلی که قبل از تعویض برند دوربین باید پاسخ دهید | راهنمای خرید رایگان

سه پرسش اصلی که قبل از تعویض برند دوربین باید پاسخ دهید | راهنمای خرید رایگان

به‌تازگی، سه شرکت مطرح تولید‌کننده‌ی دوربین‌های عکاسی، محصولات جدیدی رونمایی کرده‌اند که نظر بسیاری از عکاسان را به‌خود جلب کرده است. اگر به فکر تغییر دوربینتان هستید، بهتر است ابتدا معیار‌هایی برای خود مشخص کنید.

طی چند هفته‌ی گذشته در دنیای دوربین‌ها، اتفاق‌های زیادی رخ داده و محصولات جدیدی رونمایی شده‌اند. برند‌های نیکون (Nikon) و کانن (Canon) و فوجی (Fuji) دوربین‌هایی معرفی کردند که می‌توانند نظر عکاسان را به‌خود جلب کنند و ‌آنان را به فکر تغییر برند دوربین خود بیندازند. زمانی‌که وارد جزئیات می‌شوید، به‌دلیل اهمیت زیاد این انتخاب، به فکر مشخص‌کردن دقیق‌ترین راه برای تشخیص این امر خواهید افتاد که تغییر برند دوربین برایتان ضروری است. در این زمان، می‌توانید پرسش‌های زیر را از خود بکنید تا متوجه شوید تغییر برند دوربین برایتان منظقی است یا خیر.

پرسش اول: چقدر پول باید خرج کرد؟

ارزش دوربین و لنز فعلی شما چقدر است؟

پرسش ساده‌ای به‌نظر می‌رسد؛ اما اول باید تشخیص دهید دوربین و لنز فعلی شما چقدر ارزش دارند و پول اولیه‌ی شما از فروش آن‌ها چقدر است. برای انجام این کار می‌توانید به وب‌سایت B&H بروید و اطلاعات تجهیزات و لوازم خود را در آن وارد کنید تا مشخص شود از فروش وسایلتان چقدر پول می‌توانید به‌دست آورید. انجام این کار به شما کمک می‌کند بتوانید تشخیص دهید برای ارتقای دوربین خود به یکی از این ۳ محصول جدید، چقدر پول اضافه از جیب باید پرداخت کنید. تعامل با این وب‌سایت یا استفاده از قیمت‌های پیشنهادی نمی‌تواند در کشورمان مبنای تصمیم‌گیری باشد؛ اما می‌تواند رویکردی برای اطلاع از وضعیت دراختیارتان قرار دهد.

عکس گل

پرسش دوم: این افزایش کیفیت چقدر ارزش دارد؟

یکی از عوامل اصلی تغییر برند دوربین عموما افزایش کیفیت عکس‌ و فیلم‌ است؛ اما این افزایش کیفیت درمقابل مخارج اضافی پذیرفتنی و منطقی است یا خیر؟

افزایش کیفیت دوربین با خرج تحمیل‌شده سازگاری دارد؟

اگر پولی که باید از جیبتان خرج کنید ۱،۵۰۰ یا ۲،۵۰۰ و حتی ۳،۵۰۰ دلار باشد، این هزینه با افزایش کیفیت دوربین ممکن است منطقی به‌نظر برسد و عددی قانع‌کننده باشد؟

در ویدئوِ زیر از هر سه دوربینی که به‌تازگی معرفی شده بودند، یعنی Nikon Z7 و Canon EOS R و Fuji X-T3، نمونه‌عکس‌هایی تهیه شده تا بررسی شود کدام تصویر بیشتر از همه می‌تواند پسندیده شود و اینکه بتوان تشخیص داد کدام عکس مربوط‌به کدام دوربین است. نتیجه‌‌ی به‌دست‌آمده بسیار غافل‌گیرکننده بود.
عکس گل

پرسش سوم: مشکل چیست؟

بعضی افراد صرفا برای تنوع دوربینشان را تغییر می‌دهند

از خودتان بپرسید چه مشکلی با دوربین فعلی‌تان دارید که خرید دوربین جدید آن را حل می‌کند؟ این پرسش مهمی است و به شما کمک می‌کند تشخیص دهید که فقط برای تنوع دوربینتان را تغییر می‌دهید یا واقعا مشکلی هست که می‌خواهید حلش کنید. معمولا بعضی از عکاسان به‌دلیل خسته‌شدن از دوربین فعلی‌شان ممکن است بخواهند آن را تغییر دهند؛ اما این تغییر ممکن است هزینه‌های هنگفتی به شما تحمیل کند.
عکس گل

هر دلیلی که برای تغییر دوربین دارید، اگر می‌توانید مشکلاتی را شناسایی کنید که می‌توان با تغییر برند دوربین آن‌ها را حل کرد و مقدار پولی که باید خرج کنید دربرابر افزایش کیفیت از حد انتظار بیشتر نیست، ممکن است زمان مناسبی برای فکرکردن به تعویض دوربین باشد. سخت‌ترین تصمیمی که عکاسان ممکن است با آن رو‌به‌رو شوند، این است که پول کمی خرج تجهیزات جانبی کنند و بقیه‌ی پولشان را صرف انتخاب و خرید دوربین جدید کنند.

دانلود

چگونه بدون هیچ افزونه‌ای از سایت‌ها اسکرین‌شات تمام صفحه بگیریم | راهنمای خرید رایگان

چگونه بدون هیچ افزونه‌ای از سایت‌ها اسکرین‌شات تمام صفحه بگیریم | راهنمای خرید رایگان

در گوگل کروم و مایکروسافت اج کرومیوم ویژگی وجود دارد که با آن می‌توانید بدون نیاز به هیچ افزونه‌ای از صفحات سایت‌ها اسکرین‌شات کامل یا scrolling screenshot بگیرد.

چگونه در گوگل کروم و مایکروسافت اج اسکرین‌شات تمام صفحه بگیریم

گوگل کروم یا مایکروسافت اج کرومیوم را بازکنید از بالای صفحه سمت راست‌روی  سه نقطه … کلیک کنید و سپس گزینه‌ی More Tools را انتخاب کنید. حالا وارد گزینه‌ی Developer Tools شوید. برای راحتی کار می‌توانید از کلیدهای ترکیبی Ctrl+Shift+I در ویندوز یا Command+Shift+I در مک استفاده کنید.

گوگل کروم

حالا در پنل سمت راست‌روی سه نقطه … کلیک کنید و سپس گزینه‌ی Run Command را انتخاب کنید. برای راحتی و سرعت در کار می‌توانید از کلیدهای ترکیبی Ctrl+Shift+P در ویندوز و Command+Shift+P در مک استفاده کنید.

گوگل کروم اسکرین شات

حالا صفحه‌ای برای شما باز می‌شود که باید در خط فرمان آن Screenshot را تایپ کنید و سپس از بین گزینه‌های ظاهرشده، گزینه‌ی Capture full-size screenshot را انتخاب کنید.

گوگل کروم اسکرین شات

اگر اسکرین‌شات به‌صورت خودکار ذخیره نشد، پنجره‌ای برای ذخیره عکس بازخواهد شد.

آموزش حذف فایل‌های موقت و قدیمی ویندوز 10 بعد از آپدیت ماه مه | راهنمای خرید رایگان

آموزش حذف فایل‌های موقت و قدیمی ویندوز 10 بعد از آپدیت ماه مه | راهنمای خرید رایگان

بعد از نصب به‌روزرسانی ماه مه، ویندوز ۱۰ یک کپی از نسخه‌ی قبلی را در درایو ویندوز ذخیره می‌کند تا اگر در زمان آپگرید شدن به نسخه‌ی جدید فرایند به‌روزرسانی شکست خورد، کاربر به‌راحتی بتواند به نسخه‌ی قبل برگردد. شاید تنها نکته‌ی منفی این باشد که فرایند مذکور می‌تواند تا ۲۰ گیگابایت فضا را حتی بعد از نصب موفقیت‌آمیز ویندوز به خود اختصاص دهد که بدون شک برای افرادی که از لپ‌تاپ و تبلت‌های ویندوزی با ظرفیت محدود حافظه‌ی ذخیره‌سازی استفاده می‌کنند، این ۲۰ گیگابایت حکم گنج پنهان را دارد. در این آموزش یاد می‌گیریم که چگونه فایل پشتیبان نسخه‌ی قبلی ویندوز را پاک‌کنیم.

توضیح بسیار مهم: بعد از پاک کردن نسخه قدیمی ویندوز، دیگر امکان بازیابی (restore) وجود ندارد. پس اگر احساس می‌کنید که نسخه‌ی جدید ویندوز ۱۰ به خوبی کار نمی‌کند، مراحل زیر را انجام ندهید.

حذف فایل‌های نسخه قبلی ازطریق Storage Sense

وارد Settings شوید، سپس گزینه‌ی System سیستم را انتخاب کنید. حالا وارد بخش Storage شده و درنهایت روی Configure Storage Sense or run it now کلیک کنید تا وارد صفحه موردنظر شویم.

حذف فایل های موقتبرای مشاهده‌ی تصویر در ابعاد اصلی کلیک کنید

در زیر صفحه‌ی بازشده بخشی به نام Free up space now وجود دارد. از این بخش تیک گزینه‌ی Delete previous version of Windows را بزنید و در آخر برای حذف نسخه قدیمی ویندوز ۱۰ روی Clean now کلیک کنید.

حذف فایل‌های موقت 2

حذف فایل‌های قدیمی ویندوز و فایل‌های موقت ازطریق Temporary files

وارد Settings شوید، سپس گزینه‌ی System سیستم را انتخاب کنید. حالا وارد بخش Storage شده و روی Temporary files کلیک کنید. حالا گزینه‌ی (Previous Windows installation(s را انتخاب کرده و درنهایت روی Remove files کلیک کنید.

حذف فایل‌های موقت 3

توضیح مهم: در این بخش جدای از حذف نسخه قدیمی ویندوز، می‌توانید فایل‌های موقت ویندوز را هم پاک‌سازی کنید. فقط توجه داشته باشید که فایل‌های پوشه Documents را به‌اشتباه پاک نکنید.

خدف فایل‌های موقت 4

حذف فایل‌های قدیمی ویندوز ازطریق Disk Cleanup

آخرین روش و سنتی‌ترین روش حذف فایل‌های قدیمی و موقت ویندوز استفاده از Disk Cleanup است.

منوی استارت را بازکنید و Disk Cleanup را جست‌وجو کنید. بعد از باز شدن Disk Cleanup روی گزینه‌ی Clean up system files کلیک کنید. حالا از صفحه‌ی بازشده، تیک گزینه (Previous Windows installation(s را بزنید و در آخر دکمه OK را بزنید. این بار هم توجه داشته باشید که فایل‌های پوشه Documents را به‌اشتباه پاک نکنید.

حدف فایل‌های موقت 6

آموزش فعال‌سازی حالت مطالعه‌ مخفی گوگل کروم | راهنمای خرید رایگان

آموزش فعال‌سازی حالت مطالعه‌ مخفی گوگل کروم | راهنمای خرید رایگان

نسخه‌ی ۷۵ مرورگر گوگل کروم دارای قابلیتی مخفی به نام حالت مطالعه یا Reader mode است که صفحات را تا حد ممکن ساده‌سازی کرده و خواندن متون را بسیار آسان‌تر می‌کند؛ البته این قابلیت به‌طور پیش‌فرض فعال نیست. در ادامه، نحوه فعال‌سازی این قابلیت مفید را به شما آموزش می‌دهیم.

گوگل سال‌ها است که درحال کار روی قابلیت مطالعه بوده و بارها آن را در نسخه‌ی دسکتاپ کروم فعال و غیرفعال کرده است، ولی اکنون می‌توان به‌جای واردکردن خطوط فرمان‌ اضافه، با استفاده از یک پرچم (Flag) مخفی آن را در دسترس قرار داد. انتظار می‌رود گوگل به‌زودی این ویژگی را بدون نیاز به پرچم‌ها در نسخه‌ای پایدار عرضه کند.

چگونه حالت مطالعه را فعال کنیم؟

ابتدا لازم است نسخه‌ی مرورگر کروم خود را بررسی کرده و از نصب بودن نسخه‌ی ۷۵ مطمئن شوید. برای این کار، روی دکمه‌ی منو در سمت راست که به شکل سه نقطه روی‌هم است، کلیک کرده و موس را روی گزینه Help ببرید و روی About Chome کلیک کنید.

حالت مطالعه گوگل کروم

در منوی About Chrome نسخه‌ی فعلی مرورگر کروم شما به نمایش در می‌آید و به‌طور خودکار جست‌وجو برای به‌روزرسانی جدید آغاز می‌شود. اگر به‌روزرسانی موجود باشد، به‌طور خودکار دریافت و نصب می‌شود. پس از پایان نصب، روی دکمه‌ی Relaunch کلیک کنید تا مرورگر دوباره باز شود.

حالت مطالعه گوگل کروم

اگر کروم شما هنوز نسخه‌ی ۷۴ را نشان می‌دهد و به‌روزرسانی برای آن موجود نیست، باید منتظر بمانید تا نسخه‌ی ۷۵ برای همه‌ی کاربران منتشر شود. این نسخه در ۱۴ خرداد (چهارم ژوئن) منتشر شده است، ولی نسخه‌‌های پایدار به‌آرامی در چهار مرحله در دسترس قرار می‌گیرند. احتمال دارد این نسخه هنوز برای دستگاه شما قابل دسترس نباشد، پس چند روزی منتظر بمانید.

بعد از اینکه از نصب نسخه‌ی ۷۵ مطمئن شدید، نوبت به مرحله‌ی بعدی می‌رسد. یک تب جدید باز کنید و عبارت زیر را در آن وارد کنید تا مستقیما به پرچم مربوط‌به حالت مطالعه بروید:

chrome://flags/#enable-reader-mode

حالت مطالعه گوگل کروم

اکنون منوی کشویی را باز کرده و گزینه‌ی Enabled را انتخاب کنید. سپس دکمه‌ی پایین صفحه را فشار دهید تا مرورگر دوباره باز شود. وقتی مرورگر باز شد، حالت مطالعه یا Reader Mode فعال است.

حالت مطالعه گوگل کروم

چگونه از حالت مطالعه استفاده کنیم؟

استفاده از حالت مطالعه در کروم بسیار آسان است. هرزمانی که خواستید صفحه‌ای را به حالت مطالعه ببرید، روی منوی سمت راست به شکل سه نقطه روی‌هم کلیک کرده و بعد گزینه‌ی Distill page را انتخاب کنید. باید بدانید که ممکن است محل قرارگیری این گزینه پس از تبدیل آن از یک پرچم به قابلیتی پایدار تغییر کند. ولی فعلا با انجام مراحل گفته‌شده می‌توانید به آن دسترسی داشته باشید. همچنین انتظار می‌رود که یک کلید میانبر در آینده برای این قابلیت در نظر گرفته‌ شود.

پس از انتخاب این گزینه، صفحه درعرض چند ثانیه ساده‌سازی می‌شود و فقط متن‌ها و تصاویر به نمایش در‌می‌آیند. بنابراین، دیگر هیچ تبلیغ، ستون اضافی یا مورد مزاحمی وجود نخواهد داشت و می‌توان روی محتوای مطلب متمرکز شد.

گفتنی است که برای بازگرداندن صفحه به حالت قبل، کافی است یک بار دکمه‌ی back کروم را فشار دهید.

باید توجه داشت که حالت مطالعه نیز مانند سایر پرچم‌های کروم برای استفاده‌ی روزمره نیست و فعلا مشکلاتی دارد. برای مثال گاهی ممکن است تصاویر مطلب به‌درستی به‌نمایش در نیایند.

راهنمای یادگیری تحلیلگر داده – زومیت | راهنمای خرید رایگان

راهنمای یادگیری تحلیلگر داده – زومیت | راهنمای خرید رایگان

تحلیلگر داده، با دستکاری داده‌ها زندگی می‌کند. در دورانی که شرکت‌ها به‌طور فزاینده به مجموع‌های داده یا همان دیتاست‌ها (Data set) وابسته می‌شدند، مهارت در تحلیل داده‌ها تبدیل به یک توانایی مهم در این شرکت‌ها و یکی از پر تقاضاترین مشاغل شد.

یکی از فاکتروهای مهم در بازار مشاغل آینده، آشنایی با اینترنت اشیاء (Internet of Things یا به اختصار IoT) است. اینترنت اشیاء به‌عنوان مثال به تمام وسایلی اشاره دارد که در منزل شما متصل به وب هستند و تمام این لوازم منزل از جمله لامپ، یخچال، هاب و … میزان عظیمی از داده‌ها را برای شرکت‌ها ارسال خواهند کرد تا این شرکت‌ها روی آن کار کنند و در این بخش تحلیلگران داده نقس مهمی را ایفا خواهند کرد.

اگر بدنبال شغلی تضمینی با فرصت‌های عالی هستید و احتمالا بخواهید از منزل هم کار خود را انجام دهید، احتمالا یادگیری تحلیل داده‌ها می‌تواند گزینه مناسبی برای شما باشد. پس اجازه دهید نگاهی بیاندازیم به مهارت‌هایی که نیاز به یادگیری آن دارید و اینکه از کجا باید شروع کنید.

تحلیل‌گر داده چه کاری انجام می‌دهد؟

تحلیل‌گر داده شخصی است که تصاویر مفیدی از دیتاست‌های بزرگ ترسیم می‌کند. به عبارت دیگر می‌توان گفت تحلیل‌گر داده اعداد را به زبان ساده ترجمه می‌کند. آن‌ها می‌توانند داده‌ها را برای نمایش اطلاعاتشان به گزارش‌ها و عناصر گرافیکی تبدیل کنند و با اینکار می‌توان روندها و روابط بین داده‌ها را مشاهده کرد. سپس شرکت‌ها می‌توانند از این اطلاعات در راستای تصمیم‌گیری استفاده کنند.

تحلیل داده در صفحه گسترده اکسل data analyst in spreadsheet excel

تحلیلگران داده ممکن است فقط برای یک سازمان کار کنند یا تعداد زیادی مشتری را به‌عنوان بخشی از یک آژانس جذب کنند

به‌عنوان مثال برای بازاریابی، تحلیل‌گر داده می‌تواند تشخیص دهد که درصد زیادی از مشتریانی که محصول X را خریداری کرده‌اند، دانشجویان خانم رشته روانشناسی هستند. سپس آن‌ها قادر هستند برای بازاریابی‌های آینده جمعیت بیشتری را توسط مشتری‌های هدف توصیه کنند. درنهایت آن‌ها ممکن است متوجه روندی شوند که بیشتر در حال شکل‌گیری است و مردان بیشتری هم علاقمند به استفاده از آن محصول هستند. این چیزی است که یک کسب‌و‌کار می‌تواند روی آن سرمایه‌گذاری کند. حتی ممکن است آن‌ها متوجه این موضوع شوند که رقبا روی این جمعیت اطلاعی ندارند.

یک مثال دیگر را می‌تواند سایت forecastwatch.com در نظر گرفت؛ سایتی که هزاران گزارش پیش‌بینی هوا را جمع‌آوری کرده و آن را با گزارش‌ها مردمی راجع به آب‌و‌هوا مقایسه می‌کند. با استفاده از این اطلاعات، سایت‌های پیش‌بینی آب‌وهوا می‌تواند مدل‌های آب‌وهوایی خود را ارتقاء و بهبود بخشد.

منابع داده و نقش‌ها

دیتاست‌ها از منابع مختلفی جمع‌آوری می‌شوند؛ مانند: آمار فروش، کارت‌های وفاداری، حساب کاربر، بازخورد مشتری، برنامه‌های کاربردی و نرم‌افزار، تحلیل ترافیک وب‌سایت، تحقیق بازار، مطالعات آزمایشگاهی و خیلی منابع دیگر.

بخش بزرگی از کار تحلیل‌گر داده شامل ایجاد گزارش‌ها است که بینش و روندهایی را نشان دهد که ممکن است برای مدیران قابل استفاده باشد. تحلیل‌گر داده همچنین هنگامی که داده‌ها را از منابع مختلف دریافت می‌کند، باید بتواند کاری کند که داده‌ها به اصطلاح «حرف بزنند». آن‌ها لازم است اطلاعات نامربوط و نادرست را حذف کنند. حتی ممکن است گاهی از یک تحلیل‌گر داده خواسته شود که کمی داده‌ها را به اصطلاح «ماساژ» دهد تا بتواند نزدیکتر به اهداف سازمان باشد.

تحلیل‌گر داده شغلی هیجان انگیز و با ارزش است. با استفاده از تحلیل داده می‌تواند در شکل‌گیری مسیر سازمانی که در آن کار می‌کنید، با بینشی مبتنی بر داده‌های هوشمند تأثیر گذار باشید. با این حال بعد از وارد کردن داده‌ها، این شغل می‌تواند بسیار خسته کننده هم باشد؛ مثلا دنبال یک جدول بخصوص گشتن در برنامه‌های صفحه‌گسترده برای خیلی از مردم چالش برانگیز و با ارزش نیست. نقش شما به‌عنوان یک تحلیل‌گر داده بستگی به سازمانی دارد که در آن مشغول به کار هستید و همچنین جایگاه شما در آن سازمان.

تفاوت تحلیل‌گر داده و متخصص علوم داده

موضوع مهمی که در ابتدا باید بدانید، تفاوت بین تحلیل‌گر داده و متخصص علوم داده است. مرز بین تحلیل‌گر داده و متخصص علوم داده ممکن است کمی مبهم باشد، ولی به‌شکل عمومی، «متخصص علوم داده» بیشتر با مواردی مانند یادگیری ماشین و مدل‌های پیش‌بینی سر و کار دارد. آن‌ها از داده‌ها برای پیش‌بینی آینده استفاده می‌کنند و معمولا پیش‌زمینه‌ی قوی‌تری در ریاضیات، آمار و برنامه‌نویسی کامپیوتر دارند.

متخصصان علوم داده معمولا با هوش‌مصنوعی و یادگیری ماشین سروکار دارند. یادگیری ماشین در حقیقت نسخه‌ای بزرگتر و خودکار کاری است که یک تحلیل‌گر داده انجام می‌دهد. در یادگیری ماشین با استفاده از الگوریتم‌هایی بخصوصی به‌دنبال الگوهایی در دیتاست‌های بزرگ جست‌وجو می‌شود. این جست‌وجو می‌تواند برای شناسایی عناصر به‌خصوص در تصاویر برای شناسایی زبان طبیعی انسان یا تصمیم‌گیری درباره‌ی تبلیغات باشد. به‌عنوان متخصص علوم داده، احتمالا از زبان برنامه‌نویسی پایتون (Python) و SQL برای دستیابی به داده‌های موردنظرتان و استفاده از آن‌ها استفاده خواهید کرد.

طبق گزارش سایت Indeed.com، میانگین درآمد یک تحلیل‌گر داده در ایالات متحده، سالیانه نزدیک به ۶۵ هزار دلار است؛ درحالی که میانگین درآمد متخصص علوم داده بیش از سالی ۱۲۰ هزار دلار برآورد می‌شود.

مهارت‌ها، صلاحیت‌ها و ابزارها

داشتن مدرک در یکی از زمینه‌های زیر ممکن است مفید باشد؛ گرچه هیچ ضرورتی برای آن وجود ندارد.

  • ریاضیات
  • علوم کامپیوتر
  • آمار
  • اقتصاد
  • تجارت

مهارت‌های بخصوص دیگری هم وجود دارد که بسیار کاربردی است و قطعا ارزش یادگیری خواهد داشت. خوشبختانه این روزها اینترنت منبع بسیار خوبی برای یادگیری مهارت‌های جدید است و می‌توانید مدرک خود را حتی از خانه هم دریافت کنید.

اکسل

شاید به نظر عجیب باشد، ولی بسیاری از تحلیل‌گران داده مدت‌زمان زیادی را در اکسل درحال ساخت جداول و انجام معادلات دقیق هستند. هنگامی که درخواست مصاحبه‌ی شغلی می‌دهید یا به‌صورت کارورز در شرکتی به‌عنوان یک تحلیل‌گر داده مشغول به کار می‌شوید، به‌احتمال بسیار زیاد به مهارت بسیار بالا به استفاده از نرم‌افزار اکسل احتیاج خواهید داشت.

SQL

SQL مخفف عبارت Structure Query Language یا زبان ساختارمند پرسشی که «اس کیو ال» یا «سیکول» خوانده می‌شود. این زبان برای ذخیره و بازیابی اطلاعات در بانک اطلاعاتی طراحی شده است. به‌عنوان مثال، اگر سعی کنید اطلاعات کاربر خاصی را از یک وب‌سایت بازیابی کنید، به‌احتمال زیاد به‌کمک بانک اطلاعاتی که روی سرور ذخیره شده و با استفاده از SQL این کار را انجام خواهید داد. SQL ابتدا ممکن است کمی ترسناک بنظر برسد، ولی روند یادگیری سریع و راحتی دارد که باعث خواهد شد به‌سرعت با آن آشنا شوید و بعد از آن می‌تواند ابزار قدرتمندی در دستتان باشد.

تجزیه و تحلیل ترافیک گوگل (Google Analytics)

خدمات وب‌سایت گوگل آنالیتیکس (Google Analytics) که گوگل ارائه می‌کند، به شما برای تجزیه و تحلیل کارایی یک برنامه یا وب‌سایت کمک خواهد کرد. این وب‌سایت اطلاعاتی مانند تعداد بازدید کنندگان، اینکه این بازدیدکنندگان از کجا به سایت یا اپلیکیشن شما مراجعه کرده‌اند، به کدام وب‌سایت‌ها سر زده‌اند و خدمات دیگر ارائه می‌کند. این ابزار حتی به شما اجازه خواهد داد صفحاتی که بازدید‌کنندگان به آن‌ها مراجعه کرده‌اند یا در آن محصول خریداری کرده‌اند را مشاهده کنید.

پایتون (Python)

در نهایت اگر بخواهید مهارت‌های خود را به‌عنوان تحلیل‌گر داده یا متخصص علوم داده افزایش دهید و به سطح پیشرفته‌تری برسید، لازم است که اصول برنامه‌نویسی به یک زبان مانند پایتون را یادبگیرید. یادگیری زبان برنامه‌نویسی به شما کمک خواهد کرد تا داده‌ها را به‌شکل کارآمدتری از منابع مختلف استخراج کنید، از داده‌ها به‌شکل مفیدتری استفاده کنید یا اینکه می‌توانید به کمک آن داده‌ها را به‌صورت عناصر گرافیکی زیبا و مختلف به مشتریان ارائه کنید. دلیل انتخاب زبان برنامه‌نویسی پایتون این است که این زبان به‌صورت قابل ملاحظه‌ای انعطاف‌پذیر و همه کاره بوده و یکی از محبوب‌ترین زبان‌های برنامه‌نویسی بین تحلیل‌گران داده و متخصصان علوم داده است.

آپاچی هدوپ (Apache Hadoop)

هدوپ مجموعه‌ای از برنامه‌های متن باز است که توسط بنیاد آپاچی ارائه شده است. شما با کمک استفاده از این مجموعه‌ی نرم‌افزاری می‌توانید دیتاست‌های حجیم را که به‌صورت توزیع شده در سرورهای مختلف ذخیره شده است را دستکاری کنید. هنگامی که با داده‌های بسیار حجیمی سروکار دارید که فقط برای ذخیره‌ی آن‌ها به چندین سرور نیاز است، هدوپ می‌تواند ابزار بسیار کاربردی و مفیدی برای شما باشد. این مجموعه برنامه بیشتر مناسب تحلیل‌گران داده و متخصصان علوم داده با مهارت بالا است.

آپاچی اسپارک (Apache Spark)

اسپارک چارچوب پردازش خوشه‌ای با رابط برنامه‌نویسی نرم‌افزار (API) بسیار قدرتمند است که برای نوشتن برنامه‌های سریع به زبان‌های جاوا، پایتون یا یکی دیگر از زبان‌های برنامه‌نویسی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این ابزار پیشرفته مشخصا با مجموعه برنامه‌ی آپاچی هدوپ هماهنگ شده است و می‌توان از آن استفاده کرد.

البته باید گفت مهارت‌های بخصوص دیگری وجود دارد که ممکن است براساس نقش بخصوص شما به‌عنوان تحلیل‌گر داده متفاوت باشد، اما پی‌بردن به این مهارت‌ها هنگامی که به‌دنبال شغل موردنظر خود هستید، راحت‌تر خواهد بود. هنگام ارسال درخواست برای شغل تحلیل‌گر داده، حتما ملزومات شغلی را به‌دقت مطالعه کنید.

آیا تحلیل‌گر داده بودن مناسب شما است؟

اگر از کار کردن با داده‌ها لذت می‌برید، پس پاسخ مثبت است. تحلیل‌گر داده انتخاب بسیار مناسبی برای اشخاصی است که به‌دنبال شغلی هستند که در سال‌های آینده رو به رشد خواهد بود.

اینترنت اشیاء و یادگیری ماشین نقش به‌سزایی در شکل‌دهی بازار کار آینده خواهند داشت، پس انتخاب شغلی مانند تحلیل‌گر داده، انتخابی بسیار مناسب و رو به جلو خواهد بود. مشاغل متخصص علوم داده به‌صورت بسیار سریعی در حال گسترش است و تحلیل‌گران داده حتی می‌توانند از منزل کار خود را به‌صورت اینترنتی انجام دهند.

نظر شما درباره تحیل‌گر داده چیست؟

راهنمای خرید CPU و پردازنده کامپیوتر – ۲۰۱۹ | راهنمای خرید رایگان

راهنمای خرید CPU و پردازنده کامپیوتر – ۲۰۱۹ | راهنمای خرید رایگان

چه قصد ارتقای کامپیوتر فعلی خود را داشته باشید و چه درصدد اسمبل یک کامپیوتر رومیزی جدید باشید، خرید یک پردازنده‌ی مناسب اهمیت فراوانی دارد. افزایش سرعت کلاک و شمار هسته‌های یک پردازنده تأثیر درخور توجهی بر سطح عملکرد کل سیستم در کاربردهای مختلف دارد. یک پردازنده‌ی قدرتمندتر باعث می‌شود سیستم سریع‌تر و گیم‌پلی روان‌تر باشد و وظایف سنگین نظیر ویرایش و ترانس‌کدینگ ویدئو با سرعت بسیار بیشتری انجام شود. البته باید در نظر داشت، انتخاب یک پردازنده‌ی خاص، گزینه‌های مادربرد معینی را پیش روی کاربر قرار می‌دهد؛ چرا که هر پردازنده با سوکت و تراشه‌های مشخصی کار می‌کند.

cpu

پردازنده چیست؟

پردازنده مغز یک کامپیوتر است و انجام بیشتر محاسبات را در سیستم بر عهده دارد. پردازنده از اجزای داخلی پرشمار و مختلفی که اصلی‌ترین و کوچک‌ترین جزء آن ترانزیستور است، تشکیل شده و این اجزا در کنار یکدیگر و با ضرب‌آهنگ سیگنال کلاک کار می‌کنند تا رشته‌ای از دستورالعمل‌های ذخیره‌شده در حافظه را به اجرا درآورند. پردازنده براساس دستورالعمل‌های محول‌شده، رشته‌ای از اعمال را روی ورودی‌ها انجام می‌دهد و خروجی‌هایی را تولید می‌کند. پردازنده‌های امروزی میلیاردها ترانزیستور را در فضای کوچک سیلیکون گرد هم آورده است. این ترانزیستورها با چینش خاص مدارهای منطقی را ایجاد می‌کنند و این مدارهای به‌هم‌پیوسته، واحدهای عملیاتی نظیر محاسبه‌گرهای منطقی، حافظه‌ی کش، ثبات‌ها، پیش‌بینی‌گر انشعاب و… را ایجاد می‌کنند که هر یک وظایف معینی دارند؛ مجموعه‌ی اجزای عملیاتی در کنار هم دستورالعمل‌ها را براساس معماری تعریف‌شده اجرا می‌کنند. 

برای خرید پردازنده‌ای که انتظارات شما را برآورده کند، ابتدا باید تصمیم بگیرید که قصد خرید پردازنده‌ای از نسل فعلی را دارید یا می‌خواهید منتظر نسل بعدی پردازنده‌ها و پیشبرد مرزهای فناوری بمانید. اکنون پردازنده‌های دسکتاپ رایزن AMD و Core اینتل در بازار در دسترس است و برای هر کاربردی پردازنده‌ای مناسب در بازار می‌توان یافت. پردازنده‌های مقرون‌به‌صرفه و توانمندی همچون پردازنده‌های نسل سوم رایزن با عملکردی خوب و قیمتی مناسب شیفتگان فناوری را تحت تأثیر خود قرار داده‌اند. در ادامه، ابتدا با مشخصه‌های کلیدی پردازنده نظیر سرعت کلاک، تعداد هسته‌ها و رشته‌های پردازشی و دیگر عوامل تأثیرگذار بر سطح عملکرد این قطعه سخت‌افزاری بیشتر آشنا خواهیم شد و سپس انواع مدل‌ها و نسل‌های مختلف پردازنده‌ها در بازار و شیوه‌های نام‌گذاری متداول آن‌ها را واکاوی خواهیم کرد. در پایان مروری بر انوع پردازنده‌ی مناسب برای کاربردهای مختلف خواهیم داشت.

third gen ryzen

مشخصه‌های کلیدی یک پردازنده چیست؟

با نگاهی به فهرست مشخصات هر پردازنده عبارات و اعداد و ارقام زیادی به چشم می خورد که ممکن است باعث سردرگمی خریداران شود. در ادامه مهم‌ترین موارد و مشخصه‌هایی را که هنگام خرید یک پردازنده بایستی به آن توجه داشت، شرح خواهیم داد.

سرعت کلاک

فرکانس یا سرعت کلاک پردازنده با واحد گیگاهرتز بیان می‌شود و مساوی با سرعتی است که پردازنده با آن کار می‌کند. هرچه این سرعت بالاتر باشد، ضرب‌آهنگ اجرای دستورالعمل‌ها در اجزای داخلی یک تراشه بیشتر می‌شود. پردازنده‌های مدرن با هدف بهبود سطح عملکرد و تنظیم توان مصرفی، بسته به وظیفه‌ی در حال اجرا سرعت کلاک خود را به‌طور خودکار افزایش و کاهش می‌دهند. بنابراین در مشخصات هر پردازنده یک سرعت کلاک پایه (کمینه) و یک سرعت کلاک بوست یا توربو (بیشینه) درج شده است. اعداد و ارقام بزرگتر سرعت کلاک، سطح عملکرد یک پردازنده را به خوبی ارتقا می‌دهد؛ به‌ویژه اگر به‌دنبال اورکلاک آتی تراشه‌ی خود نباشید.

تعداد هسته‌ها

هر پردازنده را می‌توان چندین پردازنده در قالب یک تراشه در نظر گرفت. در واقع منابع سخت‌افزاری هر تراشه شامل ترانزیستورها و مدارهای منطقی و در نهایت اجزای پردازنده مثل واحد‌های محاسبه‌گر منطقی، قطعات حافظه‌ی کش، پیش‌بینی‌گر انشعاب، ثبات‌ها و… به مساوات تقسیم‌بندی شده و هر قسمت یک هسته را تشکیل می‌دهند. برخی منابع تراشه مانند کش سطح ۳ و کنترلر حافظه میان هسته‌ها به اشتراک گذارده می‌شود. پردازنده‌ها براساس میزان منابع موجود تعداد هسته‌های مختلفی خواهند داشت. در زمان نگارش این مقاله، حداقل تعداد هسته‌های یک پردازنده ۲ و حداکثر آن ۳۲ هسته است. بیشتر پردازنده‌های متداول دسکتاپ ۴ تا ۸ هسته دارند. هر هسته به‌طور مجزا امکان اجرای وظایف مربوط به خود را دارد. برای بهره‌گیری از مزایای پردازش چند هسته‌ای باید کد‌های برنامه در حال اجرا از این قابلیت پشتیبانی کند. بسیاری از برنامه‌ها تنها منابع یکی دو هسته اول را به خود مشغول می‌کنند و سایر هسته‌ها در حالت آماده به کار به سر می‌برند. با وجود این بهتر است در دنیای امروزی از خرید پردازنده‌هایی با کمتر از ۴ هسته اجتناب کنید، چرا که برای اجرای چندوظیفگی (مالتی تسکینگ) به هسته‌های بیشتری نیاز دارید.

cpu cores

در بیشتر موارد، افزایش سرعت کلاک تأثیر به مراتب بیشتری در مقایسه با افزایش تعداد هسته‌های یک پردازنده دارد

رشته‌های پردازشی (Threads)

ترد یا رشته‌ی پردازشی به‌معنی جریان‌های پردازش مستقلی است که هر هسته‌ی تراشه امکان اجرای هم‌زمان آن را دارد. هر هسته به‌طور نظری تنها امکان اجرای یک رشته پردازشی را دارد؛ اما امروز تراشه‌سازان با شیوه‌هایی هر هسته فیزیکی پردازنده را به دو هسته‌ی مجازی (ترد) تقسیم‌بندی می‌کنند و هر یک از این هسته‌های مجازی امکان اجرای یک رشته پردازش مجزا را دارد. پس هر هسته با دو ترد، دو رشته‌ی پردازشی را به‌طور هم‌زمان اجرا می‌کند. AMD این تکنیک را در پردازنده‌های خود Simultaneous Threading یا به اختصار SMT می‌نامد و اینتل نام‌هایپرتردینگ (Hyper Threading) را بر آن گذارده است. اجرای رشته‌های پردازشی بیشتر باعث بهبود روند مالتی تسکینگ می‌شود و وظایفی نظیر ویرایش ویدئو که رشته‌های پردازشی زیادی را به پردازنده تحمیل می‌کنند، با پردازش چند رشته‌ای هم‌زمان بسیار روان‌تر اجرا می‌شوند.

cpu

پردازنده‌های نسل دوم رایزن به بعد و پردازنده‌های تردریپر AMD عموماً دارای قابلیت SMT هستند. برای مثال پردازنده Ryzen 9 3900X با داشتن ۱۲ هسته، ۲۴ ترد را به‌طور هم‌زمان اجرا می‌کند. اما برخی از پردازنده‌های اینتل از قابلیت هایپرتردینگ پشتیبانی نمی‌کنند و شمار هسته‌ها و رشته‌های پردازشی آن‌ها یکسان است. پردازنده‌ی Core i7-8700K از فناوری‌هایپر تردینگ پشتیبانی می‌کند و پردازنده رده‌بالاتر i7-9700K در کمال شگفتی از این قابلیت بی‌بهره است.

توان طراحی حرارتی (TDP)

فرکانس پایه‌ی هر پردازنده به توان مصرفی و قدرت خنک‌کننده‌ی آن بستگی دارد؛ یعنی سازندگان تراشه‌ها با درنظرگرفتن قدرت سیستم خنک‌کننده‌ی طراحی‌شده برای آن تراشه، به‌ازای توان مصرفی معلوم، عملکرد پردازنده در حداقل فرکانس پایه را برای پردازنده‌های خود تضمین می‌کنند. شاخص توان طراحی حرارتی (TDP) به همین قدرت خنک‌کاری سیستم خنک‌کننده بستگی دارد. با استناد به این وابستگی، اکثر کاربران معمولا به‌اشتباه میزان TDP پردازنده را با حداکثر توان مصرفی آن برابر می‌دانند؛ زیرا میزان گرمایی که باید از پردازنده خارج شود، برابر با مقدار توانی است که پردازنده برای انجام پردازش مصرف کرده است. این درحالی‌ است که در این تعریف، مشخصه‌ی TDP درواقع حداقل گرمایی است که سیستم خنک‌کننده باید خارج کند تا پردازنده بتواند همواره به عملکرد خود در فرکانس پایه ادامه دهد. البته مقداری از گرما ازطریق اتصالات فلزی پردازنده به مادربرد از آن خارج می‎‌شود؛ ازاین‌رو، قدرت خنک‌کننده‌ی استفاده‌شده عملا کمتر از میزان TDP پردازنده خواهد بود. بااین‌حال در بیشتر مواقع، توان مصرفی در حالت پردازش در فرکانس پایه و TDP با یکدیگر برابر درنظر گرفته می‌شوند.

در سال‌های گذشته، تولیدکنندگان برای تمامی پردازنده‌های خود عملکرد در یک فرکانس پایه را به‌ازای مصرف توانی مشخص تضمین می‌کنند که همان TDP است. به‌عنوان مثال، درباره‌ی پردازنده Intel Core i7-8700 65W، اینتل فقط زمانی‌که پردازنده در فرکانس پایه ۳/۲ گیگاهرتز کار ‌کند، توان مصرفی ۶۵ وات یا کمتر را تضمین می‌کند و هیچ تضمینی درباره‌ی عملکرد این پردازنده در فرکانس‌های بالاتر از ۳/۲ گیگاهرتزو توان مصرفی بیشتر از ۶۵ وات ندارد.

اینتل در پردازنده‌های خود علاوه‌بر فرکانس پایه، فرکانس پردازش در حالت توربو بوست را نیز معرفی می‌کنند. برای نمونه، هر هسته‌ی پردازنده Core i7-8700 علاوه‌بر پردازش در فرکانس پایه‌ی ۳/۲ گیگاهرتز، در حالت توربوی تک‌هسته‌ای قدرت پردازش در فرکانس ۴/۷ گیگاهرتزی و در حالتی که تمامی هسته‌ها درحالت توربو فعال باشند، قدرت پردازش در فرکانس ۴/۳ گیگاهرتز نیز دارند. این پردازنده مشخصا برای پردازش در فرکانس توربو، درمقایسه‌با فرکانس پایه، احتیاج به مصرف انرژی بسیار بیشتری از TDP محاسبه‌شده برای آن دارد؛ بنابراین، گرمای بسیار بیشتری نیز تولید می‌کند. ازاین‌رو، سیستم خنک‌کننده و منبع تغذیه (پاور) ۶۵واتی به‌کاررفته در این پردازنده برای خنک‌کاری و تأمین انرژی پردازنده دیگر در حالت توربو مناسب نخواهند بود و برای امکان پردازش مداوم در حالت توربو به خنک‌کننده‌ و نیز پاور قوی‌تر نیاز است.

با دانستن اینکه مثلاً توان طراحی حرارتی پردازنده i7-8700K معادل ۹۵ وات است، باید به‌دنبال خنک‌کننده‌ی مناسبی باشید که امکان دفع این میزان گرما را داشته باشد و منبع تغذیه‌ی مناسبی تهیه کنید که قادر به تأمین انرژی کافی برای تداوم روند تغذیه اجزا باشد. باید توجه داشته باشید که یک پردازنده‌ی اورکلاک‌شده میزان حرارت بسیار بیشتری تولید می‌کند و نیاز به خنک‌کننده‌ی مناسب‌تر و گاهی خنک‌کننده‌ای آبی خواهید داشت. بنابراین دانستن عدد TDP پردازنده در هنگام خرید، سبب می‌شود که سیستم خنک‌کننده و تجهیزات تأمین توان مناسب آن را نیز به‌راحتی شناسایی کرده و خریداری کنید و اگر در مورد منابع سیستم خود محدودیت دارید، پردازنده‌ای با TDP کمتر تهیه کنید.

حافظه‌ی کش

حافظه کش یکپارچه با پردازنده، حافظه‌ای بسیار سریع است که دسترسی تراشه به داده‌ها و دستورالعمل‌ها را با قرارگرفتن میان پردازنده و رم تسریع می‌کند. سه نوع حافظه‌ی کش هسته‌های پردازنده را همراهی می‌کند. کش سطح ۱ (L1) سریع‌ترین و در عین حال کم‌حجم‌ترین قطعه‌ی حافظه‌ی کش است. کش سطح ۲ (L2) کمی حجیم‌تر اما کندتر است و بالاخره کش سطح ۳ (L3) ظرفیت نسبتاً زیادی داشته، اما سرعت کمتری نسبت به حافظه‌های کش دیگر دارد. زمانی‌که پردازنده در پی خواندن داده یا دستورالعمل معینی است، ابتدا محتوای حافظه‌ی کش را به ترتیب از کش سطح ۱ تا ۳ وارسی می‌کند. اگر داده‌های مورد نظر در حافظه‌ی کش موجود باشد (Cache Hit)، در سریع‌ترین زمان ممکن در اختیار هسته قرار می‌گیرد. اما زمانی‌که داده‌های درخواست‌شده از قبل در حافظه‌ی کش بارگذاری نشده باشد (Cache Miss)، پردازنده مجبور است به‌سراغ رم سیستم برود که بار‌ها کندتر از حافظه کش است. رجوع حافظه به رم باعث کندشدن روند پردازش و بارگذاری داده‌ها می‌شود. بهره‌مندی از ظرفیت متناسب حافظه کش اگرچه برای یک پردازنده راهگشا است؛ اما نمی‌توان مقدار بیشتر کش را با افزایش سطح عملکرد پردازنده برابر نهاد و در این میان عوامل دیگری نیز دخیل است. بسیاری از پردازنده‌های مدرن امروزی پاسخ بیش از ۹۰٪ درصد از درخواست‌های خود را از اولین یا دومین سطح کش می‌گیرند و کمتر نیاز به مراجعه به حافظه‌‌های سطوح بعدی پیدا می‌کنند.

IPC پردازنده

اگر دو پردازنده با سرعت کلاک یکسان و تعداد هسته‌ها و رشته‌های همانندی از شرکت‌های مختلف داشته باشیم، یا این دو پردازنده را یک تراشه‌ساز با معماری متفاوتی تولید کرده باشد، این دو پردازنده در هر سیکل کلاک تعداد دستورالعمل‌های مختلفی را اجرا کرده و لذا IPC متفاوتی دارند. IPC پردازنده بستگی زیادی به معماری آن دارد. تراشه‌هایی که متعلق به نسل‌های جدیدتر محصولات یک شرکت هستند، در مقایسه با محصولات قدیمی‌تر در بخش IPC ارتقای محسوسی یافته‌اند. برای مثال پردازنده‌های نسل سوم رایزن با معماری Zen 2 در مقایسه با نسل دوم Zen+ به میزان ۱۵ درصد IPC بهتری دارند. IPC چیزی نیست که بتوان آن را در برگه مشخصات یک پردازنده یافت و عموماً سازندگان از ذکر آن اجتناب می‌کنند. این پارامتر معمولاً از طریق آزمایش‌ها و بنچمارک‌ها اندازه‌گیری می‌شود؛ پس برای دانستن IPC یک پردازنده بهتر است به بررسی‌های سایت‌های معتبر فناوری مراجعه کنید. IPC بالاتر همراه‌با سرعت کلاک و تعداد هسته‌های بیشتر، توان عملیاتی یک پردازنده را مشخص می‌کند.

فناوری ساخت

فناوری ساخت یا لیتوگرافی به مفهوم روش ساخت تراشه در کارخانه‌های ریخته‌گر و میزان ظرافت و تراکم اجزای داخلی یک تراشه نظیر ترانزیستورها است. بعد معینی از ترانزیستور با اندازه‌ی مشخص مبنای نام‌گذاری فناوری ساخت تراشه‌ها است. فناری ساخت که به‌صورت عددی با واحد نانومتر بیان می‌شود (برای مثال ۱۴ نانومتری یا ۷ نانومتری)، هرچه کوچکتر باشد، به ظرافت بیشتر ترانزیستورها و افزایش تعداد و تراکم آن‌ها در واحد سطح معنا می‌شود. افزایش تعداد ترانزیستورها در واحد سطح، تراشه‌ای با سطح مقطع کوچکتر و در عین حال با منابع سخت‌افزاری بیشتر برای داشتن هسته‌ها و اجزای غنی‌تر و توان عملیاتی بالاتر به بار می‌آورد و از سویی از میزان مصرف تراشه می‌کاهد. البته با فشرده شدن فناوری‌های ساخت، محدودیت‌هایی در ولتاژ اعمال‌شده به تراشه و بیشینه‌ی فرکانس به وقوع می‌پیوندد. اینتل تراشه‌هایی با فناوری ساخت ۱۰ نانومتری را پس از مدت‌ها تأخیر و ناکامی‌های پی‌در‌پی سرانجام در ۲۰۱۹ روانه‌ی بازار می‌کند و همچنان در حال تولید تراشه با فناوری ساخت ۱۴ نانومتری است که به اندازه‌ی کافی بالغ شده و امکان افزایش سرعت کلاک را تا سطح ۵ گیگاهرتز می‌دهد، اما این ارتقای سرعت کلاک به بهای افزایش جدی توان طراحی حرارتی پردازنده ممکن خواهد بود. از دیگر سو، AMD پردازنده‌های سری ۳۰۰۰ رایزن را با فناوری ساخت نوپای ۷ نانومتری و با تعداد هسته‌ها و رشته‌های پردازشی درخورتوجه روانه‌ی بازار کرده است که روی کاغذ سرعت کلاک آن‌ها به ۴/۶ گیگاهرتز نیز می‌رسد. توان طراحی حرارتی تراشه‌های ۷ نانومتری AMD بین ۶۵ تا ۱۰۵ وات بوده که حاکی از کاهش میزان مصرف این پردازنده‌ها در مقایسه با مدل‌های هم‌رده‌ی اینتل است. البته گزارشاتی پبرامون محدودیت در اورکلاک و ناکامی این پردازنده‌ها در رسیدن به سقف فرکانس تعریف‌شده وجود دارد که ممکن است برآمده از محدودیت‌های فناوری ساخت فشرده‌تر باشد.

دو شرکت اینتل و AMD که مقر اصلی هر دو در آمریکا است، در حوزه‌ی ساخت پردازنده‌های دسکتاپ نقش اصلی را دارند. تا سال ۲۰۱۷ پردازنده‌های AMD تنها یک انتخاب جایگزین به شمار می‌رفت” اما سرانجام پس از یک دهه، با از راه رسیدن معماری Zen و عرضه‌ی تراشه‌های رایزن و تردریپر، شکاف میان سطح عملکرد محصولات AMD و اینتل تقریبا از میان رفت. در بارهای کاری که هسته‌های زیادی را وارد فرایند پردازش می‌کنند، آخرین پردازنده‌های رایزن از سری ۳۰۰۰ به خوبی از رقیب پیشی گرفته‌اند؛ به‌ویژه اگر وصله‌های امنیتی را که در خلال سال گذشته برای این پردازنده‌ها منتشر شده نیز در شمار آوریم. بعضی هواداران اعتقاد و باور عجیبی به محصولات یک برند خاص نشان می‌دهند؛ اما اگر دل در گروی یک نشان تجاری خاص در عرصه‌ی ساخت پردازنده ندارید، اکنون گزینه‌های قدرتمند و در عین حال مقرون‌به‌صرفه ای از هر دو برند در بازار وجود دارد و رقابتی پایاپای میان دو رقیب دیرینه در جریان است. AMD، در زمان نگارش این مقاله، با پردازنده‌های سری ۳۰۰۰ رایزن و سری ۲۰۰۰ تردریپر عرض اندام می‌کند و اینتل با پردازنده‌های ۱۴ نانومتری خانواده‌ی کافی لیک و پردازنده‌های ۱۰ نانومتری جدید خود، که فعلا محدود به نسخه‌های موبایل است، در بازار حضوری مستحکم دارد. اینتل همچنان در عرصه‌ی گیمینگ با رزولوشن 1080p حکمرانی می‌کند و این برای افرادی که خواهان استخراج بیشترین فریم ممکن در هر ثانیه روی نمایشگری با نرخ تازه‌سازی بالا هستند، نویدبخش است. با وجود این AMD با عرضه‌ی پردازنده‌های ۷ نانومتری Zen 2 تلاش کرده که از شکاف عملکرد پردازنده‌های خود در این بخش بکاهد و البته موفق نیز بوده است. AMD با ارائه‌ی هسته‌ها و رشته‌های پردازشی بیشتر در آخرین نسل پردازنده‌های رایزن خود، آن‌ها را در اجرای چندوظیفگی و کارهای پیچیده‌ای همچون ویرایش ویدئو و ساخت و رندرینگ انیمیشن به‌خوبی تقویت کرده است.

در بازار چه می‌گذرد؟

بازاری که زمانی تقریباً به‌طور کامل در قبضه‌ی اینتل بود، آرام آرام با عرضه‌ی آخرین پردازنده‌های AMD از خانواده رایزن، تردریپر و اپیک، به سمت محصولات این شرکت می‌گراید و AMD سهم بیشتری از این بازار به چنگ می‌آورد. AMD فناوری ساخت ۷ نانومتری خود را همراه‌با معماری Zen به خوبی توسعه داده و به‌دنبال شیوه‌هایی برای افزایش بیشتر تراکم تراشه و ارتقای آخرین فناوری ساخت خود است. قرار است این شرکت نسل‌های بعدی معماری Zen 3 و در پی آن Zen 4 را در سال‌های پیش رو با پیشرفت‌های جدی به بازار بفرستد. در سوی دیگر، اینتل به‌تازگی از بندهای فناوری ساخت قدیمی و بالغ ۱۴ نانومتری جسته و توسعه‌ی پردازنده‌هایی با فناوری ساخت ۱۰ نانومتری را در برنامه‌ی کار خود قرار داده است. پردازنده‌های آیس‌ لیک اولین پردازنده‌های ۱۰ نانومتری معرفی‌شده‌ی اینتل هستند. البته اینتل هنوز از فناوری ۱۴ نانومتری خود دست نکشیده و قصد دارد پردازنده‌های نسل دهم کامت لیک اس را با نسخه‌ی ارتقا یافته از این فناوری و تعداد هسته‌ها و رشته‌های پردازشی بیشتر نسبت به محصولات کافی لیک ریفرش به بازار سخت‌افزار بفرستد. شاید این پردازنده‌ها چندان مورد استقبال هوادارانی که در انتظار فناوری‌های فشرده‌تر و کم‌مصرف‌تر هستند قرار نگیرد. معرفی سوکت جدید LGA 1200 برای پشتیبانی از این پردازنده‌ها و نیاز کاربران به تعویض مادربرد، به این شرایط دامن خواهد زد.

cpus

آشنایی با نسل‌های مختلف پردازنده‌ها

همه ساله اینتل و AMD صف‌آرایی محصولات خود را با معماری‌های جدید و ارتقایافته به‌روزرسانی می‌کنند. آخرین نسل پردازنده‌های دسکتاپ اینتل، در زمان نگارش این مقاله، که در واقع نسل نهم محصولات این شرکت به شمار می‌رود، کافی لیک رفرش نام دارد. معروف‌ترین پردازنده‌های رده‌بالای نسل نهم اینتل سری Core i7-9700 و سری Core i9-9900 هستند. از سوی دیگر، آخرین تراشه‌های عرضه‌شده AMD پردازنده‌های نسل سوم یا سری ۳۰۰۰ رایزن است که در حال حاضر ۶ مدل را (صرف‌نظر از ۲ مدل APU) در بر می‌گیرد. پرچم‌دار فعلی این سری Ryzen 9 3900X با ۱۲ هسته و ۲۴ رشته‌ی پردازشی است.

نسل هر پردازنده از روی نام مدل آن شناخته می‌شود. مثلاً پردازنده‌های اینتل با پیش شماره مدل ۹ از نسل نهم محصولات این شرکت بوده و پردازنده‌ای با پیش شماره ۳، یکی از محصولات نسل سوم رایزن AMD است.

Ryzen 7 3700X>>>>متعلق به نسل سوم پردازنده‌های رایزن AMD

Core i7-9700K>>>>متعلق به نسل نهم پردازنده‌های اینتل

خرید نسل‌های قدیمی‌تر پردازنده‌های یک برند منطقی نیست، مگر آنکه از نظر ارتقای مادربرد محدودیت داشته باشید

باید توجه داشت که هر دو تراشه‌ساز تمایل دارند، معماری کنونی خود را تا حداکثر قدرت تراشه‌ی ممکن تداوم دهند. بنابراین دیده می‌شود که مثلاً همچنان پردازنده‌هایی از خانواده‌ی اسکای لیک (نسل هفتم) اینتل با بیشترین توان عملیاتی ممکن (شامل تعداد هسته‌ها، سرعت کلاک و دیگر پارامترها) از سری Core X اینتل در حال ورود به بازار هستند؛ درحالی‌که تولید تراشه‌های مصارف عام این نسل مدت‌ها پیش متوقف شده است. از سویی نسل دوم تراشه‌های تردریپر AMD ماه‌ها پس از پردازنده‌های سری ۲۰۰۰ رایزن عرضه شد و احتمالا همین روند در مورد تراشه‌های نسل سوم تردریپر نیز تداوم می‌یابد.

اگرچه همچنان می‌توان پردازنده‌هایی از نسل‌های قبلی محصولات اینتل را تهیه کرد، انتخاب و خرید چنین تراشه‌هایی توصیه نمی‌شود؛ مگر آنکه کاربر به واسطه‌ی عدم امکان ارتقای مادربرد، نتواند از آخرین نسل پردازنده‌های این تراشه‌ساز بهره‌مند شود. در شرایط یادشده کاربران عموماً به‌سراغ بهترین تراشه‌ای می‌روند که سوکت مادربرد کنونی آن‌ها از آن پشتیبانی می‌کند. معمولاً خرید یک مدل پردازنده‌ی رده‌بالا از نسل قبل، صرفه‌ی اقتصادی چندانی نیز برای کاربران ندارد؛ چرا که شرکت‌ها قیمت پردازنده‌های نسل جدید خود را در رده‌های مشابه پردازنده‌های نسل قبل تعیین می‌کنند. با پیشرفت سریع فناوری‌ها، خرید تراشه‌ی دسکتاپی که مربوط به یک نسل قبل یا قدیمی‌تر باشد، به‌مثابه‌ی خرید یک تکنولوژی منسوخ یا در حال مرگ است. خرید یک پردازنده i7-8700K در حالی که قیمتی کمابیش مشابه i7-9700K با تکنولوژی بالاتر (البته سوای هایپرتردینگ) دارد، منطقی نخواهد بود. لازم به ذکر است که هر دو پردازنده با مادربرد‌های مجهز به سوکت LGA 1151 و تراشه‌های مادربرد سری ۳۰۰ سازگاری دارند. البته سرعت جایگزینی سوکت‌ها در نقشه‌ی راه اینتل چنان بالا است که عموماً حتی برای یک نسل ارتقا، باید مادربرد را نیز تعویض کرد.

Core i9

ماجرا در جبهه AMD کمی متفاوت است. قیمت پردازنده‌های نسل دوم رایزن که محصولاتی بسیار کارا و قدرتمند هستند، پس از عرضه‌ی تراشه‌های ۷ نانومتری نسل سوم کاهش درخورتوجهی را تجربه کردند. بنابراین اگرچه با همان مادربرد‌های قبلی با سوکت AM4 و تراشه‌های سری ۳۰۰ و ۴۰۰ امکان کوچ به نسل جدید پردازنده‌های رایزن وجود دارد، خرید یک پردازنده قدرتمند نسل دومی نیز گزینه‌ای است که نمی‌توان با قیمت‌های فعلی به‌راحتی از آن صرف‌نظر کرد. با این حال همچنان خرید پردازنده‌های نسل اول رایزن و قدیمی‌تر از آن، با وجود محصولات قدرتمند و خوش‌قیمت نسل دوم و سوم رایزن و تردریپر توصیه نمی‌شود.

انواع پردازنده‌های اینتل و AMD

نام‌ها و اعداد در بازار پردازنده‌ها به‌خصوص در زمین اینتل که هر از چندگاهی محصول و معماری جدیدی با پسوند لیک عرضه می‌کند، شاید برای کاربران تازه‌کار باعث ایجاد سردرگمی شود. حتی این روزها برای حرفه‌ای‌های سخت‌افزار هم تعدد نام‌ها و مدل‌ها سرگیجه‌آور است. اما برخی اصول کلی همچنان پابرجاست. پردازنده‌ها برحسب نوع کارایی در سه گروه دسکتاپ مصارف عام (Mainstream)، دسکتاپ حرفه‌ای/ورک‌استیشن  (HEDT) و پردازنده‌های سازمانی/سرور (Enterprise) تقسیم‌بندی می‌شوند.

پردازنده‌های دسکتاپ مصارف عام

تراشه‌های مصارف عام اینتل و AMD را می‌توان در سه طبقه‌ی پایین‌رده، میان‌رده و رده‌‌بالا جای داد. منظور از مصارف عام سیستم‌های خانگی با مصارف متداول، گیمینگ، مولتی مدیا و تولید محتوای گرافیکی است که جریان اصلی (Mainstream) فروش و عرضه‌ی پردازنده‌ها را در بازار به خود تخصیص می‌دهد.

core

پردازنده‌های دسکتاپ رده‌پایین شرکت‌های اینتل و AMD به ترتیب از پیشوند نام مدل Core i3 و Ryzen 3 استفاده می‌کنند. چنین پردازنده‌هایی با تعداد هسته‌های محدود برای سیستم‌های خانگی معمولی تدارک دیده شده و قیمت‌های نسبتا پایینی دارد. برای مثال پردازنده ۴ هسته و ۴ رشته‌ای i3-9300K با فرکانس پایه ۳/۷ و فرکانس بوست ۴/۴ گیگاهرتز ۱۴۳ دلار قیمت گذاری شده و پردازنده‌ی چهار هسته‌ای Ryzen 3 1200 با فرکانس پایه ۳/۱ و فرکانس بوست ۳/۴ گیگاهرتز و توان طراحی حرارتی ۶۵ وات با یک برچسب قیمت ۶۰ دلاری عرضه می‌شود.

هر دو شرکت اینتل و AMD برای افرادی که بودجه‌ی محدودتری دارند، پردازنده‌های رده‌پایین ارزان‌قیمت‌تری را نیز تدارک دیده‌اند. اینتل مدل‌های پنتیوم و سلرون را با تعداد هسته‌ها و سرعت کلاک کمتر در سبد محصولات خود دارد و AMD نیز با عرضه‌ی پردازنده‌های Athlon سهم خود را از این بازار دارد. Athlon 240GE با ۲ هسته و ۴ رشته‌ی پردازشی و سرعت کلاک ۳/۵ گیگاهرتز و قیمت ۷۶ دلار و پردازنده‌ی Pentium G5600 اینتل از خانواده‌ی کافی لیک با همان تعداد هسته و رشته‌ی پردازشی و البته فرکانس ۳/۹ گیگاهرتز با قیمت ۹۵ دلار از بهترین این محصولات رده‌پایین است. البته همچنان محصولاتی با قیمت‌های کمتر نیز در دسترس قرار دارد.

athlon

پردازنده‌های دسکتاپ میان‌رده اینتل و AMD به ترتیب با پیشوند Core i5 و Ryzen 5 روانه‌ی بازار می‌شوند. در تیم اینتل بهترین پردازنده نسل نهمی از این سری Core i5-9600K با ۶ هسته و ۶ رشته پردازشی است که فرکانس کلاک پایه آن ۳/۷ و فرکانس بوست آن ۴/۶ گیگاهرتز است و قیمتی در حدود ۲۶۰ دلار دارد. پردازنده‌های دیگری نظیر Core i5-9500 و Core i5-9400K با قابلیت‌های کمتر در رده‌های قیمتی پایین‌تر قرار می‌گیرند. در تیم قرمز پردازنده‌های خوبی نظیر Ryzen 5 3600 و Ryzen 5 3600X از نسل سوم رایزن با ۶ هسته و ۱۲ رشته پردازشی و با فرکانس‌های کلاک متفاوت به ترتیب ۱۹۹ و ۲۳۹ دلار قیمت‌گذاری شده‌اند.

ryzen

 پردازنده‌های دسکتاپ رده‌بالای اینتل و AMD با پیشوند Core i7/i9 و Ryzen 7/9 روانه‌ی بازار می‌شوند. پردازنده Core i7-9700K با ۸ هسته و ۸ رشته پردازشی، فرکانس پایه و بوست ۳/۶ و ۴/۹ گیگاهرتز و پردازنده‌ی Core i9-9900K با ۸ هسته و ۱۶ رشته، فرکانس پایه ۳/۶ و فرکانس بوست ۵ گیکاهرتز بهترین پردازنده‌های رده‌بالای نسل نهم در سبد محصولات اینتل هستند. پردازنده‌های Ryzen 7 3700X و Ryzen 9 3900X یا محصولات نسل قبل Ryzen 7 2700 و Ryzen 7 1800x از جمله مدل‌های رده‌بالای ساخت AMD از خانواده‌ی نسل سوم رایزن است.

core i9

پردازنده‌های ورک‌استیشن و HEDT

کاربران سیستم‌های ورک‌استیشن و کسانی که فشار کاری بیشتری به پردازنده‌های خود تحمیل می‌کنند و البته آن‌هایی که توان مالی بیشتری دارند، می‌توانند از میان پردازنده‌های حرفه‌ای دسکتاپ Core X اینتل یا تراشه‌های Threadripper شرکت AMD انتخابی داشته باشند. محصول Core i9-9900X با داشتن ۱۰ هسته و ۲۰ رشته‌ی پردازشی و فرکانس بوست ۴/۴ گیگاهرتز با قیمت ۸۵۰ دلار یکی از پردازنده‌های مهم سری X اینتل است. حداکثر تعداد هسته‌های مدل‌های حرفه‌ای دسکتاپ اینتل در حال حاضر ۱۸ هسته است که در دو پردازنده‌ی نسل نهمی Core i9-9980XE Extereme و نسل هفتمی Core i7-7980XE Extreme دیده می‌شود و بیشینه‌ی هسته‌های تردریپر AMD، هم‌اکنون برابر با ۳۲ هسته در پردازنده‌ی پرچم‌دار Threadripper 2990WX است. این پردازنده‌ها بیشتر متناسب تولیدکنندگان محتوا، افرادی که به‌صورت حرفه‌ای در زمینه‌ی ساخت و رندر انیمیشن‌های سه‌بعدی کار می‌کنند یا به ویرایش ویدئوهای 4K و 8K اشتغال دارند، است. این پردازنده‌ها برای اجرای محاسبات سنگین ریاضی و پردازش پایگاه‌های غول‌پیکر داده گزینه‌ای مناسب است. نحوه‌ی نام‌گذاری پردازنده‌های Core X و تردریپر نیز روندی مشابه آنچه گفته شد دارد.

threadripper

پردازنده‌های سرور

اینتل برای کاربردهای تجاری و سیستم‌های سرور، پردازنده‌های Xeon را در سبد محصولات خود دارد و AMD با پردازنده‌های EPYC به مصاف اینتل می‌رود تا سهم بیشتری از این بازار داشته باشد. با توجه به اینکه در این مقاله بر نحوه‌ی انتخاب یک پردازنده‌ی دسکتاپ متمرکز هستیم، از توضیح بیشتر در مورد تراشه‌های سازمانی دو تراشه‌ساز اجتناب شده و خوانندگان گرامی برای اطلاع بیشتر بهتر است به مقالات مرتبط با پردازنده‌های سرور در همین سایت مراجعه کنند.

الگوی نام‌گذاری مدل‌های پردازنده چیست؟

تا به اینجا، خوانندگان گرامی دریافتند که شیوه‌ی نام‌گذاری با پیشوند‌هایی مثل i5 ،i3 و i7 و نیز اعداد مشابه در نام مدل‌های AMD ارتباطی با تعداد هسته‌های یک پردازنده ندارد. این اعداد و پیشوندها بیشتر بازتاب‌دهنده‌ی توان عملیاتی یک پردازنده است. به‌طور کلی می‌توان گفت که هرچه اعداد به‌کاررفته در نام‌گذاری مدل‌ها بزرگتر باشند، با پردازنده‌ای قوی‌تر، تعداد هسته‌های بیشتر و سطح عملکردی بهتر در گیمینگ یا پردازش چندهسته‌ای رو‌به‌رو هستیم.

پس از پیشوند‌های فوق، یک عدد چهار رقمی که گاه با یک یا دو حرف انگلیسی همراه است، در نام مدل درج می‌شود؛ 9700K در نام مدل Core i7-9700K یا 3700X در نام مدل Ryzen 7 3700X از این دست است. همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، رقم سمت چپ این عدد چهار رقمی نسلِ یک پردازنده را بیان می‌کند. مثلا پردازنده‌ی Core i7-9700K از نسل نهم پردازنده‌های اینتل یا خانواده‌ی کافی لیک ریفرش بوده و Ryzen 7 3700X از نسل سوم رایزن AMD است. سه رقم بعدی هرچه بزرگتر باشد، معمولا توان عملیاتی یک پردازنده بالاتر است. در مورد پردازنده‌های نسل دهم نیز شیوه‌ی مشابهی دنبال می‌شود؛ با این تفاوت که در این رشته‌ی عددی، نسل تراشه با عددی دو رقمی و برابر با ۱۰ ارائه می‌شود؛ پردازنده‌ی لپ‌تاپ نسل دهمی Core i7-1067G7 مثالی از این دست است.

همراه‌ با این عدد چهار رقمی ممکن است یک یا دو حرف انگلیسی در نام مدل ذکر شود. حرف K در پردازنده‌های اینتل به‌معنای ضریب باز بودن پردازنده و امکان اورکلاک دستی آن با تعیین ضریب است. اگر بعد از عدد چهار رقمی مدل پردازنده با پسوند KF روبه‌رو شویم، این پردازنده یک واحد گرافیکی مجتمع معیوب دارد و امکان بهره‌گیری از توانایی‌های گرافیکی تراشه وجود ندارد. این تراشه هیچ تفاوت دیگری با مدل‌های K ندارد. پسوند X در نام مدل‌های AMD حاکی از سرعت کلاک و توان عملیاتی بالاتر پردازنده نسبت به مدل همنام، اما بدون این پسوند است. برای مثال سرعت کلاک پایه و بوست پردازنده‌ی Ryzen 5 3600X به میزان ۲۰۰ مگاهرتز بالاتر از مدل Ryzen 5 3600 است. ذکر این نکته ضروری است که تقریبا تمامی پردازنده‌های رایزن ضریب‌باز بوده و از امکان اورکلاک دستی برخوردار هستند. پسوند X یا XE در نام مدل‌های حرفه‌ای پردازنده‌های اینتل به کار می‌رود که تعداد هسته‌ها و رشته‌های پردازشی بیشتری در مقایسه با تراشه‌های دسکتاپ عادی دارند که بدان اشاره شد.

آیا باید پردازنده را اورکلاک کرد؟

اورکلاک عملی است که مرزهای عملکرد یک پردازنده را که هنگام طراحی آن تعریف شده، جابه‌جا می‌کند. حرفه‌ای‌های سخت‌افزار با افزایش سرعت کلاک به مقادیر بیشتر از سطوح پیشفرض، سعی در ارتقای عملکرد پردازنده‌های خود دارند. امروزه اورکلاک به فنی تبدیل شده است که شیفتگان فناوری از اجرای آن لذت می‌برند. کاربران معمولی که علاقمند به اورکلاک نیستند یا نمی‌خواهند مرزهای عملکرد پردازنده‌ی خود را آزمایش کنند، بهتر است هزینه صرف بهبود ظرفیت اورکلاک یک تراشه نکنند. برای افزایش سرعت کلاک پردازنده به مقادیری بالاتر از حدود پیشفرض طراحی، باید راه مناسبی برای دفع گرمای مازاد یافت و چاره‌ای جز خریداری یک سیستم خنک‌کننده‌ی قدرتمند و مادربردی که با اورکلاکینگ سازگار باشد، نیست. پس افراد علاقمند به اورکلاک باید این هزینه‌های اضافی را در نظر بگیرند؛ هزینه‌ای که برای کاربران عادی می‌تواند صرف خرید پردازنده‌ای با سرعت کلاک پیشفرض بیشتر شود.

همان‌طور که گفته شد، پردازنده‌های AMD عمدتاً از امکان اورکلاک برخوردار هستند. با وجود این گزارشاتی از امکان اورکلاک حداقلی پردازنده‌های نسل سوم رایزن در فضای مجازی منتشر شده است. اما اگر کاربری مایل به افزایش توان عملیاتی پردازنده‌های اینتل باشد، باید پول بیشتری برای خرید یک پردازنده ضریب باز سری K پرداخت کند. در حال حاضر یک پردازنده سری K اینتل ۵۰ تا ۱۰۰ دلار گران‌تر از مدل همنام بدون ضریب K است. با ۵۰ تا ۱۰۰ دلار پول بیشتر ممکن است بتوان پردازنده‌ای با سرعت کلاک کارخانه‌ای بالاتر بدون نیاز به اورکلاکینگ تهیه کرد. این‌ها نکاتی است که هنگام خرید باید در نظر گرفته شود.

با همه‌ی آنچه گفته شد، گاه حتی با تأمین تمامی امکانات لازم برای اورکلاکینگ و داشتن پردازنده‌ای مناسب این کار، ممکن است پردازنده‌ای خاص به اورکلاکینگ به‌خوبی پاسخ ندهد. اگر اطلاعات کافی در زمینه‌ی اورکلاک نداشته باشید، ممکن است به پردازنده‌ی خود آسیب بزنید یا به‌خاطر تحمیل ولتاژ اضافی به آن از چرخه‌ی عمر پردازنده بکاهید.

با همه‌ی این توضیحات، چه پردازنده ای بخرم؟

همراه کردن یک پردازنده‌ی قدرتمند با کارت گرافیک، رم و حافظه‌ی ذخیره‌سازی ضعیف و قدیمی، نتایج نامطلوبی خواهد داشت

پاسخ به این پرسش بستگی دارد به کاری که با پردازنده انجام می‌دهید و وظایفی که معمولاً برای اجرا به آن محول می‌کنید. در بسیاری از کاربردها، سرعت کلاک بیشتر نتایج بهتری در مقایسه با تعداد هسته‌های زیاد به بار می‌آورد. افزایش سرعت کلاک با بهبود پاسخگویی و کاهش زمان بارگذاری برنامه‌ها برابر نهاده می‌شود؛ البته به شرط آنکه سرعت رم و حافظه‌ی ذخیره‌سازی سیستم شما تبدیل به گلوگاهی برای عملکرد پردازنده نشود. با افزایش سرعت کلاک اجرای وظایف تک‌رشته‌ای مانند ویرایش صوتی و اجرای برخی از برنامه‌ها و بازی‌های قدیمی‌تر تسریع می‌شود. هنوز هم بسیاری از بازی‌های معروف تعداد رشته‌های پردازشی زیادی تولید نمی‌کنند و مبنای پردازش آن‌ها تک‌رشته‌ای است.

گلوگاه پردازش چیست؟

گلوگاه شدن یا Bottleneck می‌تواند هم برای پردازنده و هم برای پردازنده‌ی گرافیکی یعنی GPU اتفاق بیفتد. این اتفاق زمانی می‌افتد که یکی از اجزا به دلیل کندی بیش از حد مانع از کار کردن سایر اجزا با حداکثر توان می‌شود. برای فهم بهتر مطلب تصور کنید یک منبع آب با توان ریختن یک لیتر آب در ثانیه داریم. حال تصور کنید که قرار است این آب در قیفی ریخته شود که توان عبوردادن تنها نیم‌لیتر آب در ثانیه را دارد. بنابراین، واضح است که قیف باعث می‌شود سرعت ریختن آب پایین بیاید و از حداکثر توان آب‌رسانی منبع استفاده نشود. در این حالت در واقع قیف گلوگاه شده است. در مواقعی که هر کدام از دو واحد پردازشی CPU و GPU اختلاف فاحشی از لحاظ سطح عملکرد با دیگری داشته باشند، گلوگاه ایجاد می‌شود. در این حالت یک واحد با حداکثر توان کار می‌کند و واحد دیگر به اصطلاح معطل می‌شود.

neck

جلوگیری از بروز گلوگاه، علاوه بر هم‌رده بودن پردازنده‌ها به عوامل دیگری مانند بهینه‌بودن بازی یا سبک برنامه‌نویسی آن نیز بستگی دارد. چنانچه کدهای یک بازی بد نوشته شده باشد، استفاده از قوی‌ترین پردازنده‌ها نیز نمی‌تواند شما را از گلوگاه در امان نگه دارد. اما آنچه در حیطه‌ی کنترل کاربران رایانه‌های شخصی است، انتخاب قطعاتی متناسب و همنوا از نظر سطح عملکرد است تا سخت‌افزارهای ضعیف و قوی باعث ایجاد گلوگاه نگردد.

کارهای مبنایی و سبک: برای اجرای کارهای معمولی از قبیل پخش فیلم با رزولوشن‌های رایج، مولتی مدیا، اجرای برنامه‌ها و بازی‌های سبک، مرور وب، اجرای مجموعه نرم‌افزارهای آفیس نظیر Word و برنامه‌های ویرایشگر متن، یک پردازنده‌ی رده‌پایین ۲ تا ۴ هسته‌ای نیازهای شما را برآورده می‌سازد. پردازنده‌های پنتیوم و Core i3 اینتل و پردازنده‌های Athlon و Ryzen 3 شرکت AMD پردازنده‌های مناسبی برای اجرای امور روزانه و معمولی هستند و در عین حال گزینه‌هایی بسیار اقتصادی محسوب می‌شوند. به‌جز پردازنده‌های Ryzen 3 بدون پسوند G، سایر پردازنده‌های رده‌پایین یادشده از واحد پردازش گرافیکی مجتمع برخوردار هستند و برای اجرای ویندوز و کارهای ساده‌ی گرافیکی و تماشای فیلم با حداکثر رزولوشن 1080p نیازی به خرید کارت گرافیکی مجزا نیز نخواهید داشت. البته همراه کردن این پردازند‌ه‌ها با دست‌کم ۴ گیگابایت حافظه‌ی رم ضروری خواهد بود.

گیمینگ: اگر به‌دنبال اسمبل یک سیستم گیمینگ هستید، می‌توانید از بودجه‌ی پردازنده کم کرده و یک پردازنده‌ی متعادل با ۶ هسته تهیه کنید و در عوض کارت گرافیک قدرتمندتری خریداری کنید. اگرچه پردازنده قطعه‌ای حیاتی و تأثیرگذار است، همراه کردن آن با یک پردازنده گرافیکی ضعیف و تاریخ‌گذشته یا یک‌ هارد درایو مکانیکی، نتیجه‌بخش نخواهد بود. این نکته‌ای بسیار مهم است که اکثر افراد آن را رعایت نمی‌کنند و نتایج خوشایندی از خرید یک پردازنده‌ی قدرتمند به دست نمی‌آورند. آخرین نسل پردازنده‌های Core i5 و Ryzen 5 برای اجرای بهینه‌ی بازی‌های به‌روز پیشنهاد می‌شود، البته اگر به‌دنبال سطوح عملکرد بالاتری مثل رفع پلگی تصویر و بهبود متعادل خروجی فریم هستید و بودجه‌ی بیشتری نیز دارید، می‌توانید انتخاب بهتری از بین پردازنده‌های Ryzen 7  و Core i7 داشته باشید. تنها در صورتی به‌سراغ پردازنده‌های قدرتمندتر بروید که قصد اجرای بازی در رزولوشن‌های 1440p و بالاتر را دارید و یکایک فریم‌ها برای‌تان حائز اهمیت است. البته داشتن کارت گرافیک قدرتمند رده‌بالایی نظیر سری RTX انویدیا یا Radeon RX AMD همراه‌با نمایشگر متناسب، دست‌کم ۱۶ گیگابایت حافظه‌ی رم، درایو ذخیره‌سازی پرسرعت SSD، سیستم خنک‌کننده‌ی پردازنده‌ی مناسب و البته یک منبع تغذیه‌ی پاسخگو منابع سخت‌افزاری دیگری است که نباید از آن غافل شوید. برای اجرای روان یک بازی دست‌کم باید ۶۰ فریم در هر ثانیه روی خروجی نمایشگر شما ظاهر شود. برای استخراج فریم‌های بیشتر نیاز به نمایشگری با نرخ تازه‌سازی بالاتر و سرعت پاسخگویی بهتر دارید. پس اگر به نمایشگری با نرخ تازه‌سازی ۶۰ فریم و رزولوشن 1080p محدود هستید، یک پردازنده‌ی متعادل در کنار یک کارت گرافیک میان‌رده‌ی به‌روز بسنده می‌کند.

طراحی، رندرینگ و گرافیک: کسانی که کارهای گرافیکی سنگین، طراحی و رندرینگ سه‌بعدی انجام می‌دهند، باید برای پردازنده‌ی سیستم خود اهمیت ویژه‌ای قائل شوند؛ چون بار پردازش این نوع محتوا بیشتر به دوش پردازنده است. پردازنده‌ی Core i9/i7 یا Ryzen 9/7 با تعداد هسته‌های بیشتر (مثلا با ۸ تا ۱۰ هسته) در این موارد خرید مستدلی به حساب می‌آید. در تمام موارد یادشده که رشته‌های پردازشی زیادی از سوی نرم‌افزار به پردازنده تحمیل می‌شود، خرید پردازنده‌ای با قابلیت هایپرتردینگ نسبت به مدلی فاقد این ویژگی ارجحیت دارد.

ورک‌استیشن: بسیاری از برنامه‌های به‌روز از مزیت وجود هسته‌ها و رشته‌های پردازشی زیاد به‌خوبی بهره‌مند می‌شوند. اگر با پردازش هم‌زمان وظایف پیچیده‌ی متعدد، تولید انیمیشن‌های سه‌بعدی، ویرایش ویدئو‌هایی با رزولوشن 4K و بالاتر، محاسبات سنگین ریاضی و علمی و پردازش حجم بالای داده‌ها در پایگاه‌های داده‌ سروکار دارید یا به هر شکل، وظایف سنگین، پیچیده و زمانبری را برای پردازش به سیستم خود تحمیل می‌کنید، اولویت شما خرید پردازنده‌ای غول‌پیکر با تعداد هسته‌های بسیار بیشتر و سرعت کلاک سرسام‌آور است. در کاربردهای حرفه‌ای‌ و سیستم‌های ورک‌استیشن معمولا پردازنده‌های حرفه‌ای هر دو برند اینتل و AMD شامل Core X (با حداکثر ۱۸ هسته) و تردریپر (با حداکثر ۳۲ هسته) هم‌زمان سرعت کلاک بالاتر و تعداد هسته‌های بیشتری ارائه می‌دهند و کارایی خارق‌العاده‌ای از خود به نمایش می‌گذارند.

اورکلاک: افرادی که به‌دنبال اورکلاک پردازنده‌ی خود هستند، بهتر است به‌سراغ محصولات رده‌بالای هر دو برند بروند، پردازنده‌های Core i7 و Core i9 از برند اینتل که در نام‌گذاری آن‌ها از حرف K استفاده شده و پردازنده‌های تردریپر AMD برای اورکلاک مناسب‌تر هستند. توجه کنید که کلاک پردازنده‌های سری ۳۰۰۰ رایزن تا حد امکان در کارخانه ارتقا یافته و ظرفیت اورکلاک چندانی ارائه نمی‌کنند.

چه مادربرد و سوکتی مناسب پردازنده‌ای است که خریداری می‌کنیم؟

سوکت پردازنده‌ای که روی مادربرد رایانه‌ی شما قرار دارد، نقشی شبیه به پریز برق بازی می‌کند. با اتصال وسائل برقی به پریز، آن‌ها را به شبکه‌ی سراسری برق متصل می‌کنیم. سوکت‌ها نیز راهی برای اتصال پردازنده به دیگر اجزاء رایانه فراهم می‌کنند. سوکت‌ها ضمن رساندن نیروی برق به پردازنده، ارتباط آن‌ها با دیگر اجزای سخت‌افزاری را میسر می‌کنند. هرچند که سوکت‌ها را با پریزهای برق مقایسه کردیم؛ اما باید به یاد داشته باشیم که برخلاف پریزهای برق، طراحی سوکت‌های پردازنده به‌طور مداوم دستخوش تغییر می‌شود. یکی از دلائل این تغییرات، تغییر در معماری پردازنده‌ها است. معمولا هرچند سال یک‌بار، شرکت‌ها نسل‌های جدیدی از معماری پردازنده‌ها را معرفی می‌کنند و این معماری‌ها هم از نظر شکل، اندازه‌ و سازگاری با مادربردها، با یکدیگر تفاوت دارند. طی سالیان متمادی، شاهد معرفی انواع مختلفی از سوکت‌های پردازنده بوده‌ایم؛ اما در حال حاضر، بیشتر از سوکت‌های LGA، PGA و BGA استفاده می‌شود. سوکت‌های BGA معمولا مربوط به بردهای پرتابل است که امکان جداسازی پردازنده از آن و به‌روزرسانی تراشه نیست و در این مقاله مورد بررسی قرار نمی‌گیرد.

سوکت‌های LGA و PGA

LGA و PGA دو آرایش رایج سوکت‌ها هستند که می‌توان آن‌ها را نقطه‌ی مقابل یکدیگر دانست. در سوکت‌های LGA سطح سوکت دارای مجموعه‌ای از پین‌ها است. قسمت زیرین پردازنده نیز دارای حفره‌هایی است و هنگام قرار دادن پردازنده روی سوکت، پین‌های سوکت درون حفره‌های پردازنده قرار می‌گیرند.

lga

تصویری از یک سوکت LGA

برعکس، در سوکت‌های PGA، سطح سوکت دارای تعداد مشخصی حفره است و پین‌ها هم در قسمت زیرین پردازنده قرار دارند. در عصر رایانه‌های مدرن، اینتل از سوکت‌های LGA استفاده می‌کند و در مقابل، پردازنده‌های ساخت AMD هم با سوکت‌های PGA سازگار هستند، البته استثنائاتی هم وجود دارد؛ برای مثال، پردازنده‌های تردریپر AMD از سوکت TR4 پشتیبانی می‌کنند که نوعی سوکت LGA است. در حقیقت، TR4 دومین سوکت AMD است که از آرایش LGA استفاده می‌کند. در مقابل، اینتل نیز در پردازنده‌های پیشین خود همچون Pentium، Pentium 2 و Pentium 3 از سوکت‌های PGA استفاده می‌کرد.

pga

تصویری از یک سوکت PGA

هنگام خرید باید اطمینان پیدا کنید که پردازنده‌ای متناسب با مادربرد فعلی خود خریداری می‌کنید که همچنان از آن پشتیبانی می‌کند. اگر قصد خرید مادربرد جدیدی دارید؛ بایستی دقت کرد که این قطعه سخت‌افزاری از پردازنده جدید شما به‌خوبی پشتیبانی کند؛ به‌ویژه اگر قصد اورکلاک پردازنده‌ی خود را داشته باشید. بحث خرید مادربرد بحثی طولانی و تخصصی است که باید در مقاله جداگانه‌ای به جزئیات آن پرداخته شود. در این مقاله مبانی کلی برای انتخاب سوکت پردازنده را برخواهیم شمرد.

اینتل برای نام‌گذاری سوکت‌هایش از تعداد پین‌های موجود روی سوکت استفاده می‌کند. برای مثال، سوکت‌های LGA1155 دارای ۱۱۵۵ پین هستند. هر پردازنده‌ای که برای این نوع سوکت ساخته شود، تنها‌ و تنها با همین نوع سوکت سازگاری دارد. گاهی اوقات تعداد پین‌ها بسیار به‌هم نزدیک هستند، برای مثال LGA1155 و LGA1156؛ در این حالت نیز همچنان پردازنده‌های طراحی‌شده برای یکی از این دو گونه سوکت، با سوکت دیگر سازگاری ندارند.

روش AMD اندکی متفاوت است؛ این شرکت برای نام‌گذاری سوکت‌ها از تعداد پین‌ها استفاده نمی‌کند؛ برای مثال، می‌توان به سوکت‌های AM3 ،AM4 یا FM1 اشاره کرد. در رابطه با سوکت‌های AMD نیز مسئله‌ی سازگاری سوکت و پردازنده امری حیاتی است.

پردازنده‌های دسکتاپ مصارف عام AMD شامل پردازنده‌های فعلی Athlon و رایزن از سوکت AM4 پشتیبانی می‌کنند و قرار است این سوکت تا سال ۲۰۲۰ از تمام پردازنده‌های جدید AMD همچنان پشتیبانی کند. بدین ترتیب کاربران بدون نیاز به ارتقای مادربرد خواهند توانست با به‌روزرسانی بایوس مادربرد فعلی خود، از نسل جدید پردازنده‌های AMD استفاده کنند و کارایی کامپیوترهای رومیزی خود را ارتقا دهند. با وجود این، مادربردهای جدید با تراشه‌های رده‌بالای سری ۵۰۰ که ویژه‌ی پردازنده‌های نسل سوم رایزن طراحی شده، از قابلیت‌هایی برخوردار است که مادربرد‌های قدیمی‌تر با تراشه‌های سری ۳۰۰ و ۴۰۰ امکان پشتیبانی از آن را ندارد. یکی از این قابلیت‌ها، پشتیبانی از استاندارد ارتباطی نسل چهارم PCIe است که پهنای باند اسلات‌های کارت گرافیک و سایر اجزای سخت‌افزاری سازگار را تا دو برابر افزایش می‌دهد. پردازنده‌های حرفه‌ای دسکتاپ تردریپر AMD با مادربرد‌های ویژه خود مجهزبه سوکت TR4 کار می‌کنند.

در جبهه‌ی اینتل امکان ارتقایی مشابه AMD دیده نمی‌شود و معمولاً با روی کار آمدن پردازنده‌های جدید، امکان پشتیبانی از آن‌ها در مادربردهای قدیمی وجود نداشته است. برای مثال سوکت LGA 1150 برای کار با پردازنده‌های Haswell طراحی شده بود و تفاوت آن با سوکت LGA 1151 که از پردازنده‌های نسل ششم به بعد پشتیبانی می‌کند، تنها در یک پین است. نسخه جدیدی از سوکت LGA 1151 برای کار با تراشه‌های نسل هشتم (کافی لیک) و همچنین نهم (کافی لیک ریفرش) اینتل طراحی شد که دیگر امکان میزبانی از پردازنده‌های نسل ششم (اسکای لیک) و هفتم (کیبی لیک) این تراشه‌ساز را ندارد. اگرچه این دو سوکت از نظر فیزیکی هیچ تفاوتی ندارند، اینتل علت پشتیبانی‌نشدن از پردازنده‌های قدیمی را زیر سیستم‌های انتقال توان متفاوت سوکت‌های نسل هشتم می‌داند. براساس گزارش‌ها، روند مشابهی قرار است در پردازنده‌های نسل دهمی این شرکت نیز تکرار شود و سوکت جدیدی با نام LGA 1200 برای پردازنده‌های کامت لیک-اس روانه‌ی بازار خواهد شد که از پردازنده‌های قدیمی‌تر پشتیبانی نخواهد کرد.

تنوع موجود در سوکت‌ها و تراشه‌های مادربرد در جبهه‌ی اینتل، ممکن است برای کاربرانی که قصد ارتقای سیستم خود را دارند گیج‌کننده باشد. این تنوع بدین معنا است که اگر به‌دنبال پردازنده جدیدی از یکی دو نسل بالاتر هستید، الزاماً باید مادربرد جدیدتر و گران‌قیمت‌تری نیز تهیه کنید؛ حتی اگر مادربرد قدیمی و ارزان‌قیمت‌تر شما همه‌ی امکاناتی را که به آن نیاز دارید، در خود گرد آورده باشد. در ادامه فهرستی از انواع سوکت‌ها و تراشه‌های متداول مادربرد همراه‌با پردازنده‌های متناسب ارائه شده است.

نوع سوکت سازنده تعداد پین و نوع پکیج تراشه‌های مادربرد نوع پردازنده پشتیبانی‌شده
AM4 AMD 1331 PGA

AMD A300
AMD X300
AMD A320
AMD B350
AMD X370
AMD B450
AMD X470
AMD X570

AMD Ryzen 9
AMD Ryzen 7
AMD Ryzen 5 
AMD Ryzen 3
Athlon 200

TR4 AMD 4094 LGA AMD X399 AMD Ryzen Threadripper
LGA 1151 اینتل 1151 LGA Z390
Z370
Q370
H370
B360
H310
Intel Skylake
Intel Kaby Lake
Intel Coffee Lake
Intel Cofee Lake Refresh
LGA 2066 اینتل 2066 LGA X299 Intel Skylake-X
Intel Kaby Lake-X
Skylake-X Refresh
Cascade Lake-X

سخن آخر

هنگام خرید و انتخاب یک پردازنده ابتدا مشخص کنید، پردازنده‌ی جدید را برای چه کاری می‌خواهید و پس از آن بودجه‌ای که برای آن کنار گذاشته‌اید را جدای از بودجه‌ی خرید قطعات دیگر نظیر رم، پردازنده‌ی گرافیکی، SSD و منبع تغذیه در نظر بگیرید. اطلاع از مشخصه‌های یک پردازنده روی کاغذ و مقایسه‌ی آن با قطعات دیگر حائز اهمیت است، ولی بهترین راه برای سنجش سطح عملکرد یک پردازنده مراجعه به بررسی‌ها و بنچمارک‌هایی است که کارشناسان فناوری روی این قطعات انجام می‌دهند. اگر بخواهیم اصلی‌ترین نکات این مقاله را به‌صورت تیتروار به کسانی که قصد خرید پردازنده دارند، گوشزد کنیم، موارد مهم از این قرار است:

  • در بیشتر موارد و البته در گیمینگ، سرعت کلاک بالاتر اهمیت بیشتری نسبت به تعداد هسته‌ها دارد.
  • پردازنده‌های اینتل با امکان اجرای دو رشته پردازشی در هر هسته (پشتیبانی از هایپر تردینگ)، توان عملیاتی بیشتری دارند. پردازنده‌های جدید AMD همگی این قابلیت را دارند.
  • آخرین نسل پردازنده‌های یک شرکت ارجحیت خرید بالاتری دارد.
  • قطعات قوی و ضعیف را در کنار هم جمع نکنید. یک پردازنده‌ی قوی نیاز به کارت گرافیک قدرتمند و حافظه‌ی رم و SSD سریعی دارد.
  • اگر اطلاعات و تجربه‌ی لازم را ندارید، از اورکلاکینگ صرف‌نظر کنید و پردازنده‌ی قوی‌تری بخرید.

در بخش‌های بعدی راهنمای خرید پردازنده که در دوره‌های زمانی مشخصی به‌روزرسانی خواهد شد، برای هر کاربرد بهترین پردازنده‌هایی را که در بازار ایران یافت می‌شود، به مخاطبان گرامی زومیت معرفی خواهیم کرد. از شما همراهان گرامی زومیت خواستاریم، نظرات خود را برای هرچه پربارترشدن این سری مقالات با ما در میان بگذارید.

در فروشگاه‌های اینترنتی و مقایسه‌ی کامل انواع CPU را در بخش محصولات مشاهده کنید؛انواع CPU اینتل از  جمله سری‌ Core i3، Core i5 و Core i7 و پردازنده‌های مرکزی AMD رایزن (Ryzen) برای مقایسه و خرید در دسترس کاربران است. 

راهنمای خرید کارت گرافیک – ۲۰۱۹ | راهنمای خرید رایگان

راهنمای خرید کارت گرافیک – ۲۰۱۹ | راهنمای خرید رایگان

اگر در پی اسمبل یک سیستم گیمینگ هستید، انتخاب یک پردازنده‌ی گرافیکی مناسب یا همان کارت گرافیک حتی در مقایسه با پردازنده‌ی اصلی سیستم اهمیت بیشتری دارد. متاسفانه فرایند انتخاب گزینه‌ی مناسب در این بازار کمی پیچیده است و باید نکات فنی و تخصصی زیادی را در نظر گرفت. در ضمن علاوه بر مشخصات فنی و توان عملیاتی یک کارت گرافیک، پارامتر‌های دیگری نظیر نوع نمایشگر، فضای داخلی کیس، استانداردهای ابعادی مادربرد و همچنین سطح تنظیمات گرافیکی مورد نظر در بازی‌ها مواردی است که در هنگام خرید باید در نظر گرفته شود. گرانی سخت‌افزار و کمیاب بودن برخی از قطعات در بازار ایران نیز به این شرایط دامن می زند و باید کارت گرافیک خود را طوری انتخاب کرد که نه بیشتر از بودجه‌ی لازم هزینه کنیم و نه کارت گرافیک ضعیف‌تری نسبت به نیاز واقعی خود تهیه کنیم.

ما در این مقاله سعی خواهیم کرد تمام نکاتی را که پیرامون خرید یک کارت گرافیک ضروری به نظر می‌رسد پوشش دهیم و پس از آن بهترین کارت گرافیک موجود در بازار را برای هر رده‌ی کاربری و با بودجه‌های مختلف معرفی خواهیم کرد. در انتها نیز فهرستی از رتبه‌بندی تمامی کارت‌های گرافیک گیمینگ بازار را ارائه خواهیم کرد.

gpus

پیش از این در زومیت در مقالاتی جداگانه به معرفی جامع محصولات:

پرداختیم. خوانندگان گرامی زومیت می‌توانند برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد آخرین کارت‌های گرافیک موجود در بازار سخت‌افزار به این مقالات رجوع کنند.

رده بندی انواع کارت گرافیک براساس سطح عملکرد

در وهله‌ی اول بهتر است با انواع دسته‌بندی کارت‌های گرافیک موجود در بازار سخت‌افزار آشنا شویم. این دسته از اجزای کامپیوتر را می‌توان از نظر سطح عملکرد به پنج گروه تقسیم کرد که در ادامه به بررسی مشخصات هر یک از این گروه‌ها می‌پردازیم.

۱. رده‌پایین

 این کارت‌ها بسیار ارزان‌قیمت بوده و برچسب قیمتی تا ۱۰۰ دلار دارند. البته چنین کارت‌هایی به هیچ عنوان برای اجرای بازی توصیه نمی‌شود. تنها در مواردی که پردازنده اصلی شما فاقد واحد مجتمع گرافیکی است، برای بارگذاری سیستم‌عامل و انجام کارهای روزانه مانند تماشای فیلم، مرور اینترنت، امور اداری و ویرایش ساده‌ی عکس می‌توان از این کارت‌های گرافیک استفاده کرد. دو کارت گرافیک GT 1030 انویدیا و AMD RX 550 نمونه‌هایی از این محصولات گرافیکی ابتدایی است.

۲. اقتصادی

Nvidia Geforce GTX 1050

این کارت‌های گرافیک که عموماً محدوده‌ی قیمتی از ۱۰۰ تا ۲۰۰ دلار دارند، مناسب افرادی است که با بودجه کم است که قصد اجرای بازی روی کامپیوترهای دسکتاپ خود را دارند. این محصولات را می‌توان گزینه‌های مناسبی برای اجرای بازی در رزولوشن 1080p با تنظیمات گرافیکی پایین تا متوسط دانست. نوع تنظیمات گرافیکی بستگی به‌عنوان گیم و سنگینی محتوای گرافیکی آن دارد. کارت‌های GTX 1050 و GTX 1650 انویدیا و کارت‌ AMD RX 570 در این رده قرار می‌گیرند.

۳. میان‌رده

کارت‌های گرافیک میان‌رده محدوده‌ی قیمتی ۲۰۰ تا ۴۰۰ دلار دارند. این محصولات بهترین گزینه برای اجرای بازی در رزولوشن 1080p با تنظیمات گرافیکی متوسط به بالا هستند و البته از کار با هدست‌های واقعیت مجازی نیز پشتیبانی می‌کنند. RX 580 و RX 590 ساخت AMD و GTX 1050 Ti ،GTX 1060 ،GTX 1660 و GTX 1660 Ti و همچنین RTX 2060 انویدیا جزو کارت‌های گرافیک میان‌رده از دو سازنده‌ی اصلی تراشه‌های گرافیکی هستند.

۴. رده‌بالا

AMD رادئون RX 5700 XT

این کارت‌های گرافیک با محدوده‌ی قیمتی ۳۵۰ تا ۸۰۰ دلار برای انجام بازی در رزولوشن 1440p با حداکثر تنظیمات گرافیکی یا 4K با جزئیات بالا و نمایشگری با نرخ بالای تازه‌سازی مناسب هستند. RTX 2080 ،RTX 2070 ،GTX 1080 Ti ،GTX 1080 ،GTX 1070 Ti و مدل‌های جدید سری Super انویدیا و کارت‌های گرافیک Vega 64 و Radeon VII و همچنین سری تازه معرفی شده‌ی RX 5700 در این رده‌بندی جای می‌گیرند.

۵. حرفه‌ای 

این دسته از کارت‌های گرافیک بهترین گزینه‌های در دسترس برای اجرای بازی در رزولوشن 4K هستند و قیمت بسیار بالایی (بیشتر از ۱۰۰۰ دلار) دارند. همچنین برای اجرای بازی در رزولوشن‌های کمتر با اعمال قابلیت‌های افزوده‌ای مانند رهگیری پرتو و DLSS به خوبی می‌توان روی آن‌ها حساب باز کرد. انویدیا یکه‌تاز این بخش از بازار است و در حال حاضر محصولی از AMD در این رده قرار نمی‌گیرد. انویدیا RTX 2080 Ti و Titan RTX در این رده قرار می‌گیرند.

طراحان امور سه‌بعدی، ویرایشگران ویدئوهایی با رزولوشن بالا، تولیدکنندگان محتوای تصویری و انیمیشن‌سازان حرفه‌ای اگرچه می‌توانند برای امور حرفه‌ای خود محصولی از این رده (حرفه‌ای) انتخاب کنند، اما گزینه‌ی تخصصی‌تری هم در پیش روی خود دارند و آن محصولات سری Quadro انویدیا و Radeon Pro شرکت AMD است. این دسته از کارت‌های گرافیک محدوده‌ی قیمت بسیار بالایی دارند؛ بااین‌ حال در کالبدشکافی آن‌ها منابع سخت‌افزاری چندان قدرتمندتری نسبت به انواع رده‌بالای تراشه‌سازان آمریکایی دیده نمی‌شود. طراحی، مشخصات، پیکربندی و معماری مشابه محصولات گیمینگ در این محصولات نیز یافت می‌شود. اما چند تفاوت اساسی در این میان وجود دارد. کارت‌های Quadro و Radeon Pro درایورهای اعتبارسنجی شده‌ی خاص خود را دارند. به این معنی که این کارت‌ها برای انطباق با نرم‌افزارهای گرافیکی حرفه‌ای و ارائه‌ی سطح عملکرد بالاتر در محیط‌های تولید محتوا و طراحی آزموده و صلاحیت‌سنجی شده‌اند و در کارهای حرفه‌ای کمتر دچار اشکال می‌شوند. همچنین این کارت‌های گرافیگ مجهز به حافظه‌های ECC برای افزایش دقت و اصلاح خطا در ساختار خود هستند. گاه آن‌ها در مقایسه با انواع گیمینگ رده‌بالا با سرعت‌های کلاک کمتری کار می‌کنند و بدین ترتیب الزامات مصرف توان کمتری داشته و منابع دفع حرارت سنگینی طلب نمی‌کنند.

radeon proافراد خلاقی که شیفته‌ی کار در محیط‌های گرافیکی و طراحی سه‌بعدی هستند، چندان به قابلیت‌های کارت گرافیک در کاربری‌های گیمینگ اهمیت نمی‌دهند و بیشتر به‌دنبال قابل اتکابودن قطعات سخت‌افزاری خود در محیط‌های نرم‌افزاری مرتبط هستند. آن‌ها عموماً به‌دنبال محصولی حرفه‌ای از سبد محصولات Quadro و Radeon Pro می‌روند. بنابراین مناسب‌ترین گزینه برای سیستم‌های ورک‌استیشن این رده از محصولات انویدیا یا AMD است.  

AMD و انویدیا، سلاطین دنیای پردازنده‌های گرافیکی

اگرچه در بازار سخت‌افزار صدها مدل کارت گرافیک از ده‌ها تولیدکننده‌ی بزرگ قطعات رایانه می‌توان یافت، اما تنها دو شرکت بزرگ و اصلی یعنی AMD و انویدیا هستند که اصلی‌ترین جزء این کارت‌های گرافیک را تولید می‌کنند. این جزء اصلی همان تراشه‌ی پردازنده گرافیکی است که عامل تقویت و توان عملیاتی چشمگیر کارت‌های گرافیک امروزی است. البته اینتل به‌تازگی تمایل خود را برای ورود به بازار کار‌ت‌های گرافیک ابراز داشته است که تا عرضه‌ی رسمی آن‌ها در اواخر سال ۲۰۲۰ راه نسبتاً درازی در پیش داریم.

در بازار سخت‌افزار AMD با پردازنده‌های رقابتی رده‌بالا، میان‌رده و اقتصادی خود حضور فعالی دارد. همان‌طور که در بخش پیشین این مقاله گفته شد، بازار پردازنده‌های گرافیکی حرفه‌ای در حال حاضر در دست انویدیا است. انویدیا در بخش کارت‌های گرافیک حرفه‌ای و البته گران‌قیمت، حکم‌رانی بلامنازعی دارد و فعلاً بی‌رقیب است. در واقع در این بخش از بازار هیچ یک از تولیدات فعلی AMD توان رویارویی مستقیم با محصولات فناورانه‌ی انویدیا را ندارند. کسانی که بودجه‌ی کافی برای خرید یک کارت حرفه‌ای انویدیا نظیر RTX 2080 Ti دارند، به‌طور قاطع می‌دانند محصول قدرتمندی که در اختیار دارند، مدت‌ها است هیچ رقیبی در بازار سخت‌افزار ندارد. رده‌بالاترین کارت گرافیک حال حاضر AMD با نام Radeon VII در رقابت با محصول RTX 2070 انویدیا است و کارت‌های سری RX 5700 مبتنی بر تراشه‌ی گرافیکی ناوی، به رقابت با محصولات به‌تازگی معرفی شده‌ی RTX Super (شامل مدل‌های RTX 2060 Super و RTX 2070 Super) می‌پردازند. سطوح عملکرد آن‌ها در آوردگاه پردازنده‌های گرافیکی رده‌بالا، تفاوت فاحشی ندارد. 

rtx 2080 super

انویدیا در بخش کارت‌های گرافیک حرفه‌ای بی‌رقیب است

البته باید این خبر خوشایند را به هواداران AMD بدهیم که مدیرعامل تیم قرمز، لیزا سو به‌تازگی گفته است این شرکت در حال کار روی پردازنده‌های گرافیکی ناوی رده بالاتری است و محصولات قدرتمندتری با فناوری ساخت ارتقایافته ۷ نانومتری در فصول بعدی روانه‌ی بازار سخت‌افزار خواهند شد. به هر روی قطعاً AMD با عرضه‌ی پردازنده‌های گرافیکی جدید بازار کارت‌های گرافیک رده بالا و حرفه‌ای انویدیا را بیش از گذشته هدف قرار خواهد داد و تلاش خواهد کرد سهم بیشتری از این بخش را از‌ آن خود کند.

بنابر آنچه گفته شد به‌زودی شاهد سبد محصولات متنوع ناوی AMD مبتنی بر معماری RDNA خواهیم بود که در بخش‌های مختلف بازار و سطوح عملکرد متفاوت نمایندگانی دارد. در این راستا کارت‌های مصارف عام ناوی جایگزین قطعات سال‌خورده‌ی پُلاریس (Polaris) خواهد شد و بخش رده‌بالا را قطعات کنونی سری RX 5700 در دست خواهند داشت و سرانجام محصولات حرفه‌ای AMD با قدرت و کارایی بسیار بالاتری به مصاف محصولات مشابه انویدیا خواهند رفت. در این شرایط رقابت پذیری AMD در حوزه‌ی کارت‌های گرافیک حرفه‌ای نیز افزایش خواهد یافت. می‌توان انتظار داشت انویدیا به‌زودی رقابت با هماورد دیرینه را در بخش‌هایی از بازار آغاز کند که سال‌ها است یکه‌تاز آن میادین بوده است.

rx 5700

در چنین بازاری اگر به‌دنبال محصولات یک شرکت خاص نیستید، یکی از بهترین استدلال‌هایی که می‌توان برای خرید محصولات یک شرکت و کنار گذاشتن محصولات برند دیگر داشت، نوع نمایشگر و فناوری‌های همگام‌ساز تصویری است که مانیتور شما از آن پشتیبانی می‌کند. در حال حاضر دو فناوری فری‌سینک (Freesync) و جی‌سینک (G-Sync) در مانیتور‌های گیمینگ مختلف یافت می‌شود که از سوی دو شرکت AMD و انویدیا توسعه یافته است. وظیفه‌ی هر دوی این فناوری‌ها ایجاد هماهنگی و تطبیق تصویر میان نرخ فریم خروجی کارت گرافیک در هر ثانیه و نرخ تازه‌سازی تصویر نمایشگر است تا بدین ترتیب از پدیده‌ای با نام بریدگی تصویر جلوگیری شود.

برای نمایشگرهای مجهز به فناوری همگام‌سازی Freesync، باید به سراغ یکی از کارت‌های گرافیک AMD رفت و در طرف دیگر کاربران مانیتورهای مجهز به فناوری گران‌قیمت G-Sync چاره‌ای جز استفاده از محصولات انویدیا را نخواند داشت. یاد‌آوری می‌شود که انویدیا در حال حاضر برخی از مانیتور‌های فری سینک را برای اجرای G-Sync خود صلاحیت‌سنجی کرده است. چنین مانیتورهایی با برچسب G-Sync Compatible در بازار یافت می‌شوند و با یک کارت گرافیک مناسب سری ۱۰ یا ۲۰ انویدیا امکان بهره‌مندی آن‌ها از قابلیت‌های همگام‌سازی G-Sync وجود دارد.

برای نمایشگر‌های فری‌سینک، کارت گرافیک AMD و برای نمونه‌هایی با قابلیت G-Sync خرید کارت‌های گرافیک انویدیا پیشنهاد می‌شود

مشخصه‌های اصلی کارت گرافیک

برای خرید مناسب‌تر کارت گرافیک، لازم است با این دسته از قطعات کامپیوتری و مشخصه‌های آن‌ها بیشتر آشنا شویم. در ادامه برخی از مهم‌ترین مشخصات فنی کارت‌های گرافیک عنوان شده است تا با آشنایی با آن‌ها قادر به انتخاب نمونه‌ی ایده‌آل مطابق با نیاز‌های خود باشید.

حافظه‌ی گرافیکی

حافظه‌ی گرافیکی و مشخصه‌های آن موردی بسیار مهم و تأثیرگذار در خرید کارت گرافیک جدید است. حافظه‌ی گرافیکی مشخصه‌های متعددی دارد که در ادامه به بررسی مهم‌ترین آن‌ها خواهیم پرداخت.

نوع و سرعت حافظه: کارت‌های گرافیک امروزی به انواع مختلفی از تراشه‌های حافظه مجهز هستند که سرعت و پهنای باند متفاوتی را ارائه می‌دهند. بیشتر کارت‌های فعلی به حافظه‌های GDDR5 مجهز هستند که حافظه‌ای با حداکثر سرعت ۸ گیگابیت‌برثانیه است. تراشه‌های حافظه‌ی GDDR5 با ظرفیت‌های ۴ و ۸ گیگابیتی و ولتاژ کاری ۱.۳۵ تا ۱.۵ ولت در کارت‌های گرافیک مختلف یافت می‌شوند.

حافظه‌ی گرافیکی GDDR5X که نسخه‌ی بهبود یافته حافظه‌ی GDDR5 است، سرعت بسیار بیشتری نسبت به نسخه‌ی پایه داشته و نرخ انتقال داده‌ی آن حداکثر ۱۴ گیگابیت‌برثانیه است. تراشه‌های حافظه‌ی GDDR5X با ولتاژ کاری ۱.۳۵ ولت توان مصرفی کمتری نسبت به GDDR5 داشته و در ظرفیت‌های ۴، ۶، ۸ و ۱۶ گیگابیتی در برخی کارت‌های گرافیکی رده‌بالا دسترس است.

gddr6

نوع جدیدتر حافظه‌های گرافیکی GDDR6 است که سال گذشته استفاده از آن‌ در کارت‌های گرافیک رواج یافت. اولین مدل‌هایی که به این حافظه‌ی گرافیکی مجهز شدند، کارت‌های سری GeForce RTX انویدیا با معماری جدید تورینگ بود. این حافظه‌ها به تدریج به کارت‌های گرافیک جدید خانواده GTX و آخرین کارهای رادئون AMD راه خود را باز کرد. سرعت حافظه‌های GDDR6 حداکثر ۱۶ گیگابیت‌برثانیه است. اما به جز کارت گرافیک پرچم‌دار GeForce RTX 2080 Super در دیگر کارت‌ها سرعت این تراشه‌ها روی عدد ۱۴ گیگابیت‌برثانیه تنظیم شده است.

نوع دیگری از حافظه‌های گرافیکی، حافظه‌های پهن‌باند یا HBM است. HBM حافظه‌ای غیر صفحه‌ای با ساختار سه‌بعدی است. برای ساخت این نوع حافظه چند تراشه‌ی حافظه یکی پس از دیگری با روش‌های خاص لحیم کاری روی هم انباشته شده و یک توده‌ی حافظه را تشکیل می‌دهد. گاه تا چندین توده از این نوع در اطراف پردازنده گرافیکی گردآوری می‌شود. اگرچه هر یک از توده‌ها به‌طور مستقل امکان کار دارد، اما میان عملکرد توده‌های مختلف و پردازنده گرافیکی هماهنگی و ارتباط تنگاتنگی وجود دارد که از طریق یک لایه‌ی فشرده اینترپوزر ممکن می‌شود. لایه‌ی اینترپوزر شامل اتصالات و مسیرهای متعدد و باریکی است که باعث ارتباط میان GPU و توده‌های حافظه می‌شود. تراشه‌های حافظه در هر توده نیز از طریق اتصالات عمودی ویژه‌ای با نام TSV با همدیگر در ارتباط هستند.

hbm memory

در نسل اول حافظه‌های HBM امکان انباشت چهار تراشه با حداکثر چگالی توده‌ی ۱ گیگابایت وجود داشت. اما در نسل دوم این حافظه‌ها با نام HBM2 امکان انباشت حداکثر ۸ تراشه‌ی حافظه با حداکثر چگالی توده‌ی ۸ گیگابایت وجود دارد. سرعت استاندارد انتقال داده‌ی تراشه HBM در نسل اول ۱ گیگابیت‌برثانیه و در دومین نسل حدود ۲ گیگابیت‌برثانیه است. این سرعت اگرچه در مقایسه با حافظه‌های GDDR کمتر است، اما به واسطه‌ی اتصالات و راه‌های ارتباطی متعددی که میان پردازنده‌ی گرافیکی و توده‌های حافظه وجود دارد، HBM نسبت به GDDR پهنای باند بسیار بالاتری دارد که در ادامه‌ی این مقاله در مورد این مفهوم صحبت خواهیم کرد.

حافظه‌های گرافیکی HBM به جز پهنای باند بالاتر مزایای دیگری نیز در مقایسه با GDDR دارد. یکی از این مزایا ابعاد و اندازه‌ی کوچکتر این تراشه‌ها در هر توده و روی Die است. هر توده حافظه‌ی ۱ گیگابایتی HBM مقطعی حدود ۳۵ میلی متر مربع دارد و این در حالی است که هر تراشه‌ی GDDR5 با همان ظرفیت بارها بزرگ‌تر است. بنابراین حافظه‌های گرافیکی HBM در مجموع فضای بسیار کمتری را روی برد PCB اشغال می‌کنند و امکان قرارگیری چند توده از این نوع حافظه‌ همراه‌با پردازنده‌ی گرافیکی روی یک تراشه‌ی کوچک وجود دارد.

radeon vii

تراشه Vega 20 در کارت گرافیک Radeon VII؛ چهار توده‌ی حافظه‌ی HBM2 پردازنده‌ی گرافیکی را در مرکز تراشه احاطه کرده است.

از سوی دیگر تأخیر دسترسی به داده‌ها در حافظه‌های HBM در مقایسه با GDDR کمتر است؛ چرا که مسیر حرکت داده‌ها به‌طور عمودی از میان لایه‌های هر توده گذشته و میزان جابجایی افقی در هر لایه تراشه بسیار جزئی است. مزیت دیگر حافظه‌های HBM نسبت به GDDR توان مصرفی کمتر آن‌ها است.

پهنای باس حافظه گرافیکی: این پارامتر عبارت است از تعداد مسیرهای ارتباطی که میان پردازنده‌ی گرافیکی و هر تراشه‌ی حافظه وجود دارد. در حافظه‌های GDDR5 و GDDR6 پهنای باس هر تراشه‌ی حافظه ۳۲ بیت است. مجموع پهنای باند تمامی تراشه‌ها که در مشخصات کارت گرافیک با عبارت Bus Interface ذکر می‌شود، بستگی به تعداد تراشه‌های حافظه روی برد PCB دارد. مثلاً اگر ۸ تراشه‌ی حافظه GDDR6 روی برد پردازنده گرافیکی را احاطه کرده باشند، مجموع پهنای باس حافظه‌ی گرافیکی این کارت ۲۵۶ بیت خواهد بود.

pcb

چنانچه گفته شد در حافظه‌های HBM اتصالات و انشعابات بسیار بیشتری نسبت به GDDR میان پردازنده گرافیکی و تراشه‌های حافظه وجود دارد. بنابراین پهنای باس این حافظه‌ها عدد بسیار بزرگتری است. هر لایه‌ی DRAM در حافظه‌ی HBM از طریق دو کانال با پهنای باس ۱۲۸ بیتی با منابع بیرونی ارتباط برقرار می‌کند. بنابراین توده‌ای متشکل از چهار تراشه‌ی DRAM پهنای باس ۱۰۲۴ بیتی دارد. مجموع پهنای باس حافظه‌ی HBM در کارتی مجهز به این نوع حافظه، عبارت است از جمع پهنای باس تمامی توده‌ها.

پهنای باند حافظه‌ی گرافیکی: سرعت تبادل داده‌ها میان حافظه و پردازنده‌ی گرافیکی یا به‌عبارت دیگر سرعت خواندن داده از حافظه‌ی گرافیکی یا نوشتن روی آن توسط پردازنده‌ی گرافیکی، پهنای باند حافظه‌ی گرافیکی خوانده می‌شود. رقابت اصلی در دنیای حافظه‌های گرافیکی نه بر سر مجموع و میزان حافظه‌ی گرافیکی، بلکه بر سر پهنای باند حافظه‌ای است که در یک کارت ارائه می‌شود. پهنای باند حافظه‌ی گرافیکی در یک کارت گرافیک از طریق رابطه زیر محاسبه می‌شود:

n*b*s)/8)

 در این رابطه n تعداد تراشه‌های گرافیکی، b پهنای باسِ هر تراشه و s سرعت تراشه‌ی حافظه‌ی مورد نظر است.

کارت‌های مختلف مجهز به حافظه‌های GDDR6 یا GDDR5 تعداد و سرعت تراشه حافظه‌ی مختلفی دارند که باعث ایجاد اعداد پهنای باند مختلفی می‌شود. برای مثال در کارت RTX 2080 هشت تراشه‌ی حافظه یک گیگابایتی از نوع GDDR6 پردازنده گرافیکی TU104 را احاطه کرده است. از آنجایی که پهنای باس هر تراشه ۳۲ بیت و سرعت هر کدام ۱۴ گیگابیت‌برثانیه است، مجموع پهنای باند نظری این کارت ۴۴۸ گیگابایت بر ثانیه است.

tu104

برای مقایسه پهنای باند حافظه‌ی کارت GTX 1080 که شامل ۸ تراشه GDDR5X با سرعت ۱۰ گیگابیت‌برثانیه و پهنای باس ۳۲ بیتی است، در مجموع ۳۲۰ گیگابایت بر ثانیه است.

همان‌طور که گفته شد حافظه‌های HBM بنا به قواعد ساخت خود پهنای باند بسیار بیشتری در مقایسه با GDDR ارائه می‌دهند. ‏AMD در کارت پرچم‌دار رده‌بالای خود Radeon VII از ۱۶ گیگابایت حافظه گرافیکی HBM2 استفاده کرده است. این میزان حافظه در قالب ۴ توده با ظرفیت و پهنای باسِ به ترتیب ۴ گیگابایت و ۱۰۲۴ بیت پیاده‌سازی شده است. این توده‌ها پردازنده‌ی گرافیکی وگا ۲۰ را در این کارت گرافیک احاطه کرده‌اند. با یک محاسبه‌ی ساده با فرمول ذکر شده در بالا، مجموع پهنای باند در این کارت گرافیک به یک ترابایت بر ثانیه می‌رسد که عددی شگفت‌انگیز است و در مقایسه با هر یک از کارت‌های مجهز به حافظه‌های GDDR6 بسیار بیشتر است.

رقابت اصلی در دنیای کارت‌های گرافیک نه بر سر ظرفیت حافظه‌ی گرافیک، بلکه بر سر پهنای باند حافظه‌ی است

ظرفیت حافظه‌ی گرافیکی: کارت‌های گرافیک گیمینگ امروزی دست‌کم ۴ گیگابایت حافظه‌ی گرافیکی دارند که این عدد در کارت‌های رده بالا به ۱۶ گیگابایت نیز می‌رسد. افزایش ظرفیت حافظه‌ی گرافیکی باعث می‌شود که برای بازی در رزولوشن‌های بالاتر از 1080p و هنگام بارگذاری بافت‌های با کیفیت و متراکم، اشکال و کندی در روند پردازش پیش نیاید.

اما سوالی که مطرح می‌شود این است که واقعاً به چه میزان حافظه‌ی گرافیکی در یک کارت نیاز داریم. در جواب این سؤال باید گفت که معمولاً رزولوشن تصویر در حال رندر و کیفیت بافت‌های بازی بیشترین تأثیر را بر میزان حافظه گرافیکی مورد استفاده دارد. بنا به بررسی‌های به عمل آمده توسط کارشناسان مقادیر حافظه گرافیکی زیر برای بازی در رزولوشن‌های مختلف توصیه می‌شود.

رزولوشن بازی حافظه‌ی گرافیکی موردنیاز (GB)
720p 2
1080p 4-6
2K 6-8
4K 8-12

بنابراین اگر قصد بازی در رزولوشن 1080p را دارید کارتی با ۴ تا ۶ گیگابایت حافظه بسنده می‌کند و برای بازی در رزولوشن 4K دست کم باید کارتی با ۸ گیگابایت حافظه‌ی گرافیکی تهیه کنید.

فرم فاکتور یا استاندارد ابعادی کارت گرافیک:  این پارامتر در انتخاب کارت گرافیک بسیار مهم و تأثیرگذار است. برای خرید یک کارت گرافیک جدید ابتدا باید مطمئن شوید که فضای کیس شما و فرم فاکتور مادربرد تان برای تعبیه چنین کارتی مناسب است. پارامترهای طول، ارتفاع و ضخامت کارت گرافیک را پیش از انتخاب باید به درستی بررسی کنید. کارت‌های گرافیک استاندارد‌های ابعادی مختلفی نظیر نیم طول (Half-height)، طول کامل (Full-length)، تک اسلات، دو اسلات و حتی گاهی سه اسلات دارند. کارت دو اسلات کارتی است که مجموعه اجزای سازنده آن شامل PCB، هیت سینک، قاب و فن‌ها دو اسلات کامل را روی برد اشغال می‌کند. بیشتر کارت‌های گیمینگ که امروز توسط شرکت‌های مختلف تولید می‌شود دارای طول کامل بوده و به اندازه دو اسلات روی مادربرد فضا می‌خواهند. حتی اگر کارتی از نظر فنی حداکثر یک یا دو اسلات را در کیس اشغال کند، باز هم ممکن است فضای قرارگیری دیگر قطعات در اسلات‌های مجاور را تحت الشعاع قرار دهد.

اگر یک مادربرد با استاندارد ابعادی Micro-ATX یا Mini-ATX در اختیار دارید به‌دنبال کارت‌هایی باشید که از لحاظ ابعادی کوچکتر هستند. روی مادربرد‌های Mini-ATX که معمولاً یک اسلات توسعه دارد، حداکثر می‌توان مینی کارتی با طول ۸ اینچ نصب کرد. با این وجود برخی از کارت‌های مینی طول بیشتری دارند. مادربردهای استاندارد ATX محدودیت ابعادی کمتری دارند و امکان استفاده از کارت‌های طول کامل با فضای قرارگیری دو یا سه اسلات در آن‌ها وجود دارد. بنابراین پیش از خرید باید مشخصات ابعادی یک کارت گرافیک را با سیستم خود ارتباط دهید.

توان طراحی حرارتی: توجه به توان طراحی حرارتی یک کارت گرافیک به‌عنوان معیاری از میزان توان مصرفی آن کارت پیش از خرید، پارامتر بسیار حائز اهمیتی است. توان طراحی حرارتی بازتاب دهنده‌ی حداکثر گرمای دفع شده توسط پردازنده گرافیکی در کلاک کاری پایه است. میزان مصرف توان سیستم از میان مجموع قطعات مختلف درون کیس، بیشترین تأثیر را از دو قطعه‌ی اصلی پردازنده و کارت گرافیک می‌پذیرد. فرض کنید یک منبع تغذیه‌‌ی ۴۰۰ واتی دارید و پردازنده‌ای با توان مصرفی  ۹۵ وات نیز در سیستم خود نصب کرده‌اید. در این شرایط خرید یک کارت گرافیک GTX 1080 Ti با توان طراحی حرارتی ۲۵۰ وات، تناسبی با منبع تغذیه‌ی فعلی شما ندارد و باید به فکر خرید یک منبع تغذیه قوی‌تر برای داشتن یک عملکرد پایدار و بدون هرگونه اختلال در تأمین توان باشید. توصیه می‌شود که یک منبع تغذیه‌ی دست کم ۶۰۰ وات و حداکثر ۸۰۰ وات را از میان برندهای معتبر برای کار در چنین شرایطی تهیه کنید.

gpu connector

کانکتورهای تأمین توان کارت: بیشتر کارت‌های گرافیک گیمینگ قدرتمند امروزی مصرف توانی بیشتر از ۷۵ وات قابل‌ تأمین توسط اسلات PCIe دارند. در این موارد مازاد توان مورد نیاز کاربر را باید از طریق اتصال کانکتورهای ۶ پین یا ۸ پین تعبیه شده روی کارت به کابل‌های متناسبی که از منبع تغذیه منشعب می‌شوند، تأمین کرد. در برخی از کارت‌های گرافیک یکی از این کانکتور‌ها دیده می‌شود، برخی کارت‌های دیگر دو کانکتور مجزا دارند و روی یک کارت احتمال وجود یک کانکتور ۸ پین و یک کانکتور ۶ پین در کنار یکدیگر نیز هست. در شرایطی که منبع تغذیه‌ی شما دربرگیرنده‌ی کابل‌های ۶ پین و ۸ پین مورد نیاز نباشد، ارتقای منبع تغذیه یا استفاده از مبدل‌های خاص برای کشیدن توان مورد نیاز از یک جفت کانکتور SATA یا Molex راهکارهای جداگانه‌ای در پیش روی کاربران رایانه‌های شخصی است.

درگاه‌های کارت گرافیک: نکته‌ی حائز اهمیت دیگر نوع و تعداد درگاه‌های کارت گرافیک است که امکان ارتباط آن با منابع بیرونی نظیر نمایشگرها را فراهم می‌کنند. برخی از مانیتور‌ها مجهز به درگاه HDMI هستند و برخی دیگر از درگاه‌های دیسپلی پورت بهره می‌برند. مانیتورهای قدیمی نیز از طریق درگاه DVI به خروجی گرافیکی متصل می‌شود. درگاه دیسپلی پورت برای اتصال نمایشگری با حداکثر رزولوشن 4K و نرخ تازه‌سازی ۶۰ فریم‌بر‌ثانیه مناسب است. Displayport 1.2 حداکثر پهنای باندی معادل ۱۷.۲۸ گیگابیت‌برثانیه ارائه می‌کند. درگاه HDMI 1.4 با پهنای باند 10.2Gbps قابلیت اتصال به مانیتوری با همان رزولوشن اما با نرخ تازه‌سازی ۳۰ هرتز را دارد. درگاه جدیدتر HDMI 2.0 پهنای باندی معادل 14.4Gbps داشته، امکان اتصال به نمایشگری با رزولوشن 4K و نرخ تازه‌سازی ۶۰ هرتز را فراهم می‌کند.  پیش از  خرید کارت جدید باید مطمئن شد که این کارت، درگاه‌های مورد نیاز برای اتصال به مانیتور ما را دارد. استفاده از مبدل‌های جداگانه برای تبدیل درگاهی به درگاه دیگر آخرین راهکار ممکن است.

rtx super

سرعت کلاک کارت گرافیک: این سرعت که با واحد مگاهرتز بیان می‌شود، معادل سرعتی است که اجزای پردازنده‌ی گرافیکی با آن کار می‌کنند. گاهی به این سرعت Core Clock یا Engine Clock نیز اطلاق می‌شود. در مشخصات یک پردازنده گرافیکی دو نوع سرعت کلاک بیان می‌شود؛ سرعت کلاک پایه (Base Clock) و سرعت کلاک بوست (Boost Clock).

کلاک پایه‌ی پردازنده گرافیکی به نوعی حداقل سرعت کلاک تضمین شده توسط شرکت سازنده است. در زمان اجرای بازی سرعت پردازنده‌ی گرافیکی شما هیچ‌گاه کمتر از این مقدار نخواهد بود. از طرفی کلاک بوستِ کارت گرافیک در واقع بالاترین سرعت تضمین شده‌ای است که پردازنده‌ی گرافیکی در برخی موارد ممکن است به آن دست یابد. با این وجود شرکت‌های سازنده تضمین نمی‌کنند که پردازنده‌ی گرافیکی شما بتواند به‌طور پایدار در این کلاک کار کند.

در برخی موارد شرکت‌های ثالث سازنده‌ی کارت گرافیک یا همان شرکای تجاری انویدیا و AMD، کارت‌های سفارشی ساخت خود را از پیش اورکلاک کرده و با فرکانس‌های بالاتر از فرکانس پایه تعریف شده توسط تراشه‌ساز روانه‌ی بازار می‌کنند. سطح عملکرد کارت اورکلاک شده در مقایسه با مدل مرجع تا حدی ارتقا یافته و خروجی فریم نسبتاً بالاتری ارائه می‌کند.

هسته‌های پردازنده‌ی گرافیکی: در کارت‌های گرافیک انویدیا و AMD هسته‌های محاسباتی اصلی به ترتیب با نام CUDA و پردازنده‌های جریانی (Stream Processors) شناسایی می‌شوند. تعداد هسته‌های یک پردازنده‌ی گرافیکی پارامتری مهم است و اهمیت آن را می‌توان به مانند اهمیت تعداد هسته‌ها در یک پردازنده‌ی مرکزی دانست، البته تعداد هسته‌های پردازنده‌ی گرافیکی (GPU) بسیار بیشتر از CPU است. تعداد هسته‌های محاسباتی در کارت‌های انویدیا و AMD به خودی خود درک چندانی از سطح عملکرد و یک کارت گرافیک ایجاد نمی‌کند؛ به‌ویژه آن که نمی‌توان سطح عملکرد یک کارت انویدیا و یک کارت AMD را از روی تعداد هسته‌های محاسباتی آن‌ها را با یکدیگر مقایسه کرد.

تعداد بیشتر هسته‌های محاسباتی پردازنده‌ی گرافیکی در یک سری از کارت‌های گرافیک انویدیا یا AMD حاکی از سطح عملکرد بالاتر آن کارت است

اما به‌طور کلی هرچه تعداد هسته‌های محاسباتی پردازنده‌های گرافیکی در یک سری محصول بالاتر باشد، با پردازنده گرافیکی سریع‌تر و قوی‌تری روبه‌رو هستیم. برای مثال در سری محصولات RTX انویدیا، پردازنده گرافیکی RTX 2060 با داشتن ۱۹۲۰ هسته محاسباتی، پردازنده گرافیکی RTX 2060 Super با برخورداری از ۲۱۷۶ هسته‌ی محاسباتی، RTX 2070  با بهره‌مندی از ۲۳۰۴ هسته و بالاخره RTX 2070 Super با ۲۵۶۰ هسته‌ی محاسباتی از نظر قدرت و سرعت یکی پس از دیگری قرار می‌گیرند.

 اما در محصولات سری GTX با معماری پاسکال، کارت GTX 1060 با داشتن ۱۲۸۰ هسته‌ی محاسباتی، GTX 1070 با ۱۹۲۰ هسته و کارت گرافیک  GTX 1080 با ۲۵۶۰ هسته‌ی CUDA از لحاظ عملکرد در سطوح متفاوتی هستند. روند‌های مشابهی در کارت‌های AMD نیز دیده می‌شود. برای مثال کارت گرافیک Vega 64 با داشتن ۴۰۹۶ پردازنده‌ی جریانی سطح عملکرد بهتری نسبت به Vega 56 با ۳۵۸۴ هسته دارد. در نظر داشته باشید که همانند پردازنده‌های اصلی (CPU)، معماری نقش مهمی در تعیین توان کلی محصول دارد و نمونه‌های جدید‌تر با معماری نوین‌تر و تعداد هسته‌ی کمتر، توان پردازشی بیشتری در مقایسه با نسل پیشین خود با تعداد هسته‌ی بیشتر دارند. 

 تراشه سازانی مانند انویدیا و AMD گاه یک پردازنده‌ی گرافیکی واحد را با پیکربندی‌های متفاوتی روانه بازار می‌کنند. به عبارت دیگر تعداد هسته‌های محاسباتی فعال یا سرعت‌های کلاکِ پردازنده‌ی گرافیکی واحدی که در کارت‌های مختلف به کار رفته، با هم متفاوت است. در برخی از کارت‌های گرافیک تعدادی از هسته‌های محاسباتی تراشه به‌طور عمدی غیرفعال می‌شوند و در کارت رده‌بالاتری که از همان تراشه استفاده می‌کند، این هسته‌ها فعال شده و سطح عملکرد را ارتقا می‌بخشند. برای مثال در هر دو کارت Radeon Vega 56 و Radeon Vega 64 از پردازنده گرافیکی Vega 10 استفاده شده است، اما تعداد هسته‌های محاسباتی متفاوتی دارد. مثلاً انویدیا نیز روند مشابهی را در سه کارت RTX 2070 Super ، RTX 2080 و RTX 2080 Super در پیش گرفته است. در هر سه کارت از تراشه‌ی گرافیکی TU104 استفاده شده؛ اما فقط در آخرین کارت گرافیک تمام منابع سخت‌افزاری این تراشه فعال است و در دو محصول دیگر مقداری از این منابع غیرفعال شده است. انویدیا با این شیوه در میان کارت‌های گرافیک خود از یک سری تمایز ایجاد می‌کند و آن‌ها را با قیمت‌های متفاوتی بسته به نیاز بازار به فروش می‌رساند.

tu104

معماری و پیکربندی پردازنده‌ی گرافیکی TU104 در کارت RTX 2080 Super، هر واحد SM شامل ۶۴ هسته‌ی CUDA و یک هسته‌ی RT است. این تراشه در مجموع ۳۰۷۲ هسته محاسباتی و ۴۸ هسته‌ی RT دارد   

هسته‌های RT و Tensor:  انویدیا خانواده محصولات GeForce RTX خود را سال گذشته با منابع سخت‌افزاری جدید و نوآورانه‌ای روانه بازار ساخت. این منابع سخت‌افزاری جدید شامل هسته‌های RT و Tensor بود. هسته‌های RT برای اجرای جلوه‌های رهگیری پرتو و هسته‌های Tensor برای اجرای آنتی الیاسینگ مبتنی بر هوش مصنوعی با هدف بهبود جلوه‌های بصری و ایجاد شفافیت در تصاویر بدون افت محسوس عملکرد است.

کارت‌های گرافیک AMD تاکنون فاقد منابع سخت‌افزاری لازم برای اجرای رهگیری پرتو بوده است. اگرچه این یک مزیت آشکار در کارت‌های انویدیا به شمار می‌رود، اما دو نکته را نباید از نظر دور داشت. اول اینکه عناوین بازی چندانی تاکنون با پشتیبانی از رهگیری پرتو توسط بازی‌سازان ارائه نشده است و نکته دوم آن است که اعمال ویژگی رهگیری پرتو در یک بازی رقمی بین ۴۰ تا ۵۰ درصد از خروجی فریم کارت را کاهش می‌دهد و سطح عملکرد آن را به‌شدت تحت تأثیر خود قرار می‌دهد. مثلاً کارت‌های RTX 2070 Super و RX 5700 XT اگرچه سطوح عملکرد نسبتاً برابری دارند؛ اما در عنوانی مثل Battlefield V که از رهگیری پرتو پشتیبانی می‌کند، چنانچه این قابلیت از طریق کارت انویدیا فعال شود، خروجی فریم RTX 2070 Super در مقایسه با کارت رده‌بالای AMD تا ۵۰ درصد در بیشتر صحنه‌ها افت می‌کند.

با این مقدمه به سراغ واکاوی تعداد هسته‌های RT و Tensor در کارت‌های خانواده GeForce RTX انویدیا با معماری تورینگ می‌رویم. به‌طور کلی هرچه کارت گرافیک است GeForce RTX رده بالاتر باشد تعداد هسته‌های RT و Tensor در آن افزایش می‌یابد. در این مورد نیز انویدیا از روند مشابه هسته‌های محاسباتی خود استفاده کرده و در کارت‌های مختلف RTX با پردازنده گرافیکی یکسان تعداد متفاوتی از هسته‌های RT و Tensor را فعال کرده است.

همان مثال قبلی TU104 را در نظر بگیرید. همان‌طور که گفته شد انویدیا در RTX 2080 Super تمام منابع سخت‌افزاری این تراشه را فعال کرده است. بدین ترتیب این کارت علاوه بر داشتن ۳۰۷۲ هسته CUDA، دارای ۴۸ هسته‌ی RT و ۳۸۴ هسته‌ی Tensor است. کارت گرافیک RTX 2080 اگرچه مجهز به همان تراشه‌ی گرافیکی است، ولی با ۴۶ هسته‌ی RT و ۳۶۸ هسته‌ی Tensor منابع فعال کمتری دارد. کارت RTX 2070 Super با داشتن ۴۰ هسته RT و ۳۲۰ هسته Tensor جایگاه بعدی را به خود اختصاص داده است. بدین ترتیب نسخه Super کارت RTX 2080 Super در مقایسه با دو کارت دیگر در اجرای قابلیت‌های RTX توانایی‌های بیشتری دارد.

با روی کار آمدن فناوری‌های شفاف‌ساز تصویر RIS در کارت‌های رادئون AMD و فیلتر شفاف‌ساز Freestyle برای تمامی کارت‌های سری ۱۰ و سری ۲۰ انویدیا که به‌صورت نرم‌افزاری عمل می‌کنند و نیازی به منابع سخت‌افزاری جداگانه ندارند، فناوری DLSS و منابع سخت‌افزاری اختصاصی آن احتمالاً چندان فضای جولانی نخواهند یافت و به‌تدریج کنار خواهند رفت. البته رهگیری پرتو نیز قابلیتی آینده‌گرایانه است و برای داشتن عناوین بیشتر از بازی‌های سازگار با این قابلیت و سطح عملکرد بهتر حین اجرای این بازی‌ها باید مدت زمان بیشتری منتظر ماند.

درایور کارت گرافیک: سیستم‌های عامل برای کنترل و بهره بردن از پردازنده‌های گرافیکی، به نرم‌افزاری به‌نام درایور نیاز دارند. هر کارت گرافیک درایور منحصر به‌خود را دارد که توسط AMD یا انویدیا توسعه یافته است و به‌صورت مداوم به‌روز می‌شود. در صورتی که پس از اتصال کارت گرافیک به کامپیوتر خود اقدام به دانلود درایور و نصب آن نکنید، امکان بهره بردن از این قطعه‌ی سخت‌افزاری را نخواهید داشت. شرکت‌های توسعه‌دهنده‌ی بازی‌های کامپیوتری نیز به‌صورت پیوسته با تولیدکنندگان تراشه‌های گرافیکی در ارتباط هستند تا با هماهنگی بیشتری بین بازی و پردازنده‌ی گرافیکی به ارمغان بیاورند. بازی‌ها با درایوری بهینه قادر به اجرا با نرخ و جزئیات بیشتری خواهند بود؛ در صورتی که استفاده از درایور‌های معیوب می‌تواند مشکلاتی مانند فریز شدن تصویر حین بازی یا افت فریم ایجاد کند. به‌همین دلیل عموما پس از عرضه‌ی هر بازی، AMD و انویدیا نسخه‌ی جدیدی از درایور خود را منتشر می‌کنند تا کاربران تجربه‌ی بهتری داشته باشند. قویا پیشنهاد می‌شود به‌صورت مکرر با مراجعه به سایت‌های AMD یا انویدیا (بسته به کارت گرافیک خود) آخرین نسخه‌ی درایور را دانلود کرده و آن را نصب کنید.

کارت‌های گرافیک مرجع یا سفارشی؟

 زمانی‌که تصمیم به خرید کارت گرافیک مشخصی گرفتید، معمولاً در بازار با مدل‌ و برندهای متعددی از آن نوع رو‌به‌رو می شوید. اگرچه تمامی این مدل‌ها از پردازنده‌ی گرافیکی واحدی که ساخت یکی از دو شرکت انویدیا یا AMD است، استفاده می‌کنند، اما هر کارت طراحی برد PCB و سیستم خنک‌کننده منحصر به فردی دارد. شرکت‌های زیادی مانند MSI، ایسوس، زوتاک، گیگابایت، Evga ،XFX و… اقدام به ساخت کارت‌های گرافیک با طراحی مخصوص به خود می‌کنند. در این میان نیز شرکت‌های سازنده تراشه‌های گرافیکی یعنی AMD و انویدیا نیز مدل‌های مرجع خاص خود را به بازار سخت‌افزار عرضه می‌کنند.

شرکت‌های ثالث براساس طراحی برد و پیچیدگی سیستم خنک‌کننده‌ی کارت‌های سفارشی خود شامل هیت‌سینک، فن‌ها و بَک‌پلیت قیمت‌های متفاوت با مدل‌های مرجع را برای آن‌ها در نظر می‌گیرند. هرچه طراحی سیستم خنک‌کننده پیشرفته‌تر و سرعت کلاک نسبت به مدل مرجع بالاتر باشد، کارت‌های سفارشی قیمت‌های بالاتری دارند.

در مورد برد PCB مفهومی به نام مدار رگولاتور ولتاژ یا VRM وجود دارد که ولتاژ ارسالی به پردازنده‌ی گرافیکی و تراشه‌های حافظه را در کنترل خود دارد. قطعات ماژول VRM شامل ماسفت‌ها، چوک‌ها و خازن‌ها از انتقال و تحویل ولتاژ مازاد نسبت به سقف تعریف شده به تراشه‌ها جلوگیری می‌کنند و با عبور دادن ولتاژ از چندین فاز، توان الکتریکی تمیز، پایدار و همیشگی را به اجزای اصلی برد می‌رسانند.

bus width

توان الکتریکی از منبع تغذیه به اجزای VRM رسیده و به نحوی تنظیم و تعدیل می‌گردد که از سوخت ولتاژ قابل تحمل تراشه‌ها تجاوز نکند. کیفیت اجزای ماژول رگولاتور ولتاژ در نرخ‌گذاری کارت‌های گرافیک اهمیت زیادی دارد. در برخی از کارت‌های گرافیک اجزای این ماژول از مواد گرید نظامی (Military Grade) ساخته می‌شوند و بسیار با دوام هستند.

دفع بهینه‌ی حرارت پردازنده‌ی گرافیکی در کارت‌های گرافیک موضوع بسیار حائز اهمیت است. اگرچه دمای قابل تحمل پردازنده گرافیکی گاه به صد درجه سانتیگراد می‌رسد، اما بهتر است این پردازنده در بالاترین فشار گیمینگ با دمایی کمتر از ۷۵ درجه سلسیوس کار کند.این شرایط دمایی طول عمر پردازنده گرافیکی و قطعات برد را بهبود می‌دهد. هرچه سیستم خنک‌کننده کارت گرافیک پیشرفته تر و حجیم تر باشد و تعداد فن‌های بیشتری روی قاب نصب شده باشد، دمای کاری قطعات اصلی برد در بالاترین فشارهای کاری کمتر خواهد بود. سیستم‌های خنک‌کننده پیچیده‌تر سروصدای کمتری نیز تولید می‌کند و با سروصدای خود در حین اجرای بازی‌های گرافیکی سنگین حواس کاربر را پرت می‌کند. پس مقداری هزینه‌ی بیشتر برای خرید کارتی با سیستم خنک‌کننده‌ی تواناتر بسیار منطقی است.

نکته‌ی قابل ذکر دیگری که در اینجا وجود دارد، این است که کارت‌های گیمینگ به جز شرکت پایه‌ی تراشه‌ساز توسط شرکت‌های ثالث متفاوتی ساخته می‌شود، اما کارت‌های تولید محتوا و ورک‌استیشن نظیر Quadro انویدیا تنها با همکاری شرکت‌ PNY تولید و در بازار یافت می‌شود. Radeon Pro  نیز تنها در مدل‌های مرجع روانه‌ی بازار می‌شود.

از چه نمایشگری استفاده می‌کنید؟

همان‌طور که گفته شد انتخاب یکی از برندهای AMD یا انویدیا در خرید کارت گرافیک ارتباط تنگاتنگی با فناوری همگام‌ساز نمایشگر شما دارد. خرید یک کارت گرافیک به روز AMD برای کار با نمایشگری با پشتیبانی از فری‌سینک ارجحیت داشته و اگر نمایشگری با قابلیت G-Sync در اختیار دارید، بهتر است یکی از کارت‌های گرافیک انویدیا را خریداری کنید.

 اما مسئله حائز اهمیت دیگر در خصوص نمایشگرها، این است که اگر نمایشگری با رزولوشن و نرخ تازه‌سازی محدود در اختیار دارید و امکان ارتقای آن فراهم نیست، از خرید کارت‌های گرافیک رده بالا صرف‌نظر کنید. برای یک نمایشگر 1080p با نرخ تازه‌سازی ۶۰ هرتز یک کارت گرافیک میان‌رده GTX 1660 بسنده می‌کند. چنین نمایشگری مانع از بهره‌وری قابلیت‌های محصولی مانند RTX 2080 خواهد شد؛ برای استفاده بهینه از آن نمایشگری با رزولوشن QHD و نرخ تازه‌سازی ۱۴۴ هرتز توصیه می‌شود.

lg gaming monitor

بنابراین تنها در صورتی به سراغ کارت‌های گرافیک رده بالا بروید که نمایشگر قابلی داشته باشید یا این احتمال را بدهید که در طول عمر مفید پردازنده گرافیکی خود، میز کامپیوتر شما به نمایشگری بهتر و پیشرفته‌تر مجهز شود. برخی از مانیتورهای فری‌سینک برای اجرای قابلیت G-Sync توسط انویدیا صلاحیت سنجی شده است و حتی گزارش‌هایی وجود دارد که برخی از مانیتورهای فری‌سینک تأیید نشده نیز می‌توانند با اعمال قابلیت G-Sync نتایج مناسبی در خروجی خود در اختیار کاربران قرار دهند.

برای کاربردهای متفاوت چه کارت گرافیکی بخریم؟

در ادامه به تبیین ویژگی‌های بهترین کارت‌های گرافیک برای رده‌های کاربردی مختلف می‌پردازیم تا خوانندگان براساس اطلاعات ارائه شده به‌دنبال خرید کارت‌هایی باشند که با نیازهای آنان همخوانی داشته باشد.

گیمینگ

اجرای بازی در رزولوشن 4K

اجرای بازی در این رزولوشن کار هر پردازنده‌ی گرافیکی نیست و به منابع سخت‌افزاری و مشخصه‌های چشمگیری نیاز دارد. ظرفیت و پهنای باند حافظه‌ی گرافیکی بالا، سرعت کلاک چشمگیر تراشه‌ی گرافیکی و تعداد هسته‌های محاسباتی فراوان در کنار تجهیز سیستم به یک پردازنده‌ی مرکزی دست کم ۶ هسته‌ای، حافظه‌ی SSD با سرعت بالا، ۱۶ تا ۳۲ گیگابایت حافظه‌ی رم برای بازی در این رزولوشن الزامی است.

توصیه می‌شود از کارت گرافیکی با بیشتر از ۸ گیگابایت حافظه‌ی گرافیکی برای بازی در این رزولوشن استفاده شود و البته کارت‌های مجهز به حافظه‌های گرافیکی GDDR6 نسبت به انواع GDDR5 ارجحیت دارد. برای اجرای بازی با تنظیمات گرافیک حداکثری در عناوین به روز خرید کارتی حرفه‌ای با قیمت بالاتر از ۱۰۰۰ دلار توصیه می‌شود. البته با صرف‌نظر از بخشی از جزئیات گرافیکی، می‌توان با خرید کارتی در رده‌ی قیمت حدود ۸۰۰ دلار نیز بازی در این رزولوشن و نرخ میانگین ۶۰ فریم‌بر‌ثانیه را تجربه کرد.  

کارت گرافیک بهینه برای واقعیت مجازی

برای اجرای بازی‌های واقعیت مجازی به شرط آن که توانایی خرید یک هدست گران‌قیمت متناسب این کار در اختیار داشته باشید، بهترین گزینه انتخاب یکی از محصولات رده بالای انویدیا یا AMD است. این کارت گرافیک باید توانایی انطباق با نرخ تازه سازی ۹۰ هرتزی و حداقل رزولوشن ترکیبی ۲۱۶۰ در ۱۲۰۰ پیکسلی هدست HTC Vive را داشته باشد. این در حالی است که رزولوشن ترکیبی در HTC Vive Pro بالغ بر ۲۸۸۰ در ۱۶۰۰ پیکسل است. خرید کارت گرافیک رده‌بالایی در رده‌ی قیمتی ۵۰۰ تا ۷۰۰ دلار برای کار با هدست‌های واقعیت مجازی توصیه می‌شود.

htc-vive

بازی در رزولوشن QHD

رزولوشن QHD در مانیتورهای دسکتاپ به تدریج در حال جایگزینی با 1080p است. این رزولوشن با وجود تراکم پیکسلی بالا و وضوح تصویر بسیار بهتر نسبت به 1080p، برای بازی منابع سخت‌افزاری سنگینی به مانند رزولوشن 4K طلب نمی‌کند. گاه با سطح تنظیمات گرافیکی متوسط می‌توان با یک کارت گرافیک میان‌رده هم اجرای بازی در این رزولوشن را تجربه کرد. اما پیشنهاد ما برای بازی در این رزولوشن، خرید کارت گرافیک رده‌بالایی با حدود قیمت ۴۰۰ تا ۵۰۰ دلار از یکی از دو برند انویدیا یا AMD است. چنین محصولاتی با داشتن منابع سخت‌افزاری معتدل و بهینه، امکان تجربه‌ی روان بازی در چنین رزولوشنی را فراهم می‌آورند. بهتر است کارت موردنظر از ۸ گیگابایت حافظه‌ی گرافیکی برخوردار بوده و سایر منابع سیستم شما نیز توان لازم برای بازی در این رزولوشن را داشته باشند. اگر مانیتور شما مجهز به قابلیت فری‌سینک AMD یا G-Sync است، برای داشتن تجربه‌ی بصری روان‌تر و پویاتر یک کارت گرافیک از برند متناظر تهیه کنید.

بازی در رزولوشن 1080P

اگرچه حتی کارت‌های اقتصادی برای بازی در رزولوشن 1080p گزینه‌ای مناسب به شمار می‌روند، برای داشتن بازی روان و با نرخ فریم مناسب در این رزولوشن گزینه‌های متعددی در بازار سخت‌افزار یافت می‌شود. تمامی کارت‌های گرافیک میان‌رده معرفی شده در این مقاله و محصولات رده‌بالاتر منابع سخت‌افزاری لازم برای اجرای بازی در این رزولوشن با بهترین سطح تنظیمات گرافیکی را دارند. پیشنهاد ما برای بازی در این رزولوشن تهیه نمونه‌ای با ۶ یا حداقل ۴ گیگابایت حافظه‌ی گرافیکی است. محدوه‌ی قیمت چنین کارتی در بازار سخت‌افزار بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ دلار است. حتی کارت‌های گرافیک بسیار خوبی از برند AMD برای اجرای بازی در این رزولوشن یافت می‌شود که در بازار جهانی قیمتی کمتر از ۲۰۰ دلار دارند. پیشنهاد ما برای بازی در این رزولوشن، داشتن نمایشگری با نرخ تازه‌سازی بالای ۱۲۰ یا ۱۴۴ هرتزی است تا تجربه‌ی گیمینگ روان‌تری داشته باشید. اگر نمایشگر FreeSync یا G-Sync در اختیار دارید، کارت میان‌رده‌ای از برند متناظر تهیه کنید.

اجرای بازی‌های سبک، تماشای فیلم و ویرایش عکس 

با اینکه کارت‌های گرافیک اقتصادی زیادی در بازار سخت‌افزار یافت می‌شود؛ اما چند سالی است که در این بخش از بازار شاهد نو‌آوری‌های زیاد و تراشه های کاملاً جدید نیستیم و همه چیز بر پایه‌ی تراشه‌های گرافیکی پیش می‌رود که از عمر آن‌ها چندین سال می‌گذرد. تراشه‌های پولاریس AMD و برخی انواع پایین‌رده‌ی پاسکال نمونه‌هایی از این تراشه‌های اقتصادی است. ارزان‌ترین کارت‌های گرافیک که امکان اجرای بازی را فراهم می‌کنند، محصولات سری اقتصادی هستند و خرید انواع رده‌پایین‌تر برای بازی به هیچ عنوان توصیه نمی‌شود. کارت‌های گرافیک اقتصادی گزینه‌های مناسبی برای گیمینگ در رزولوشن‌ 1080p با تنظیمات گرافیکی متوسط رو به پایین یا رزولوشن‌های پایین‌تر از آن است. کارت‌های گرافیک اقتصادی موجود در بازار ۴ تا ۸ گیگابایت حافظه‌ی گرافیکی دارند که برای بازی خرید مدل‌هایی با حافظه‌ی گرافیکی بالاتر توصیه می‌شود. این ‌محصولات به‌خوبی توانایی اجرای ویندوز ۱۰، نرم‌افزارهای گرافیکی سبک، کار با نرم‌افزارهای آفیس، مرور وب و تماشای فیلم‌های باکیفیت و به‌طور کلی در انجام کارهای روزمره و سبک بدون هیچ کندی از نظر محتوای گرافیکی را به ارمغان می‌آورند. فرایند استخراج رمزارزها مدتی باعث کمیاب شدن آن‌ها شده بود و قیمت آن‌ها را در بازارهای جهانی به‌شدت افزایش داده بود. اما اکنون این کارت‌های گرافیک در بازار سخت‌افزار قیمتی کمتر از ۲۰۰ دلار دارند و برای قشر وسیعی از جامعه‌ی کاربران کامپیوتر در دسترس هستند.

امور حرفه‌ای و تولید محتوا

همان‌طور که پیش‌تر گفته شد برای افرادی که به‌طور حرفه‌ای طراحی، تولید محتوای گرافیکی و سه‌بعدی را دنبال می‌کنند یا کاربرانی که به ویرایش و تولید ویدئو با رزولوشن‌های بالا می‌پردازند، دو گزینه‌ وجود دارد. گزینه ی اول خرید یکی از کارت‌های حرفه‌ای بالای ۱۰۰۰ دلاری برند انویدیا است و گزینه‌ی دیگر خرید یکی از محصولات سری Quadro یا Radeon Pro است. این کارت‌های گرافیک اگرچه معماری گرافیکی و ویژگی‌های سخت‌افزاری مشابه انواع رده‌بالای دو تراشه‌ساز دارند، اما خصوصیت‌های منحصربه‌فردی دارند که آن‌ها را تبدیل به بهترین گزینه در امر تولید محتوا و سیستم‌های ورک‌استیشن می‌کند. ارائه‌ی درایورهای گرافیکی ویژه برای ایجاد انطباق بین این کارت‌ها و ابزارهای طراحی و آفرینش گرافیکی نظیر اتوکد، ادوبی پریمیر، مایا و…، حافظه‌های ECC با قابلیت اصلاح خطای ساختاری و اطمینان پذیری و سطح عملکرد بهتر در حوزه‌ی تولید محتوا از جمله‌ی ویژگی‌های چنین کارت‌هایی است. مدل‌های به‌روز Radeon Pro در بازار جهانی قیمت‌هایی از ۵۰۰ تا ۱۵۰۰ دلار داشته و کارت‌های گرافیک Quadro بسته به مدل و ویژگی‌ها از ۵۰۰ تا ۳۵۰۰ دلار قیمت‌گذاری شده است.

سخن آخر 

در این مقاله سعی کردیم تمام عوامل مؤثر در خرید و انتخاب یک کارت گرافیک متناسب با نیاز کاربران مختلف را بررسی کنیم. تلاش ما بر آن بود که مخاطبان گرامی زومیت را تا حدی با مفاهیم و مشخصه‌های فنی کارت‌های گرافیک امروزی آشنا کنیم و البته برای پرهیز از اطناب وارد جزئیات تخصصی و فنی پیچیده نشدیم. گفتنی است که رده بندی کارت‌های گرافیک ارائه شده در این مقاله و همچنین بهترین کارت گرافیک معرفی شده در هر رده، حاصل بررسی و اطلاعات زومیت است و ممکن است منابع دیگر رده‌بندی و محصولات دیگری را برای خرید به مخاطبان خود توصیه کنند.

در پایان به‌طور خلاصه نکاتی را که در این مقاله برای خرید یک کارت گرافیک مطرح کردیم، برای جمع بندی بازگو می‌کنیم.

  • با درک بهتر اجزا و مشخصه‌های فنی کارت گرافیک، قادر به انتخاب محصولی ایده‌آل برای کاربری‌ و بودجه‌های مختلف خواهید بود.
  • حتما کارت گرافیکی منطبق با نرخ تازه‌سازی (فرکانس) و رزولوشن مانیتور خود بخرید.
  • برای نمایشگرهای فری‌سینک محصول ساخت AMD و برای نمایشگرهای G-Sync نمونه‌ای از برند انویدیا تهیه کنید.
  • داشتن منبع تغذیه‌ی مناسب و فضای کافی در کیس جهت نصب کارت گرافیک بسیار حائز اهمیت است.
  • به سراغ استفاده از راهکارهای استفاده از کارت گرافیک دوگانه نروید، راهکارهایی مثل کراس فایر و SLI تقریباً منسوخ شده است؛ در عوض کارت قدرتمندتری بخرید.
  • توان پردازشی در اجرای روان‌تر بازی‌ها تأثیر به‌مراتب بیشتر در مقایسه با مشخصه‌ی حافظه‌ی گرافیکی دارد.
  • میزان حافظه‌ی گرافیکی بیشتر برای بازی در رزولوشن‌های بالاتر از 1080p و بارگذاری بافت‌های باکیفیت بسیار سودمند است.
  • برای اجرای رهگیری پرتو، کارت‌های گرافیک پایین‌رده‌ی سری RTX یا محصولات خانواده‌ی GTX به‌هیچ وجه توصیه نمی‌شوند. حداقل از کارت گرافیک RTX 2060 بهره ببرید.
  • برای امور ساده نیازی به خرید کارت گرافیک رده‌بالا نیست و انواع رده‌پایین نیز به راحتی توانایی انجام تمام امور را دارند.
  • برای تجربه‌ی خوب در امور حرفه‌ای مانند طراحی سه‌بعدی و تولید محتوای ویدیویی از کارت‌های گرافیک رده‌بالا یا حرفه‌ای استفاده کنید.

شما مخاطبان گرامی زومیت می‌توانید نظرات و پیشنهاد‌ها خود را در رابطه با این مقاله و مقالات مشابه با ما در میان بگذارید.

مشخصات فنی کامل، بهترین قیمت کارت گرافیک در فروشگاه‌های اینترنتی و مقایسه‌ی کامل انواع کارت گرافیک را در بخش محصولات مشاهده کنید؛ انواع کارت گرافیک انویدیا Geforce و Quadro و کارت گرافیک‌ AMD رادئون برای مقایسه و خرید در دسترس کاربران است. 

راهنمای خرید بهترین مانیتور کامپیوتر – 2019 | راهنمای خرید رایگان

راهنمای خرید بهترین مانیتور کامپیوتر – 2019 | راهنمای خرید رایگان

مانیتور‌ها پنجره‌ای به دنیای کامپیوترهای دسکتاپ هستند. بدون داشتن نمایشگری مناسب هر کاری با کامپیوتر شخصی، کم‌فروغ و بی‌رنگ و لعاب به‌نظر می‌رسد، چه آن اجرای بازی باشد، چه تماشای عکس‌ها و ویدئو‌ها و چه حتی مرور متون وب‌سایت. سازندگان مانیتور به خوبی می‌دانند که تجربه کار با دسکتاپ تا چه اندازه تحت تأثیر کیفیت، ابعاد و مشخصات مانیتور‌ها است و بازار را با انواع گوناگونی از مانیتور‌ها با ویژگی‌ها و رده‌های کاربری مختلف پر می‌کنند.

مانیتور‌های زیادی با رزولوشن‌های مختلف، ابعاد و ویژگی‌های متفاوتی در بازار یافت می‌شود و از سویی ما اهداف متفاوتی برای کار با یک مانیتور داریم. برخی از ما به مانیتوری برای کارهای روزمره، مرور وب و تماشای ویدئو نیاز داریم، برخی به‌دنبال مانیتوری برای ارتقای تجربه گیمینگ خود هستیم و برخی دیگر خواهان نمایشگری درخور برای انجام کارهای حرفه‌ای نظیر آفرینش گرافیکی، طراحی سه‌بعدی و ویرایش ویدئو هستیم. بنابراین باید بدانیم برای هر کدام از این کاربرد‌ها چه نمایشگری با چه ویژگی‌هایی مناسب است و باید در بازار به‌دنبال چه مانیتوری باشیم. پیش از خرید دانستن تفاوت‌هایی که بین مانیتور‌های حرفه‌ای، گیمینگ و مصارف عام وجود دارد، حائز اهمیت است و بهتر است بدانیم برای خرید هر نوع مانیتور، تمرکز ما بیشتر بر کدام ویژگی‌ها باشد.

monitors

بنابراین نکته‌ی اساسی در خرید یک مانیتور اولویت‌بندی انتظارات‌مان از این کالای سخت‌افزاری است. مانیتوری که انتظارات یک گیمر و در عین حال یک ویرایشگر ویدئو را هم‌زمان برآورده کند، اگرچه شاید در بازار وجود داشته باشد؛ اما قطعاً قیمت بالایی خواهد داشت. پیش از آنکه وارد بحث موارد حائز اهمیت در خرید یک مانیتور شویم، بهتر است ابتدا با انواع مانیتورهای موجود در بازار آشنا شویم و پس از آن به بررسی تشریحی ویژگی‌های کلیدی مانیتورها که باید در هنگام خرید درنظر گرفته شود می‌پردازیم. 

انواع مانیتور‌های موجود در بازار

مانیتورها را از نظر حوزه‌ی کاربرد می‌توان به سه رده‌ی کاربری مصارف عام، حرفه‌ای و گیمینگ تقسیم کرد که در ادامه با حوزه‌ی کاربرد هر نوع مانیتور آشنا می‌شویم.

مصارف عام

 مانیتور‌های مصارف عام، مانیتورهایی هستند که برای انجام امور روزمره، دفتری، کسب‌و‌کار و اداری در خانه‌ها و دفاتر کار و ادارات یافت می‌شوند. این مانیتورها بیشتر برای کاربردهای عادی، اجرای نرم‌افزار‌های آفیس، ویرایش متن، مرور وب و در کل اجرای برنامه‌هایی که محتوای گرافیکی خاصی ارائه نمی کنند، استفاده می‌شود. معمولاً از روی برچسب قیمت می‌توان به‌راحتی دریافت که با نمایشگری از این رده سر و کار داریم. کامپیوترها نیاز به منابع سخت‌افزاری چندانی برای هماهنگ شدن با این مانیتور‌ها ندارد.

general use monitor

مانیتورهای حرفه‌ای

برای آفرینندگان هنری، گرافیست‌ها، تولیدکنندگان محتوا، معماران، طراحان، انیمیشن ساز‌ها، سینماگران، ویرایشگران ویدئو و همه افرادی که در حوزه سرگرمی‌های بصری فعالیت می‌کنند، بهترین گزینه انتخاب و خرید یک نمایشگر حرفه‌ای است. دقت در نمایش رنگ‌ها و ارائه‌ی فضای رنگی به گستردگی جهان واقعی دو ویژگی کلیدی چنین مانیتورهایی است.

pro monitors

اگرچه قیمت این مانیتور‌ها در مقایسه با دیگر نمایشگر‌های کامپیوتر بالا است، اما برای کارهای گرافیکی نباید به سراغ مانیتورهای ارزان‌قیمت رفت؛ چرا که رنگ‌های به نمایش درآمده روی یک مانیتور رده پایین، پس از اتمام کار ممکن است روی نمایشگر‌های دیگر با آنچه که در ذهن دارید بسیار متفاوت دیده شود. در کنار مانیتور‌های حرفه‌ای نیاز به کامپیوتری دارید که قادر به اجرای روان نرم‌افزار‌های گرافیکی و سه‌بعدی نظیر فتوشاپ، اتوکد، پریمیر و… باشد.

مانیتور‌های گیمینگ

مهم ترین ویژگی یک مانیتور گیمینگ سریع بودن آن به‌معنای نرخ تازه‌سازی بالا و زمان پاسخگویی کوتاه است

مهم‌ترین مشخصه‌ی یک مانیتور گیمینگ خوب، سرعت بالای آن در نمایش محتوا است؛ به عبارت دیگر این دسته از محصولات باید نرخ تازه‌سازی (Refresh Rate) بالا و زمان پاسخگویی (Response Time) کوتاهی داشته باشند. حداکثر نرخ تازه‌سازی در مانیتور‌های امروزی ۲۴۰ هرتز است. این مشخصه به این مفهوم است که صحنه‌های بازی را می‌توان تا ۲۴۰ فریم در ثانیه روی صفحه‌نمایش مانیتور نمایش داد. بدین ترتیب شاهد نمایشی روان، بدون پرش و‌ هاله‌زایی (Ghosting) از بازی در حال اجرا روی مانیتور خود خواهید بود. سرعت پاسخگویی نیز معیاری از توانایی مانیتور در تغییر رنگ سریع پیکسل‌ها و جایگزین کردن محتوای پیکسلی است. در حال حاضر سریع‌ترین مانیتور‌ها سرعت پاسخگویی معادل یک میلی ثانیه (1ms) دارند. این ویژگی‌ها در ادامه‌ی مقاله به تفصیل واکاوی خواهند شد.

gaming monitor

حال که با انوع مانیتورهای بازار آشنا شدیم، لازم است با مشخصه‌های تخصصی دنیای مانیتورها و پارامترهای مؤثر در انتخاب و خرید آن‌ها به خوبی آشنا شویم. در ادامه به بررسی ویژگی‌های اصلی یک مانیتور خواهیم پرداخت.

مشخصات فنی مانیتور

اولین قدم برای خرید مانیتوری ایده‌‌آل مناسب با هر کاربری، آشنایی با مشخصات فنی این دسته از محصولات است. با اطلاع از این مشخصه‌ها تا حد زیادی قادر به انتخاب گزینه‌های مورد نظر خود خواهید بود که در ادامه با بررسی‌های بیشتر، نمونه‌ی ایده‌آل را خریداری کنید.

رزولوشن مانیتور

تصاویری که روی پنل هر نمایشگر LCD نمایش داده می‌شود، متشکل از میلیون‌ها نقطه‌ی نوری یا پیکسل کوچک است. بنا به تعریف، پیکسل کوچک‌ترین عنصر قابل آدرس‌دهی در یک نمایشگر دیجیتال با قابلیت آدرس‌دهی تمام نقاط است. سیگنالی که از کارت گرافیک به خروجی نمایشگر ارسال می‌شود، حامل اطلاعات رنگ و روشنایی جداگانه‌ به ازای هر پیکسل است. پس هر پیکسل را می‌توان کوچک‌ترین جزء قابل کنترل از پنل مانیتور یا تصویری دانست که در آن به نمایش در می‌آید. هر پیکسل شامل سه ساب‌پیکسل و هر ساب‌پیکسل مسئول نمایش یکی از رنگ‌های اصلی قرمز، سبز و آبی (RGB) است. نمایشگر‌های مختلف امروزی شامل انواع پلاسما، پروژکتورها و نمایشگرهای کریستال مایع شامل LCD و LED آرایه‌ی ثابتی از پیکسل‌ها شامل صدها سطر و ستون دارند که تصاویر را با وضوح بالا به وجود می آورند.

pixels

رزولوشن نمایشگر از تعداد پیکسل مجزا در عرض و تعداد پیکسل در ارتفاع نمایشگر خبر می‌دهد. رزولوشن  به‌صورت تعداد پیکسل‌ها در عرض ضربدر تعداد پیکسل‌ها در ارتفاع نمایشگر یا تصویر بیان می‌شود. برای مثال اگر نمایشگری امکان نمایش ۱۰۲۴ پیکسل در عرض و ۷۶۸ پیکسل در ارتفاع تصویر را داشته باشد، گفته می‌شود که رزولوشن آن ۷۶۸×۱۰۲۴ پیکسل است.

بیشتر مانیتور‌های امروزی عموماً با رزولوشن‌های زیر روانه بازار می‌شوند:

1920×1080=1080p (Full HD)

2560×1440=1440p (QHD)

3840×2160=2160p (4K) (UHD)

البته مشتقات دیگری از این رزولوشن‌ها نیز در بازار یافت می‌شود که در بخش مربوط به نسبت تصویر به بررسی آن‌ها خواهیم پرداخت. در تصویر زیر انواع دیگری ار رزولوشن‌ها به‌صورت قیاس‌پذیر ترسیم شده است.

resoulutions

اگرچهبا افزایش تعداد پیکسل‌های قابل نمایش در یک مانیتور، تصویری بهتر و با جزئیات بیشتر دریافت می‌کنید، اما برخی محدودیت‌ها در مانیتور‌هایی با رزولوشن بالاتر وجود دارد که پیش از خرید باید به آن توجه داشت.

اولین محدودیت نیاز به منابع سخت‌افزاری قوی‌تر و پردازنده‌ی گرافیکی با توان عملیاتی بالاتر برای پردازش پیکسل‌های بیشتر به‌ویژه در زمان اجرای بازی‌ها است. در زمان اجرای بازی پردازنده‌ی گرافیکی باید بتواند تمامی پیکسل‌های نمایشگر را با زمانبندی دقیق و بدون تأخیر، با ارسال سیگنال‌های پی‌درپی تغییر داده و محتوای تصویر را در کسری از ثانیه جایگزین کند. محتوایی که شامل اطلاعات رنگ و روشنایی نقطه به نقطه است، برای داشتن حرکات و نمایشی روان چند ده بار در ثانیه تغییر می‌کند. مانیتورهای 4K تصویری با جزئیات اعجاب‌انگیزی ارائه می‌دهند، اما اگر کامپیوتر آمادگی لازم برای پردازش ۸/۳ میلیون پیکسل این رزولوشن را در کسری از ثانیه نداشته باشد، تجربه‌ی تصویری به‌شدت محدود شده و تجربه‌ی تماشای ویدئو و اجرای بازی‌ها با کندی و تأخیر فراوان ضربه‌ی بزرگی خواهد دید. رزولوشن‌ بالایی که می‌تواند در بازی‌های کامپیوتری جلوه‌گری بی‌نظیری داشته باشد، خود تبدیل به بزرگ‌ترین مانع در راه اجرای آن بازی می‌شود. بسته به کاربرد و سایر منابع سیستمی خود ممکن است گاه لازم باشد از رزولوشن‌های خیلی بالا صرف‌نظر کرده و مثلاً به‌جای خرید یک مانیتور 4K به سراغ نمایشگری با رزولوشن QHD بروید.

اگرچه تصاویر در مانیتوری با رزولوشن بالاتر دارای جزئیات بیشتری است، پردازش پیکسل‌ها نیاز به سخت‌افزاری توانمند دارد

دومین نکته ای که ممکن است مانع از داشتن تجربه‌ی کاربری خوب با یک مانیتور 4K شود، قابلیت فونت اسکیلینگ سیستم‌عامل است. تراکم پیکسل‌ها در مانیتوری با رزولوشن فوق‌العاده بالا باعث می‌شود اشیا و فونت‌های ویندوز کوچک و فشرده ظاهر شوند و گاه حتی خواندن متن در چنین نمایشگرهایی دشوارتر باشد. در مورد این موضوع در قسمت تراکم پیکسلی بیشتر صحبت خواهیم کرد، اما با درنظر ‌گرفتن این محدودیت شاید مایل باشید مانیتوری تهیه کنید که اگرچه دیدن فیلم و تصاویر در آن لذت بخش است، شما را با مشکلات جدی در خوانایی ویندوز مواجه نکند.

اندازه‌ی نمایشگر

به هنگام گشت‌و‌گذار در بازار برای یافتن مانیتوری مناسب، معمولاً اولین چیزی که در ذهن نقش می‌بندد، ابعاد و اندازه‌ی صفحه‌نمایش است. هرچه این اندازه و ابعاد بزرگتر باشد تجربه کاربری از کار با مانیتور بهتر است؛ اما باید توجه داشت که ابعاد خیلی بزرگ در فاصله نزدیک کمتر از ۷۰ سانتی‌متر با ناظر نیز محدودیت‌های خود را دارد.

monitors

مانیتور‌های امروزی معمولا ابعاد و اندازه‌هایی از ۲۱ تا ۳۴ اینچ دارند، اما گاه مدل‌هایی با نسبت تصویر متفاوت تا ۴۹ اینچ نیز در بازار به چشم می خورد. گذشته از تمام فناوری‌هایی که در ساخت یک نمایشگر به کار می‌رود، معمولاً با افزایش ابعاد قیمت نمایشگر نیز بیشتر می‌شود. هنگام خرید باید دقت کرد که در رزولوشنی معین، هرچه مانیتور بزرگ‌تر شود، از تراکم پیکسل‌ها کاسته خواهد شد و به همان میزان کیفیت تصویر نیز افت خواهد کرد. به طوری که حتی ممکن است در فاصله‌ی نزدیک پیکسل‌های تصویر با چشم عادی از یکدیگر قابل تفکیک باشند. بنابراین توصیه ما این است که تنها در صورتی مانیتوری با ابعاد بزرگتر از ۲۷ اینچ تهیه کنید که از رزولوشن بالاتر از 1080p بهره ببرد. در بخش تراکم پیکسلی در مورد نسبت ابعاد یک مانیتور و رزولوشن آن بیشتر صحبت خواهیم کرد.

نسبت تصویر (Aspect Ratio)

اکنون که با مفهوم رزولوشن و اندازه‌ی نمایشگر آشنا شدیم، زمان مناسبی برای تبیین مفهوم نسبت تصویر است. نسبت تصویر عبارت است از نسبت عرض صفحه‌نمایش به ارتفاع آن. تلویزیون‌های قدیمی نمایشگری مربعی شکل داشتند و با عرض کمی بزرگتر از ارتفاع، نسبت تصویر برابر با ۴:۳ داشتند. در سال ۱۹۸۷ اولین مانیتور‌ها با این نسبت تصویر و رزولوشن ۴۸۰×۶۴۰ به بازار عرضه شد. در زمان نگارش این مقاله، بیشتر مانیتورهای موجود نسبت تصویر ۱۶:۹ دارند. مانیتورهای FHD با رزولوشن ۱۰۸۰×۱۹۲۰، نمونه‌های QHD و 4K با رزولوشن ۱۴۴۰×۲۵۶۰ و ۲۱۶۰×۳۸۴۰ با این نسبت تصویر در بازار یافت می‌شوند. در یک نسبت تصویر ثابت، اگر تعداد پیکسل‌ها در عرض و ارتفاع تصویر دو برابر شود، تصویر بسیار شفاف‌تر و واضح‌تری به دست می آید. بنابراین می‌توان گفت در نسبت تصویر ۱۶:۹ مانیتور 4K جزئیات چهار برابر بهتر از انواع FHD دارد.

aspect ratio

اما مانیتور‌های خاصی در بازار یافت می‌شود که نسبت تصویر در آن‌ها متفاوت است. در ادامه مهم‌ترین نمونه‌های موجود از این نوع را بررسی خواهیم کرد.

مانیتورهای فوق عریض (Ultra Wide)

این مانیتور‌ها همان‌طور که از نام‌شان پیدا است، عرض بسیار بیشتری در مقایسه با انواع ۱۶:۹ رایج دارند. مانیتور‌های فوق عریض فضای نمایش بیشتری در اختیار کاربر قرار می‌دهند که حالتی شبیه کنار هم قرار گرفتن چند مانیتور را شبیه‌سازی می‌کند. این محصولات برای نمایش پنجره‌های چند اپلیکیشن به‌صورت پهلو به پهلو در کنار هم گزینه‌ی ایده‌آلی هستند و می‌توانند بهترین انتخاب برای خرید مانیتوری حرفه‌ای در نظر گرفته شوند. نسبت تصویر ۲۱:۹ (با رزولوشن ۱۰۸۰×۲۵۶۰ یا ۱۴۴۰×۳۴۴۰) و گاه حالت عریض‌تر ۳۲:۹ (با رزولوشن ۱۰۸۰×۳۸۴۰) برای این دسته از مانیتورها در دسترس است. باتوجه به اینکه بیشتر فیلم‌ها و محتواهای ویدئویی با نسبت تصویر ۱۶:۹ ارائه می‌شوند، ممکن است تطبیق ویدئو با چنین نمایشگرهایی به‌سادگی انجام نپذیرد.

samsung 49 inch

مانیتورهای خمیده

هم‌زمان با ورود تلویزیون‌های خمیده در سال ۲۰۱۴ به بازار، انواع مختلفی از این نوع صفحات‌نمایش نیز به دنیای مانیتورها راه یافت. هدف اصلی از این طراحی عرضه‌ی کامل تصویر در افق دید کاربر و ایجاد حس غوطه‌وری در فضای تصویر است. مانیتورهای خمیده تنوع زیادی در بازار دارند و به همین دلیل با بهره‌وری از نسبت تصویر مختلف، نمونه‌های عادی یا عریض و فوق‌عریض از آن‌ها یافت می‌شود. البته مانیتور‌های فوق‌عریض برای نمایش بهتر محتوا به کاربر به‌خصوص در بخش‌های کناری خود، عموما به‌صورت خمیده تولید می‌شوند. 

تراکم پیکسلی یا PPI

یکی از فاکتورهای مهم در کیفیت و شفافیت تصویر یک نمایشگر LCD تراکم پیکسلی یا تعداد پیکسل‌هایی است که در هر اینچ مربع پنل نمایشگر جا خوش کرده است. هرچه تعداد پیکسل‌ها در هر اینچ مربع (PPI) بالاتر باشد، تصویر شفاف‌تر و واضح‌تری به دست می‌آید.

در رزولوشن معین هرچه اندازه‌ی پنل بزرگتر شود، PPI افت می‌کند و کیفیت تصویر کاهش می‌یابد و برعکس هرچه اندازه‌ی پنل کوچکتر شود، بالطبع PPI ارتقا یافته و کیفیت تصویر افزایش باید. به‌همین دلیل در نمایشگرِ کوچک گوشی‌های موبایل ویدئو‌های 1080p شفاف‌تر و واضح‌تر از تلویزیون‌های ۵۰ اینچی به‌نظر می‌رسند. اگر به‌دنبال مانیتوری با ابعاد بزرگتر از ۲۷ اینچ هستید، حتماً به‌دنبال گزینه‌ای با رزولوشن‌های بالاتر از 1080p باشید تا با افت تراکم پیکسلی و پدیده قابل تفکیک بودن پیکسل‌ها از فاصله‌ی نزدیک مواجه نشوید.

در رزولوشن ثابت هرچه اندازه‌ی نمایشگر بزرگتر شود، تراکم پیکسلی کمتر شده، وضوح تصویر کاهش می‌یابد

تراکم پیکسلی بهینه در مانیتوری که قرار است با سیستم‌عامل ویندوز کار کند، ۱۰۹ پیکسل بر اینچ مربع است. در این حالت متون، نوشتار‌ها و آبجکت‌های ویندوز از نظر خوانایی و شفافیت در بهترین وضعیت قرار دارند. هرچه تراکم پیکسلی افزایش یابد، متون و آبجکت‌ها ریزتر و ناخواناتر می‌شوند. بنابراین اگرچه کیفیت تصویر مانیتوری با تراکم پیکسلی بالا بهتر است، کار با نرم‌افزار‌های متنی و منو‌های ظریف را دشوارتر می‌کند. البته ویندوز برای غلبه بر این مشکل از قابلیت مقیاس‌دهی DPI استفاده می‌کند؛ با این هدف که متون را خواندنی‌تر و آبجکت‌ها را واضح‌تر نمایش دهد. اما همیشه نمی‌توان از کارایی این ابزار برای خواناتر کردن متن‌های ریزنوشته به‌خصوص در محیط و نرم‌افزار‌های مختلف اطمینان داشت.

سازندگان نمایشگر‌ها براساس استقبال کاربران رایانه‌های شخصی، بر ارائه‌ی رزولوشن‌های بالاتر با ابعاد نمایشگر فعلی متمرکز هستند تا شفافیت و کیفیت تصاویر را افزایش دهند. مشاهده‌ی رزولوشن‌های بالایی نظیر 4K روی نمایشگر‌های ۲۴ تا ۲۸ اینچی، این روزها پدیده‌ای مرسوم است. اما به‌عنوان یک قانون کلی در نظر داشته باشید که برای رزولوشن 4K به سراغ بزرگ‌ترین ابعاد در دسترس در محدوده‌ی بودجه‌ی خود بروید؛ برای رزولوشن QHD بهترین ابعاد ۲۷ تا ۲۸ اینچ است، گرچه در رزولوشن 4K هم تجربه‌ی مناسبی با این اندازه نمایشگر خواهید داشت.

زمان پاسخگویی (Response Time)

سرعت پاسخگویی مشخصه‌ای است که بیشترین کاربرد را در دنیای مانیتورهای گیمینگ دارد. از نظر فنی اندازه‌ی این پارامتر بسته به سرعت پیکسل‌های کریستال مایع در تغییر حالت خود دارد؛ سرعت تغییر رنگ پیکسل‌های نمایشگر از رنگ سیاه به سفید (Black to White) یا از خاکستری به خاکستری (Gray to Gray) دو روش متداول اندازه‌ی گیری زمان‌پاسخ‌گویی پنل‌های صفحه‌نمایش است. لذا زمان پاسخگویی را می‌توان سرعت نمایشگر در ترسیم فریم تصویر بعدی به‌جای فریم قبلی با تغییر وضعیت تمام یا بخشی از پیکسل‌ها دانست.

هرچه زمان پاسخگویی کمتر باشد و تغییر وضعیت پیکسل‌ها سریع‌تر انجام شود، روند نمایش و جایگزینی تصاویر روان‌تر شده و از پدیده‌هایی مثل تاری (Blurring) و‌هاله‌زایی (Ghosting) ممانعت می‌شود. اگر زمان پاسخگویی نمایشگری مناسب نباشد، این کاستی‌های بصری تجربه‌ی کاربری را تخریب خواهد کرد.

Response Time

به‌طور کلی هرچه زمان پاسخگویی نمایشگر کمتر باشد، بهتر است. نمایشگری با زمان پاسخگویی 1ms (یک میلی‌ثانیه) بهتر از نمونه‌هایی با 5ms است. با این وجود چندان نمی‌توان بر زمان پاسخگویی درج شده در جداول مشخصات فنی یک مانیتور اتکا کرد. سازندگان مختلف روش‌های متفاوتی برای سنجش زمان پاسخگویی مانیتور‌های خود دارند و ممکن است نمایشگری با زمان پاسخگویی 5ms از یک برند، در تغییر وضعیت پیکسل‌ها کندتر از مانیتور مشابهی از برند دیگر عمل کند.

از سوی دیگر زمان پاسخگویی ارتباط تنگاتنگی با نوع پنل شامل IPS ،VA یا TN دارد که در ادامه‌ با تشریح انواع این پنل‌ها و مشخصه های آن‌ها بیشتر آشنا خواهیم شد. واژگان دیگری نظیر زمان پاسخگویی خاکستری به خاکستری G2G نیز در میان ویژگی‌های یک مانیتور دیده می‌شوند که ابهام بیشتری ایجاد می‌کنند. با این وجود هرچه زمان پاسخگویی اعلام شده برای مانیتوری کمتر باشد، آن مانیتور از معایبی مثل تاری (Blurring) و‌ هاله‌‌زایی فاصله‌ی بیشتری دارد. زمان پاسخگویی در مانیتور‌های رده‌بالای امروزی 5ms و در بهترین حالت 1ms است.

res time 2

res time 1

تصویر بالا مربوط به نمایشگری با زمان پاسخگویی بالا است که در آن تاری و هاله‌ی تصویر کاملا قابل رویت است؛ تصویر پایین مربوط به نمایشگری با زمان پاسخگویی مطلوب است

روشنایی (Brightness)

مشخصه‌ی روشنایی مانیتور بیانگر شدت روشنایی روشن‌ترین رنگ سفیدی است که نمایشگر قادر به تولید آن است و گاه به بیان فنی تر به آن درخشندگی (Luminance) نیز گفته می‌شود. به‌طور معمول نمایشگرهای LCD برای کار در شرایط معمولی بسیار روشن جلوه می‌کنند و از منوی تنظیمات نمایشگر یا On-Screen Display (به اختصار OSD) برای تنظیم و تعدیل شدت روشنایی استفاده می‌شود. واحد سنجش روشنایی فیزیکی یک نمایشگر شمع بر متر مربع (cd/m2) یا نیت است. روشنایی توصیه شده برای نمایشگر‌ LCD جهت کار در شرایط عادی نوری (نه بسیار روشن و نه خیلی تاریک) 120cd/m2 است. اما میزان روشنایی پیش‌فرض نمایشگر‌ها عددی بسیار بزرگتر است و برای حصول نتایج بهتر، به‌ویژه در محیط‌های تاریک باید از شدت روشنایی نمایشگر کاست. در برخی مانیتورهای مدرن، حسگر‌هایی (مشابه با گوشی‌های هوشمند) وجود دارد که براساس روشنایی محیط کار، شدت روشنایی نمایشگر را تنظیم و تعدیل می‌کنند.

نسبت کنتراست (Contrast Ratio)

نسبت کنتراست مهم‌ترین پارامتر تأثیرگذار بر کیفیت تصویر یک مانیتور است

نسبت کنتراست بیانگر اختلاف روشنایی میان تیره‌ترین رنگ مشکی و روشن‌ترین رنگ سفیدی است که نمایشگر قادر به تولید آن است. ساختار پیکسلی نمایشگر‌ها و توانایی آن‌ها در عبور و انسداد نور برتابیده از واحد بک‌لایت میزان این پارامتر را معین می‌کند. به‌طور کلی هرچه کنتراست بالاتر باشد، با نمایشگر مرغوب‌تری رو‌به‌رو هستیم. عمق رنگ‌های سیاه و میزان روشنایی نقاط سفید تصویر در نمایشگری با کنتراست بالا، بسیار بهتر است. هرچه عمق رنگ سیاه بیشتر باشد، روشنایی پیکسل‌های سیاه خالص به صفر نیت (حداقل روشنایی) نزدیک‌تر است. نسبت کنتراست نیز به نوع پنل بسیار وابسته است. نسبت کنتراست ۱۰۰۰:۱ در نمایشگرهای TN و IPS رایج است و در پنل‌های VA کنتراست گاه به ۳۰۰۰:۱ یا بالاتر می‌رسد که به‌طور چشمگیری بالاتر از سایر پنل‌ها است.

موارد مذکور همگی در توصیف مشخصه‌ی کنتراست استاتیک صفحات‌نمایش است. برخی شرکت‌ها مشخصه‌ای با عنوان نسبت کنتراست دینامیکی یا DCR را در مشخصات مانیتورهای خود برجسته می‌کنند. این نسبت براساس مدل محاسباتی آن، اعدادی بسیار بزرگتر از نسبت کنتراست استاتیک است و گاه به چند میلیون به یک می‌رسد. مراقب باشید که این مشخصه‌ها تنها مربوط به حالت‌های دینامیک است و فناوری‌های مربوط به آن، در عمل چندان کاربردی نیست. لذا در میان مشخصه‌های یک نمایشگر بیشتر به‌دنبال نسبت کنتراست استاتیک آن بگردید و گول ترفند‌های مختلف تبلیغاتی شرکت‌ها را نخورید.

عمق رنگ

 عمق رنگ یا عمق بیت یک نمایشگر معیاری است از فراوانی تعداد رنگ‌هایی که پنل قادر به تولید و نمایش آن است. این پارامتر را نباید با مفهوم فضای رنگی یا گاموت رنگ یک نمایشگر اشتباه گرفت؛ گرچه این دو مفهوم در پیوند با یکدیگر است.

عمق رنگ یک پنل نمایشگر با سطوح نمایش رنگ هر یک از ساب‌پیکسل‌های پنل شامل رنگ‌های قرمز سبز و آبی تعیین می‌شود. پیچش‌های رنگی مختلف ساب‌پیکسل‌ها اساساً باعث پیدایش رگه‌های رنگی می‌شود و هرچه این پیچش‌ها یا به اصطلاح گام‌های رنگی بیشتر باشد، هر پیکسل قادر به نمایش رنگ‌های بیشتری است و انتقال میان رگه‌های مختلف رنگی روان‌تر صورت می پذیرد. عمق رنگ بالاتر یک پنل مانع از ایجاد پدیده باندینگ یا جدایش طیفِ رنگی می‌شود؛ چرا که تعداد رنگ‌های بسیار بیشتری را در هر پیکسل می‌توان بازتولید کرد. 

color depth

در جدول زیر عمق رنگ انواع پنل‌ها و تعداد گام‌های رنگی ارائه شده در هر عمق رنگ ارائه شده است.

تعداد رنگ‌های قابل تولید نمایشگر تعداد گام‌های رنگی هر ساب‌پیکسل مجموع عمق بیت هر پیکسل عمق رنگ
262,144 64 18-bit 6-bit
16.2-16.7 Million 6-bit + FRC
16.7 Million 256 24-bit 8-bit
1.07 Billion 256 8-bit + FRC
1.07 Billion 1024 30-bit 10-bit
>68 Billion 4096 36-bit 12-bit

در پنل‌های TN که گزینه‌های اقتصادی‌تری است، هر ساب‌پیکسل تنها توانایی نمایش ۶۴ گام رنگی (۲ به توان ۶) مختلف را دارد و تعداد رنگ‌های واقعی قابل نمایش توسط چنین پنلی با سه بار ضرب عدد ۶۴ در خودش، ۲۶۲،۱۴۴ رنگ است. در چنین پنلی عمق رنگ هر ساب‌پیکسل ۶ بیت است و لذا این پنل قادر به نمایش رنگ‌های ۱۸ بیتی (۶×۳) است. لذا عمق رنگ پنل‌های TN بسیار محدود است و برای رسیدن به ۱۶ میلیون رنگ متداول در نمایشگرهای LCD، پنل سازان معمولاً از دو تکنیک Dithering و FRC استفاده می‌کنند. با هر دو تکنیک رنگ‌ها به نحوی شبیه‌سازی می‌شود که امکان بهبود تعداد رنگ‌های قابل تولید تا ۱۶.۲ میلیون رنگ فراهم شود. توضیح نحوه ی کار این دو تکنیک جزو اهداف این متن نیست. اما در نظر داشته باشید که استفاده از پنل‌هایی با قابلیت بومی نمایش عمق رنگ بیشتر، نتیجه‌ی بسیار مطلوب‌تری در مقایسه با تکنیک‌های نرم‌افزاری افزایش بازه‌ی رنگی هر پیسکل و ساب‌پیسکل‌های آن خواهد داشت.

پنل‌های VA و IPS عموماً با داشتن عمق رنگ ۸ بیت قادر به تولید ۲۵۶ گام (۲ به توان ۸) در هر یک از رنگ‌های اصلی هستند و بدین ترتیب با سه بار ضرب عدد ۲۵۶ در خودش، تعداد رنگ‌های قابل تولید توسط این پنل‌ها بالاتر از ۱۶ میلیون رنگ خواهد شد. بنابراین گفته می‌شود که چنین پنل‌هایی قادر به بازتولید رنگ‌های ۲۴ بیتی است. نمایشگر‌های مدرن‌تری نیز هستند که پیچش‌های رنگی بسیار بیشتری را در هر ساب‌پیکسل برمی‌تابند و عمق رنگ بالاتر ۱۰ یا ۱۲ بیتی دارند. این نمایشگر‌ها قادر به بازتولید رگه‌های رنگی بسیار بیشتری در هر ساب‌پیکسل دارند. پنل‌های ۱۰ بیتی امکان تولید تا یک میلیارد رنگ را داشته و پنل‌های ۱۲ بیتی قادر به بازتولید بیش از ۶۸ میلیارد رنگ مختلف در هر پیکسل هستند.

یک پنل نمایشگر ۱۲ بیتی قادر به بازتولید بیش از ۶۸ میلیارد نمونه رنگ در هر پیکسل است 

در مشخصات بسیاری از مانیتورهای VA و IPS عبارت پنل یا پشتیبانی از عمق رنگ ۱۰ بیتی تبلیغ می‌شود؛ باید دقت شود که بیشتر این پنل‌ها ۸ بیتی است که با تکیه بر تکنیک FRC رگه‌های رنگی بیشتری را شبیه‌سازی می‌کنند. این مانیتور‌ها اگرچه تعداد رنگ‌های بیشتری نسبت به پنل‌های ۸ بیتی تولید می‌کنند؛ اما فرسنگ‌ها تا استاندارد یک پنل ده بیتی واقعی فاصله دارند. پنل‌های ۱۰ یا ۱۲ بیتی واقعی معمولاً در مانیتورهای گران‌قیمت و تخصصی بازار یافت می‌شود که مختص گرافیست‌ها و تولیدکنندگان محتوای ویدیویی و سینمایی هستند.

گاموت رنگ

یکی دیگر از مشخصه‌های مانیتور که به‌خصوص در هنگام خرید نمونه‌های حرفه‌ای باید به آن توجه کرد، گاموت رنگ است. گاموت عبارت است از گستره‌ی رنگ‌هایی که یک نمایشگر قادر به بازتولید آن است. فضاهای رنگ استانداردی وجود دارد که توانایی نمایشگر برای بازتولید رنگ‌ها در مقایسه با آن‌ها سنجیده می‌شود. هر نمایشگر درصد مشخصی از فضاهای رنگ استاندارد را پوشش می‌دهد. گاموت رنگ هر نمایشگر اساساً در ارتباط با فناوری نور پس‌زمینه‌ی پنل است و چندان مرتبط با ساختار خود پنل نیست.

بنا به قرارداد‌ گستره‌ی رنگ‌هایی که چشم انسان قادر به درک آن است، با یک دیاگرام CIE ترسیم می‌شود. در سطح روشنایی معین (محور Z ثابت) این نمودار بر دو بعد X و Y ترسیم می‌شود. شکل زیر دیاگرام CIE را نمایش نمی‌دهد.

CIE

دیاگرام CIE گستره‌ی رنگ‌های قابل درک توسط چشم انسان را نشان می‌دهد

هر خط مرزی دیاگرام نعلی شکل CIE متشکل از رنگ‌های خالص مونوکروماتیک است. فضای داخلی نیز در برگیرنده‌ی رنگ‌های غیر کروماتیک است که تا رنگ سفید خالص در میانه‌ی دیاگرام امتداد می‌یابد. توضیح کمی محورهای مختصات این دیاگرام و اعدادی که هر رنگ با آن بیان می‌شود، موضوعی تخصصی است و در دایره مباحث این مقاله نیست.

اگر مختصات سه رنگ اصلی قرمز، سبز و آبی قابل تولید توسط نمایشگر معین را در این دیاگرام با خطوط صافی به یکدیگر متصل کنیم، مثلث به دست آمده همان گاموت رنگی نمایشگر است. گاموت به‌دست آمده، گستره‌ی رنگ‌های قابل تولید توسط یک نمایشگر را نشان می‌دهد. نمایشگر‌های لیزری قادر به تولید وسیع‌ترین گاموت رنگ در سیستمی با سه رنگ مبنا هستند؛ اما حتی چنین نمایشگری نیز قادر به بازتولید تمامی رنگ‌های قابل ادراک توسط چشم انسان نیست. با این حال گاموت این تجهیزات به خوبی به مرزهای دیاگرام CIE نزدیک است.

laser display gamutگاموت رنگ یک نمایشگر لیزری درصد قابل توجهی از دیاگرام CIE را پوشش می‌دهد

گاموت نمایشگرهای LCD امروزی اختلاف زیادی با مرزهای دیاگرام CIE دارد. رئوس مثلث متناظر چنین گاموتی از خطوط مرزی CIE فاصله گرفته و به مرکز آن نزدیک می‌شوند. هرچه محدوده‌ی گاموت نمایشگر وسیع‌تر باشد و رئوس گاموت بتوانند خود را به خطوط مرزی فضاهای رنگ استاندارد نزدیک‌تر کنند، با نمایشگری تواناتر و قابلیت بازتولید رنگ‌های بسیار بیشتر روبه‌رو هستیم. در این حالت دقت رنگ‌های قابل تولید توسط نمایشگر منطبق بر فضای رنگ استاندارد بوده و نمایشگر رنگ‌های دقیقی را تولید می‌کند.

نمایشگرهای LCD (شامل مانیتورهای LED) معمولاً تا حد زیادی قادر به پوشش فضای رنگ مرجع sRGB هستند که در شکل زیر حدود آن ترسیم شده است. با این حال برخی از نمایشگرهای LCD فضای رنگ وسیع‌تری را نسبت به sRGB پوشش می‌دهند.

sRGBفضای رنگ sRGB

فضای رنگ استاندارد NTSC محدوده وسیع‌تری نسبت به sRGB داشته و گاه به‌عنوان استاندارد مرجع، گاموت‌ رنگ نمایشگرها با آن مقایسه می‌شود. sRGB تقریبا ۷۲ درصد فضای رنگ NTSC را پوشش می‌دهد.

ntsc

سه فضای رنگ استاندارد sRGB ،NTSC و Adobe RGB در مقایسه با یکدیگر

پشتیبانی حداکثری از فضای رنگ sRGB استاندارد رایجی در نمایشگرهای LED است

اگرچه فضای رنگ sRGB محدوده وسیعی از رنگ‌ها را به‌ویژه در ناحیه‌ی سبز در مقایسه با چشم انسان پوشش نمی‌دهد، بااین‌حال عمده‌ی محتوای بصری رایج نظیر محیط ویندوز، ویدئوها، برنامه‌های کاربردی و محتوای وب بر پایه‌ی این فضای رنگ نمایش داده می‌شود. گاموت هر مانیتور در فهرست مشخصات آن به‌صورت درصدی از یک فضای رنگ استاندارد توصیف می‌شود. همان‌طور که گفته شد فضای رنگ استاندارد ویندوز مایکروسافت و بیشتر اپلیکیشن‌های قابل اجرا در آن sRGB است. تنها در صورتی باید به سراغ مانیتوری با فضای رنگ وسیع‌تر از sRGB رفت که هدف ویرایش یا تماشای محتوایی با عمق رنگ بالا یا فضای رنگی وسیع‌تر باشد.

یکی از فضاهای رنگی پرکاربرد در نمایشگر‌های امروزی DCI-P3 است. این فضای رنگ عموما در نمایشگرهای OLED و انواع رده‌بالا پیاده‌سازی می‌شود. اپل این فضای رنگ را Display P3 می‌خواند و نمایشگرهای خود را مبتنی بر پشتیبانی از این فضا تولید می‌کند و آن را برای ساخت تجهیزات نزدیک‌تر به محدوده‌ی بینایی انسان توصیه می‌کند. DCI-P3 حدود ۲۵ درصد وسیع‌تر از sRGB است و همان گاموت استاندارد در صنعت فیلم‌سازی آمریکا است.

dci-p3

دو فضای رنگ sRGB و DCI-P3 در مقایسه با یکدیگر

اگر تأثیر میزان روشنایی (محور Z) را در دیاگرام CIE یا بخشی از آن در نظر بگیریم، یک نمودار سه‌بعدی به دست می‌آید که به آن حجم رنگ اطلاق می‌شود. در دیاگرام حجم رنگ در هر سطحی از روشنایی، نحوه‌ی نمایش رنگ‌ها توسط نمایشگر مشخص می‌شود. نمایشگری که قادر به تولید عمده‌ی رنگ‌های یک فضای رنگ معین در هر سطحی از روشنایی باشد و با افزایش شدت روشنایی، محدوده‌ی رنگ‌های قابل نمایش آن محدودتر نشود، نمایشگر مرغوب‌تری است. برای مثال دقت رنگ نمایشگرهای QLED در بالاترین سطوح روشنایی تقریبا ثابت می‌ماند.

color volume

برخی دیگر از فضاهای رنگ استاندارد شامل Rec.2020 (فضای رنگی ایده‌آل نمایشگرهای HDR)، فضای رنگ Adobe RGB (بهترین فضای رنگ برای ویرایش عکس در فوتوشاپ) و Rec.709 (استانداردی برای فضای رنگ تلویزیون‌های HD) است.

دقت رنگ

دقت رنگ عبارت است از توانایی یک نمایشگر در نمایش دقیق گام‌های رنگی یا رگه‌های خاکستری مطلوبی که تقاضای نمایش آن از طریق کارت گرافیک به خروجی نمایشگر می‌رسد. تصور کنید شیئی به رنگ قرمز قرار است در خروجی نمایشگر ظاهر شود، اگر رنگ نمایش داده شده قرمز طبیعی به‌نظر برسد و مایل به نارنجی نباشد، دقت رنگ این نمایشگر بالا است. پارامتری به نام Delta E گویای میزان خطای یک نمایشگر و تفاوت رنگ واقعی با رنگ نمایش داده شده است. چنانچه dE<1 باشد، این مانیتور دقت رنگ بسیار بالایی دارد و فاصله‌ی رنگ‌های تولید شده در آن با رنگ‌های طبیعی قابل تشخیص نیست. اگر dE بین ۱ تا ۳ باشد، تمایز رنگ‌ها با رنگ‌های واقعی فقط توسط حرفه‌ای‌ها قابل تشخیص است و اگر dE بزرگتر از ۳ باشد، ممکن است هر فردی متوجه اختلاف رنگ‌های تولید شده در این نمایشگر با رنگ‌های طبیعی شود. این پارامتر بیشتر در مانیتورهای حرفه‌ای و برای آفرینندگان هنری و تولیدکنندگان محتوا حائز اهمیت است.

مانیتورهای HDR

برخی از مانیتور‌های موجود در بازار از محدوده دینامیکی گسترده یا HDR پشتیبانی می‌کنند. این فناوری با تولید رنگ‌های سیاه عمیق‌تر و رنگ‌های سفید روشن‌تر کنتراست را بهبود بخشیده و محدوده‌ی رنگ‌های وسیع‌تری را که گفته می‌شود به رنگ‌های دنیای واقعی نزدیک است، تولید می‌کند. مشخصه‌ی لازم یک مانیتور HDR برخورداری از شدت روشنایی بالایی است. شدت روشنایی حداقل 600cd/m2 برای نمایش محتوای HDR توصیه شده است و نمایشگر باید تا حد امکان قادر به پوشش رنگ‌های فضای رنگی استاندارد Rec.2020 باشد. بسیاری از مانیتورهای دسکتاپ باوجود برجسته کردن پشتیبانی از HDR در مانیتورهای خود، از استانداردهای رنگ و روشنایی بهینه برای نمایش چنین محتوایی فرسنگ‌ها فاصله دارند. آنچه بسیاری از این مانیتورها به‌عنوان محتوای HDR به کاربر نمایش می‌هند، در محدوده‌ی استاندارد تعریف محدوده‌ی دینامیکی گسترده واقع نمی‌شود.

hdrبنابراین یکی از نکات لازم در هنگام خرید یک نمایشگر HDR توجه به حداکثر روشنایی آن نمایشگر است. Vesa HDR استاندارد‌هایی را دراین‌زمینه تعریف کرده است. استاندارد پایه‌ی تعریف شده با درنظر ‌گرفتن سقف روشنایی ۴۰۰ نیت در یک نمایشگر Vesa HDR400 است. این استاندارد برای نمایش محتوای HDR استاندارد نازلی به شمار می‌رود. بنا به‌نظر کارشناسان Vesa HDR600 استاندارد متعادلی در نمایش محتوای HDR بوده و بهترین حالت که در محدوده‌ی استاندارد Vesa HDR1000 تعریف می‌شود، بهره‌مندی نمایشگر از روشنایی ۱۰۰۰ نیت است. در حال حاضر کمتر مانیتوری یافت می‌شود که به سطح روشنایی ۶۰۰ نیت و بالاتر دست یابد. بنابراین اگر به‌دنبال یک مانیتور HDR هستید، بهتر است به‌دنبال خرید نمایشگرهایی باشید که حائز استاندارد Vesa HDR هستند.

زاویه دید

زاویه دید یک نمایشگر حداکثر میدان دید عمودی و افقی نمایشگر است که در آن محتوای رنگ و روشنایی تصویر دستخوش تغییر نشود. زاویه دید غالباً با فرمت A/B بیان می‌شود که A بیانگر میدان دید افقی و B بیانگر میدان دید عمودی است. برای یک مانیتور دسکتاپ که از لحاظ ارگونومیک درست در مقابل صورت و چشمان شما قرار می‌گیرد، میدان دید افقی بسیار حائز اهمیت است؛ مگر آن که قصد نصب مانیتور را به دیوار با پایه‌های نگهدارنده‌ی مخصوص داشته باشید.

angle view

ممکن است با حرکت به طرفین تصویری تیره‌تر یا روشن‌تر شود یا رنگ‌ها از زوایای مختلف دید دچار پیچش شوند و از طرفین و حاشیه‌ها بسیار متفاوت با آنچه که در مرکز دیده می‌شود، به‌نظر برسد. زاویه‌ی دید معمولاً پارامتری مرتبط با نوع پنل است. همان‌طور که گفته شد پنل‌های IPS بالاترین زاویه دید ممکن را داشته و پنل‌های VA و TN به‌ترتیب در جایگاه‌های بعدی قرار می‌گیرند.

نرخ تازه‌سازی

در مانیتورهای قدیمی CRT، کل تصویر یک صفحه در هر ثانیه بارها با تابش مکرر اشعه‌ی کاتدی تجدید می‌شد. این اشعه نمایشگر را با سرعت معین هدف قرار می‌دهد. کارت گرافیک با تنظیم فرکانس عمودی سرعت تابش اشعه را در هر ثانیه مشخص می‌کرد. اما تصویر در مانیتور‌هایLCD با روش دیگری تجدید می‌شود و این طور نیست که کل تصویر هر بار و با سرعت معینی باز ترسیم شود. در این نمایشگر‌ها هر پیکسل به‌طور جداگانه و مستقل از دیگر پیکسل‌ها با آهنگ معین، امکان تجدید و تازه‌سازی در هر ثانیه را دارد. نمایشگرهای LCD نرخ تازه‌سازی طبیعی ۶۰ هرتز یا ۶۰ بار در ثانیه دارند و مشکلات ناشی از پایین بودن نرخ تازه‌سازی نظیر ایجاد لرزش (Flickering) و پرش فریم در آن‌ها بسیار کمتر دیده می‌شود. اگرچه نرخ‌های تازه‌سازی بالاتری برای این نمایشگر‌ها در دسترس است، سازندگان مانیتور نرخ تازه‌سازی ۶۰ هرتز را پیشنهاد می‌کنند؛ چرا که منطبق بر فرکانس عمودی است که پنل‌های LCD با آن کار می‌کنند.

refresh rate

با افزایش نرخ تازه‌سازی، مانیتور قادر به نمایش فریم‌های تصویر بیشتری در هر ثانیه و افزایش وضوح حرکتی (Motion Clarity) است. اما بهره‌مندی از مزایای نرخ تازه‌سازی بالاتر نیازمند تجهیز سیستم شما به کارت گرافیکی قدرتمند همراه‌با رابط اتصال به مانیتور مناسب است. باتوجه به اینکه گیمر‌ها برای داشتن بازی روان‌تر به نرخ فریم‌های فراتر از ۶۰ فریم‌بر‌ثانیه اهمیت می‌دهند، معمولاً در بازار به‌دنبال مانیتورهایی با نرخ تازه‌سازی بالاتر از ۶۰ هرتز می‌روند. از سویی اشتیاق زیاد گیمرها به نمایش حداکثر فریم‌های ممکن در خروجی مانیتور، سازندگان نمایشگرهای دسکتاپ را به ساخت مانیتور‌های با نرخ تازه‌سازی بالا از ۷۵ تا ۲۴۰ هرتز سوق داده است. نمایشگر‌های گیمینگ ۱۴۴ هرتزی بخش عمده‌ای از نیاز بازار را در این بخش برآورده می‌سازند.

قابلیت‌های همگام‌سازی مانیتور‌ها

در  تنظیمات کارت گرافیک گزینه‌ای به نام Vsync وجود دارد که تعداد فریم‌های خروجی کارت گرافیک را با فرکانس عملیاتی آن یعنی نرخ تازه‌سازی مانیتور تطبیق می‌دهد. بدون فعال کردن Vsync کارت گرافیک محدود به فرکانس عملیاتی خروجی خود نمی‌شود و برپایه‌ی توانایی خود در تولید فریم، سیگنال‌های حاوی اطلاعات این فریم‌ها را (شامل رنگ و روشنایی پیکسل به پیکسل) به خروجی نمایشگر ارسال می‌کند. چنین روندی ممکن است باعث ناهنجاری‌هایی در تصویر به نمایش درآمده روی مانیتور شود و پدیده‌ای به نام بریدگی تصویر را ایجاد کند. در این حالت محتوای دو یا چند فیلم هم‌زمان روی مانیتور در حال نمایش است؛ یعنی هنوز ترسیم یک فریم کامل نشده که مانیتور محتوای دیگری برای نمایش دریافت می‌کند و آن را همراه‌با بخشی از فریم قبلی نمایش می‌دهد. این حالت حاصل تلاش مانیتور برای همراه شدن با تقاضای کاری است که از سوی کارت گرافیک به آن محول می‌شود. با اعمال قابلیت Vsync نرخ فریم خروجی کارت گرافیک محدود به مرزهای نرخ تازه‌سازی مانیتور شده و بدین ترتیب میان این دو قطعه‌ی سخت‌افزاری هماهنگی ایجاد می‌شود. اما در این وضعیت قابلیت‌های پردازنده گرافیکی دچار محدودیت اجباری می‌شود.

tearing

پدیده‌ی بریدگی تصویر حین اجرای بازی ناشی از عدم انطباق نرخ فریم و نرخ تازه‌سازی مانیتور

شرکت‌های سازنده کارت گرافیک برای غلبه بر این مشکل شیوه‌های همگام‌سازی مخصوص به خود را توسعه داده‌اند که ضمن جلوگیری از بریدگی یا پرش فریم، هیچ محدودیتی در عملکرد پردازنده‌ی گرافیکی اعمال نمی‌شود. براساس این فناوری‌ها، پردازنده‌ی گرافیکی با حداکثر سرعت به کار خود ادامه می‌دهد و فریم‌های بیشتر و بیشتری را تولید و برای نمایش به خروجی مانیتور ارسال می‌کند. انویدیا در همین راستا قابلیت همگام‌سازی G-Sync را توسعه داده است که کنترل عملیات توسط تراشه‌ای با همین نام در مانیتورهای G-Sync انجام می‌شود. AMD نیز در همین راستا روشی نرم‌افزاری با نام Freesync توسعه داده که مبتنی بر درگاه ارتباطی DisplayPort 1.2 است و به سبب رایگان بودن آن، در بسیاری از مانیتور‌های گیمینگ به‌کار گرفته می‌شود. هر دوی این فناوری‌ها نرخ تازه‌سازی مانیتور را در هر لحظه با نرخ فریم خروجی کارت گرافیک تطبیق می‌دهند. به عبارت دیگر نرخ تازه‌سازی مانیتور در هر لحظه برابر است با نرخ فریم استخراج شده از کارت گرافیک. بدین ترتیب ناهنجاری‌های بصری مانند پرش فریم و بریدگی تصویر به کمترین میزان خود خواهد رسید و تجربه‌ی گیمینگ روانی همراه‌ با لگ ورودی کمتر به دست می‌آید. برای استفاده از فناوری G-Sync در مانیتور‌هایی که از آن پشتیبانی می‌کنند، داشتن کارت گرافیک Geforce سری ۱۰ یا ۲۰ انویدیا ضروری است و بهره بردن از قابلیت Freesync نیازمند کارت گرافیک رادئون AMD است.

قابلیت‌های همگام ساز G-Sync و Freesync نرخ تازه سازی مانیتور را در هر لحظه با نرخ فریم کارت گرافیک تطبیق می‌دهند

در میان انواع پنل‌های LCD، پنل TN بالاترین نرخ تازه‌سازی ممکن را دارد و مانیتورهایی از این نوع با نرخ تازه‌سازی تا ۲۴۰ هرتز نیز در بازار یافت می‌شود. همچنین سازندگان در پی یافتن راه‌هایی برای بهبود نرخ تازه‌سازی پنل‌های VA و IPS نیز هستند و پنل‌هایی از این دست با نرخ تازه‌سازی بالاتر از ۶۰ هرتز نیز در بازار یافت می‌شوند که البته قیمت‌های بالاتری نیز دارند. در بعضی از مانیتور‌ها امکان اورکلاک نرخ تازه‌سازی مانیتور تا حد معینی پیش‌بینی شده است. مثلاً نرخ تازه‌سازی مانیتور Acer Predator Z35 با پنل VA را می‌توان از مقدار اصلی ۱۴۴ هرتز به ۲۰۰ هرتز اورکلاک کرد.

قابلیت نصب روی پایه یا دیوار

یکی از مهم‌ترین قطعاتی که همراه‌ ‌با هر مانیتور ارائه می‌شود پایه‌ی نصب یا استند است. قابلیت‌های ارگونومیک هر مانیتور ارتباط تنگاتنگی با استند آن دارد. استند امکان حرکت رو به بالا و پایین، رو به جلو و عقب و زاویه دادن به صفحه‌نمایش مانیتور را تا ۹۰ درجه ایجاد می‌کند. اما در نظر داشته باشید هر استندی این قابلیت‌ها را ندارد. هرچه قابلیت‌های استند بیشتر باشد، مانیتور را در محیط کار در وضعیت بهتری نسبت به بدن و چشم‌ها می‌توان قرار داد.

stand

برخی از مانیتور‌های امروزی با قابلیت نصب روی دیوار VESA روانه‌ی بازار می‌شوند و می‌توان آن‌ها را بدون نیاز به قرارگیری روی میز، بر دیوار نصب کرد و ایستگاه‌های محاسباتی منحصر به فردی ایجاد کرد. چه مانیتور را روی استند قرار دهید و و چه آن را از طریق پایه‌های نگهدارنده مخصوص به دیوار متصل کنید، مسئله مهم حالت قرارگیری درست بدن و چشمها در جلوی مانیتور است. در شکل زیر وضعیت بهینه‌ی بدن در حالت نشسته و ایستاده رو به روی مانیتور تصویر شده است.

monitor

رابط‌های اتصال مانیتور

یکی از ویژگی‌های مهم هر مانیتور که پیش از خرید باید در نظر گرفته شود، رابط‌های اتصال مانیتور و تطبیق آن با خروجی‌های کارت گرافیک است.در ادامه این مقاله با دو نوع رابط اتصال اصلی امروزی و کابل‌های متناظر آشنا خواهیم شد.

رابط اتصال DisplayPort

displayport

یکی از بهترین رابط‌های اتصال خروجی گرافیکی رایانه به مانیتور‌های امروزی درگاه‌های دیسپلی پورت است. DisplayPort 1.4، آخرین نسخه‌ی این رابط اتصال امکان پشتیبانی از مانیتور 4K با نرخ تازه‌سازی ۱۲۰ هرتز را فراهم می‌کند. رابط اتصال DisplayPort 1.2 نیز پشتیبانی از نمایشگر 4K با نرخ تازه‌سازی ۶۰ هرتز را ممکن می‌کند. کابل‌های دیسپلی پورت علاوه بر محتوای بصری قادر به انتقال داده‌های صوتی هستند و این مسئله مناسب مانیتورهایی است که مجهز به سیستم صوتی داخلی هستند. قابلیت فری‌سینک AMD نیز مبتنی بر درگاه DisplayPort عمل می‌کند.

رابط اتصال HDMI

داینکس Dynex HDMI

این استاندارد برای اتصال انواع تجهیزات نظیر کارت گرافیک، انواع پلیر‌ها، کنسول‌های بازی و … به نمایشگرهای HD و البته مانیتورها توسعه یافته است. آخرین نسخه‌ی این رابط اتصال یعنی HDMI 2.0 امکان پشتیبانی از مانیتوری با رزولوشن 4K و نرخ تازه‌سازی ۶۰ هرتز را فراهم می‌کند. کابل‌های HDMI نیز قابلیت انتقال و تحویل محتوای صوتی به اسپیکر‌های مانیتور را ایجاد می‌کنند.

 مروری بر انواع نمایشگرها

مانیتورهای LCD

نمایشگرهای کریستال مایع یا LCD مدتی بعد از تلویزیون‌ها در اواسط دهه‌ی ۹۰ میلادی به دنیای مانیتور‌های کامپیوتر نیز پا گذاردند. این نمایشگر‌ها پنلی متشکل از دو قطعه‌ی شیشه‌ای دارند که فضای بین این دو قطعه با کریستال مایع پر می‌شود. صفحه‌نمایش به هزاران سطر و ستون در هم تنیده تقسیم‌بندی می‌شود که حاصل این تقسیم‌بندی ایجاد پیکسل‌ها است. تابش نور بک‌لایت از لامپ‌های فلورسنت کاتدی سبب تولید رنگ در پیکسل‌ها می‌شود. لامپ‌های فلورسنت طول عمر معادل ۳۰ هزار ساعت دارند. مانیتورهای LCD بنا به قدمت خود و بزرگی بخشی مانند لامپ کاتدی در مقایسه با نمایشگرهای LED ضخیم‌تر و سنگین‌تر هستند و معمولاً حداکثر رزولوشن آن‌ها 1080p است. کنتراست رنگ این نمایشگر‌ها در اغلب موارد محدود است. این نمایشگرها در مقایسه با LED قیمت کمتری داشته و مشکل سوختن اجزای داخلی که در مانیتورهای LED رایج است، در آن‌ها وجود ندارد.

lcd

ساختار داخلی یک نمایشگر کریستال مایع یا LCD

مانیتورهای LED

از نظر فنی LED نوعی از مانیتورهای کریستال مایع LCD است که در آن به‌جای لامپ‌های فلورسنت کاتدی، از دیودهای ساطع کننده نور یا LED برای تأمین تابش نور پس‌زمینه استفاده می‌شود. از همین رو مانیتورهای LED معمولاً روشن‌تر از LCD بوده و توان مصرفی کمتری دارند. طول عمر مفید LEDها بالغ بر ۵۰ هزار ساعت است. نمایشگرهای LED به دلیل کنتراست رنگ بالاتر و کیفیت تصویر بهتر قیمت بیشتری در مقایسه با LCDها دارند. همچنین به دلیل وجود واحد سخت‌افزاری نور پس‌زمینه فشرده‌تر نسبت به لامپ‌های کاتدی، نمایشگرهای LED باریک‌تر و سبک‌تر هستند. 

یکی از محدودیت‌های مانیتورهای LED امکان سوختن نابهنگام برخی از LED‌ها است که باعث ایجاد پیکسل مرده روی نمایشگر می‌شود. بنابراین بهتر است گزینه‌ی اسکرین سیور ویندوز را همواره فعال نگه داریم یا به هنگام عدم استفاده از مانیتور آن را خاموش کنیم. با منسوخ شدن نمایشگرهای LCD، عمده‌ی مانیتورهای امروزی از نوع LED هستند.

مانیتورهای OLED

OLED فناوری دیود ساطع کننده‌ی نور ارگانیک است. این فناوری در برخی از تلویزیون‌های جدید دیده می‌شود و به‌تازگی راه خود را به دنیای مانیتور‌ها نیز باز کرده است. فناوری نمایشگر OLED تشکیل یافته از موادی برپایه‌ی کربن است که هنگام اتصال به جریان برق از خود نور ساطع می‌کنند. نمایشگرهای OLED نیازی به منبع نور پس‌زمینه یا فیلتر جداگانه‌ای برای ایجاد رنگ ندارند. برای سازندگان نمایشگرها OLED فناوری محبوبی است؛ چرا که ساخت نمایشگر برپایه LED‌های ارگانیک ساده است. این نمایشگر‌ها سبک و باریک بوده و حمل‌و‌نقل راحتی دارند.

oled

قابلیت تولید رنگ توسط هر یک از پیکسل‌ها به‌صورت مجزا منجر به عمق رنگ عالی در مانیتورهای OLED می‌شود که بزرگ‌ترین نقطه‌ی قوت آن در مقایسه بار قبای خود به شمار می‌رود.

مانیتورهای QLED

 نوع دیگری از نمایشگر‌ها که اخیرا به دنیای مانیتور‌ها نیز راه یافته‌ند، نمایشگر‌های نقاط کوانتومی یا QuantomDot LED است که سامسونگ آن را به‌اختصار QLED می‌نامد. در این مانیتور‌ها که ساختار مشابهی با LEDها دارند، از نانو کریستال‌های نیمه‌هادی برای تولید رنگ‌های قرمز، سبز و آبی مونوکروماتیک خالص استفاده می‌شود. یک لایه‌ی کوانتومی شامل ذرات کوانتومی به پنل این نمایشگر‌ها اضافه می‌شود که با تبدیل نور پس‌زمینه به رنگ‌های خالص تلفات نوری را کاهش داده، روشنایی و فضای رنگ وسیعی را برای این نمایشگرها به ارمغان می آورند.

qled monitor

نمایشگرهای QLED امکان دستیابی به کنتراست و عمق رنگ سیاه عالی را به‌همراه دارند. البته باید به خاطر داشت که مانیتورهای QLED ممکن است سطح روشنایی و فضای رنگ محدودتری در مقایسه با تلویزیون‌های ساخته شده با این فناوری داشته باشند، برای مطالعه بیشتر دراین‌زمینه خوب است پیش از خرید، به بررسی‌های مستقل مانیتورهای QLED در سایت‌های فناوری مراجعه کنید.

انواع پنل‌های نمایشگر

 در نمایشگر‌های امروزی که عموما برپایه‌ی فناوری LED توسعه یافته‌اند، از سه نوع پنل اصلی استفاده می‌شود که هر یک مزایا و معایب خاص خود را دارند:

  • پنل Twisted Nematic یا TN 
  • پنل Vertical Alignment یا VA
  • پنل In-Plane Switching یا IPS

پنل‌های مختلف از نظر زاویه دید، زمان پاسخگویی، توان مصرفی و سایر موارد تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند که هرکدام را مناسب کاربرد خاصی می‌کند. در این مقاله قصد نداریم به توضیح جزئیات و ویژگی‌های فنی هریک از این پنل‌ها بپردازیم و فقط مشخصه‌هایی را که هر یک از این پنل‌ها ارائه می‌کنند، به‌طور کلی بیان خواهیم کرد.

پنل TN

برای گیمرهای حرفه‌ای، پنل‌های TN اولین انتخاب ممکن است. این پنل‌ها بالاترین نرخ تازه‌سازی و زمان پاسخگویی را بین تمامی مانیتور‌های LCD و LED دارند. پنل‌های TN به‌عنوان یکی از قدیمی‌ترین فناوری‌های نمایشگر دقت رنگ چندانی ندارند و گستره‌ی رنگ و زاویه دید محدودی ارائه می‌دهند. با این وجود مانیتور‌های مجهز به این پنل‌ها، مقرون‌به‌صرفه ترین نمایشگر‌های موجود در بازار کامپیوتر هستند که آن‌ها را تبدیل به گزینه‌ی جذابی برای گیمرها کرده است. اگر به‌دنبال استخراج بالاترین سطح عملکرد ممکن از کامپیوتر گیمینگ خود هستید، پنل TN گزینه‌ای غیر قابل چشم پوشی است. TN تنها پنل نمایشگری است که نرخ تازه‌سازی آن حداکثر به ۲۴۰ هرتز می‌رسد. بنابراین می‌تواند تجربه‌ی گیمینگ بسیار خوبی را برای کاربران رقم بزند، به شرط آنکه کارت‌ گرافیک آن‌ها نیز قادر به تولید حداکثر فریم ممکن در هر ثانیه باشد. همان‌طور که گفته شد، این پنل‌ها در مقایسه با انواع IPS و VA زاویه دید محدودتری دارند. اگرچه زاویه دید پنل‌های TN معمولاً به‌صورت ۱۶۰/۱۶۰ بیان می‌شود، ولی اندازه گیری و بیان چنین اعدادی مبتنی بر شیوه‌های سنجش نه‌چندان کارآمد سازندگان پنل‌ها است و نباید به آن اطمینان زیادی کرد.

پنل‌های IPS

برخلاف TN، پنل IPS بالاترین زوایای دید و دقیق‌ترین رنگ‌ها را ارائه می‌دهد. پنل‌های IPS به‌طور اختصاصی با هدف جبران محدودیت پنل‌های TN طراحی و تولید شده‌اند. این پنل‌ها بیشتر مناسب تولید‌کنندگان محتوا، گرافیست‌ها و سینماگرانی است که دقت رنگ و نزدیک بودن نتایج خروجی نمایشگر به دنیای واقعی برای‌شان اهمیت دارد. پنل‌های IPS عموماً نرخ تازه‌سازی و زمان پاسخگویی کمتری در مقایسه با پنل‌های TN دارند. اکثر این پنل‌ها به نرخ تازه‌سازی ۶۰ هرتز و کنتراست ۱۰۰۰:۱ محدود هستند. با این وجود با برخورداری از فناوری همگام‌ساز تصویر مثل G-Sync و Freesync، یک نمایشگر IPS به‌طور بالقوه می‌تواند یکی از بهترین راهکارها برای اجرای بازی و هم‌زمان داشتن کیفیت تصویری ممتاز باشد. پنل‌های IPS زاویه دید وسیع‌تری در مقایسه با VA و TN داشته و میدان دید ذکر شده در مشخصات فنی آن‌ها معمولا ۱۷۸/۱۷۸ است.

پنل‌های VA

 پنل‌های VA دقیقا جایگاهی میان پنل‌های TN و IPS دارند. پنل‌های VA با بهره‌مندی از نرخ تازه‌سازی خوب، کنتراست عالی و عمق رنگ بهتر در مقایسه با مدل‌های TN، جایگزینی برای این پنل‌ها به شمار می‌روند. البته باید همچنان در نظر داشت که نرخ تازه‌سازی و زمان پاسخگویی پنل‌های TN در کارهایی مثل گیمینگ ارجحیت دارد. پنل‌های VA برای تماشای محتوای چند رسانه‌ای یا اجرای اپلیکیشن‌های آفیس و ویرایش عکس و متن و به‌طور کلی به‌عنوان یک مانیتور مصارف عام، بهترین گزینه هستند. اگرچه پنل VA زاویه دید وسیع‌تری در مقایسه با TN دارد، اما با فاصله گرفتن از مرکز دید مانیتور و حرکت به اطراف ممکن است شاهد ایجاد پیچش در رنگ و کنتراست تصویر باشیم. برای برخی افراد این پیچش چندان محسوس نیست و برای افراد دیگر ممکن است به‌شدت قابل درک و گیج کننده باشد. کنتراست ۳۰۰۰:۱ در نمایشگرهای VA مرسوم است و گاه کنتراست به ۵۰۰۰:۱ نیز می‌رسد.

پنل‌های TN بهترین نرخ تازه‌سازی، پنل‌های IPS بهترین زاویه دید و پنل‌های VA بالاترین کنتراست را نسبت به رقبای خود دارند

اکنون که با انواع پنل‌های LCD آشنا شدیم دو نکته‌ی کلیدی را در انتخاب نوع پنل به یاد داشته باشید:

۱. کنتراست مهم‌ترین فاکتور در کیفیت تصویر و اطمینان‌پذیری یک نمایشگر است؛ اگر نمایشگری کنتراست ۳۰۰۰:۱ داشته باشد، کیفیت تصویری بهتر از نمونه‌ای با کنتراست ۱۰۰۰:۱ ارائه می‌دهد. بدین ترتیب به‌صورت خلاصه پنل‌های VA بهترین کیفیت تصویر را در میان این سه نوع پنل ارائه می‌دهد.

۲. بسیاری از پنل‌های TN امروزی اختلاف رنگ چندانی با پنل‌های IPS و VA نشان نمی‌دهند. اگرچه اعتقاد عمومی بر آن است که دقت رنگ و کنتراست پنل‌های TN در مقایسه با پنل‌های رقیب کمتر است، این احتمال وجود دارد که تا حدی متوجه اختلاف کیفیت تصویر در یک پنل TN در مقایسه با IPS و VA نشوید. در بسیاری از مانیتور‌های گیمینگ برای افزایش سرعت پاسخگویی از پنل‌های TN استفاده می‌شود. کیفیت رنگ پنل در نمایشگر‌های امروزی بیشتر در ارتباط با قیمت آن محصول است و نوع پنل تأثیر چندانی در قیمت محصول ندارد.

چه مانیتوری برای ما مناسب است؟

حال که با انواع مانیتورها، فناوری‌های نمایشگر و ویژگی‌های کلیدی یک مانیتور آشنا شدیم، به خوبی می‌توان به این پرسش پاسخ داد که بهترین مانتیور مصارف عام، حرفه‌ای و گیمینگی را که مناسب کار شما است، چگونه می‌توان یافت.

نکات اصلی در خرید مانیتور مصارف عام

همان‌طور که گفته شد مانیتورهای مصارف عام برای استفاده‌های روزمره، تماشای ویدئو، مرور وب، کار با ویندوز، اجرای نرم‌افزار‌های غیرگرافیکی و آفیس بهترین گزینه است. برای چنین کاربردهایی، داشتن مانیتوری با خصوصیات پایه و به دور از فناوری‌های گران‌قیمت در ذهن اغلب کاربران است. بنابراین اولین گزینه رفتن به سراغ مانیتورهای ارزان‌قیمت بازار است. اما اگر به‌دنبال مانیتوری هستید که به خوبی در انجام امور محاسباتی، سرگرمی‌های خانگی و کارهای گرافیکی غیرحرفه‌ای شما را یاری کند، ادامه‌ی این مطلب را بخوانید.

مانیتور سامسونگ

حتی افرادی که به‌دنبال مانیتورهای معمولی می‌روند کیفیت تصویر نامطلوب را بر نمی‌تابند. نسبت کنتراست تصویر مهم‌ترین معیاری است که در کیفیت تصویری که از مانیتور خود دریافت می‌کنید، تأثیر به‌سزایی دارد. پس از کنتراست غنای رنگ، دقت در نمایش رنگ‌ها و رزولوشن جایگاه‌های بعدی را در انتخاب یک مانیتور مصارف عام به خود اختصاص می‌دهند. نمایشگری که فضای رنگ گسترده‌ای را پوشش می‌دهد و به‌ویژه نمایشگرهای HDR، تصویری با رنگ‌های غنی‌تر و نزدیک‌تر به دنیای واقعی ارائه می‌دهند. پنل‌های VA کنتراستی ۳ تا ۵ برابر پنل‌های IPS یا TN دارند. اگر یک پنل VA و IPS را با سطح روشنایی و استاندارد‌های کالیبراسیون همسان در کنار یکدیگر قرار دهیم، نمایشگر VA در عرصه‌ی کیفیت تصویر به‌سادگی از دو پنل دیگر پیشی می‌گیرد.

اگر بیش از ۸ ساعت در روز پشت مانیتور می‌نشینید، حتماً نمایشگری بدون لرزش Flicker-Free تهیه کنید. این نمایشگرها در هر سطحی از روشنایی لرزش ندارند و حتی افرادی که نسبت به لرزش تصویر حساس هستند، از کار با چنین مانیتورهایی ناخوشایند نخواهند بود.

موضوع دیگری که در بازار رواج یافته، خرید مانیتور‌هایی با قابلیت فیلتر نور آبی است. نور آبی حامل طول موج کوتاه و فرکانس بالایی است که آن را در انتهای محدوده‌ی نور قابل رویت و در نزدیکی نور ماوراء بنفش قرار می‌دهد. گفته می‌شود که این تابش تأثیرات مضری بر سلامتی و بینایی افراد دارد. بعضی از محققان نور آبی را برای بدن بی‌زیان می‌دانند و برخی برای آن مزایا و معایبی برمی‌شمرند. گاه گفته می‌شود که تأثیر این نور به دلیل استفاده از گوشی همراه پیش از خواب و در محیط تاریک بیشتر است و چرخه‌ی خواب را متاثر می‌سازد. گذشته از مزایا و معایب نور آبی، بیشتر سیستم‌های عامل نظیر ویندوز ۱۰ حالت‌هایی برای کاهش نور آبی دارند. هرچند بسیاری از مانیتور‌ها قابلیت فیلتر نور آبی را در میان مشخصه‌های خود دارند، ضرورتی برای تجهیز مانیتور به این ویژگی وجود ندارد. کاهش روشنایی آبی به‌طور ذاتی یا از طریق برخی فیلترها تمام رنگ‌های دیگر و دقت نمایش آن‌ها را متاثر می‌سازد و ممکن است باعث پیدایش جلوه‌ای غیرطبیعی در تصاویر گرافیکی و ویدئو‌ها شود. اگرچه کاهش سطح نور آبی از خستگی چشمان شما در هنگام کار با کامپیوتر می‌کاهد، اما می‌تواند کالیبراسیون رنگ نمایشگر را به هم بزند. در اولویت قرار دادن فیلتر نور آبی برای خرید یک مانیتور به هیچ وجه لازم نیست، ولی باتوجه به استقبال بازار از این رویه، این روزها کمتر مانیتوری می‌توان یافت که چنین قابلیتی نداشته باشد.

نکات اصلی در خرید مانیتور‌های حرفه‌ای

کاربران حرفه‌ای نیازهای خاص خود را دارند و نمایشگری می‌خواهند که بتواند نیازهای آنان را برآورده کند. برای یک عکاس، فیلمبردار، نشر آزما، طراح وب، آفریننده‌ی هنری، گرافیست حرفه‌ای، طراح گیم، طراح صنعتی و تمام افرادی که نیاز به کنترل دقیق رنگ‌ها داشته باشند، مانیتوری با دقت رنگ بالا و پشتیبانی از گستره‌ی رنگ وسیع‌تر ابزاری ضروری است. مانیتورهای IPS با برخورداری از دقت بالا در نمایش رنگ‌ها اولین گزینه‌ی حرفه‌ای‌‌ها است.

در بازار مانیتورهایی یافت می‌شود که از سوی شرکت سازنده دقت رنگ بالای آن‌ها تأیید شده است. این مانیتور‌ها اگرچه گران‌تر از انواع دیگر است، اما به‌عنوان خریدی ارزشمند در دنیای نمایشگرهای حرفه‌ای توصیه می‌شود. اگر به‌دنبال مانیتوری هستید که بلافاصله پس از نصب و بدون نیاز به کالیبراسیون اضافی، به خوبی بتوان بر دقت رنگ‌های آن اتکا کرد، بهترین راه خرید مانیتوری از پیش کالیبره شده و با دقت رنگ بالا است. مانیتور‌های حرفه‌ای باید بدون نیاز به هرگونه کالیبراسیونی آماده به کار باشند؛ چرا که همه افراد نمی‌توانند نتایج دلخواه و مناسبی از کالیبراسیون دستی یک نمایشگر به دست آورند و این نیازمند آزمون و خطای بسیار است. در این میان معیاری با نام Delta E وجود دارد که میزان تفاوت در ادراک بصری دو رنگ را بیان می‌کند و نشان‌دهنده‌ی دقت رنگ یک مانیتور است. اگر در مشخصه‌های یک مانیتور میزان این پارامتر کمتر از ۲ باشد، این مانیتور از نظر دقت رنگ وضعیت مطلوب‌تری دارد.

مانیتور دل

در این میان افرادی نیز هستند که به‌دنبال گزینه‌ای برای اعمال کالیبراسیون دلخواه و مورد نظر خود در میان مانیتور‌ها می‌گردند. این افراد برای دستیابی به کالیبراسیون مورد نظر خود دو راه در پیش رو دارند. راه اول استفاده از OSD مانیتور و راه دیگر کالیبراسیون نرم‌افزاری نمایشگر است. کاربران حرفه‌ای ممکن است مانیتورهایی تهیه کنند که اگرچه تاییدیه‌ی دقت رنگ ندارند، ولی طی کالیبراسیونی حرفه‌ای، به دقتِ رنگِ مورد نظر تولیدکنندگان نزدیک می‌شوند. گزینه‌های کالیبراسیون یک مانیتور ممکن است در برگیرنده‌ی دقت رنگ در گاموت‌های مختلف، دماهای رنگ و منحنی‌های گامای متفاوت باشد. مانیتورهای با گاموت‌های رنگی مختلف از sRGB به بالا، دما‌های رنگی از ۵ هزار تا ۷۵۰۰ کلوین و تنظیمات پیش‌فرض گاما از ۱.۸ تا ۲.۴ در دسترس است. مانیتور‌های مورد استفاده برای تولید فیلم و محتوای ویدئویی باید از استاندارد گامای BT.1886  پشتیبانی کنند. در ضمن تولیدکنندگان محتوا اگر بیش از ۸ ساعت با نمایشگر خود کار می‌کنند، باید به‌دنبال مانیتوری عاری از لرزش تصویر باشند. البته بسیاری از مانیتور‌های امروزی چنین قابلیتی را ارائه می‌دهند.

موضوع دیگری که برای آفرینندگان هنری و تولید‌کنندگان محتوا در خرید مانیتور حائز اهمیت است، عمق رنگ نمایشگر است. هرچه تعداد بیت‌های رنگ بالاتر باشد، مانیتور در امور حرفه‌ای کاربرد بهتری دارد. حرفه‌ای‌ها دست کم به مانیتوری با عمق رنگ طبیعی ۱۰ بیت نیاز دارند. پنل ۸ بیتی جوابگوی برخی نیازهای گرافیست‌های حرفه‌ای نخواهد بود. اگر از لحاظ بودجه در مضیقه نیستید، حتماً به سراغ پنلی با عمق رنگ ۱۲ بیتی بروید.

البته در کنار داشتن مانیتوری با عمق رنگ ۱۰ تا ۱۲ بیت که اطلاعات رنگ بسیار بیشتری را نسبت به مانیتور‌های عادی پوشش می‌دهد، نیاز به کارت گرافیکی خواهید داشت که بتواند خروجی سیگنال ۱۰ یا ۱۲ بیتی را به سمت آن نمایشگر ارسال کند. بسیاری از کارت‌های گرافیک مخصوص مصارف عام خروجی سیگنال محدود به ۸ بیت دارند.

نکات اصلی در خرید مانیتور گیمینگ

 در بازار مانیتور‌های گیمینگ گزینه‌های زیاد و اصطلاحات بازاریابی سردرگم‌کننده‌ی فراوانی پیش‌روی خریداران گیمر وجود دارد. در ادامه این مطلب به بررسی مهم‌ترین ویژگی‌هایی خواهیم پرداخت که کاربران گیمر در هنگام خرید یک مانیتور گیمینگ باید وقت بیشتری صرف بررسی آن کنند.

برای گیمینگ رقابتی و آنلاین سرعت در اولویت پارامتر‌های انتخاب مانیتور است. سرعت به‌معنای نرخ تازه‌سازی بالای دست‌کم ۱۴۴ هرتزی، کمترین میزان لگ ورودی و حداقل زمان پاسخگویی (کمتر از ۵ میلی‌ثانیه) است. این پارامتر‌ها شما را محدود به خرید مانیتوری با اندازه ۲۵ تا ۲۷ اینچ خواهد کرد. بهای افزایش سرعت نمایشگر، کاهش چگالی پیکسلی و محدود شدن گستره‌ی رنگ و دقت در نمایش رنگ‌ها است.

 اما برای گیمرهای غیرحرفه‌ای که به داشتن ۱۴۴ فریم در هر ثانیه یا تعداد فریمی بیشتر از آنچه برای اجرای روان بازی ضروری است، اهمیتی نمی‌دهند و در عین حال مایل هستند که نمایشگر آن‌ها کیفیت تصویر ممتازی در پخش ویدئو و کارهای آفرینش گرافیکی ارائه دهد، گزینه‌های دیگری وجود دارد. برای این افراد خرید نمایشگری بزرگتر از ۳۰ اینچ و با چگالی پیکسلی زیاد همراه‌با استاندارد‌های رنگ غنی‌تر مثل HDR ارجحیت دارد.

حداقل نرخ تازه‌سازی یک مانیتور گیمینگ ایده‌آل باید ۷۵ هرتز و آمیخته با کمترین زمان پاسخگویی ممکن باشد که در بازار یافت می‌شود. از آنجایی که نرخ تازه‌سازی برای گیمر‌ها بیشترین اهمیت را دارد و مانیتوری با نرخ تازه‌سازی بالاتر، نمایش تعداد بیشتری از فریم‌های استخراج شده از کارت گرافیک را پوشش می‌دهد، بیشتر مانیتور‌های گیمینگ امروزی از نرخ تازه‌سازی بالای ۱۴۴ هرتز پشتیبانی می‌کند. افزون بر این حداکثر زمان پاسخگویی یک مانیتور گیمینگ نباید از ۵ میلی ثانیه تجاوز کند. صرف‌نظر از این موارد، مانیتور‌های گیمینگ ارزشمندی با نرخ تازه‌سازی ۶۰ هرتز نیز در بازار وجود دارد که رزولوشن‌های بالاتر از 1080p دارند. اگر به‌دنبال مانیتوری ۶۰ هرتزی هستید و قصد بازی روی آن را دارید، نمونه‌ای انتخاب کنید که از G-Sync یا Freesync پشتیبانی کند.

مانیتور ایسر

حاصل ترکیب یک کارت گرافیک رده‌بالا و کاهش رزولوشن بازی دستیابی به تعداد فریم‌های بیشتر است و برای پوشش بهترین فریم‌ها باید به مانیتوری با نرخ تازه‌سازی بالاتر مجهز شوید. برخی از مانیتور‌ها رزولوشن محدودتری داشته و در عوض از نرخ تازه‌سازی بالاتری پشتیبانی می‌کند. مثلاً Acer Predator z35 با داشتن رزولوشن QHD که یک رزولوشن متعادل برای گیمینگ است، نرخ تازه‌سازی ۲۰۰ هرتزی داشته و از سویی به قابلیت G-Sync انویدیا مجهز است. اگر مانیتوری سریع برای یک بازه طولانی‌مدت خریداری می‌کنید، به یاد داشته باشید که عمر مفید کارت گرافیک شما بین ۱ تا ۳ سال است و ممکن است در عناوین آینده گیم، کارت گرافیک‌تان یارای همراهی و مطابقت با توانمندی‌های مانیتور را نداشته باشد.

لگ یا تأخیر ورودی مسئله‌ی دیگری است که گیمر‌ها در خرید مانیتور باید به آن توجه کنند. تأخیر ورودی عبارت است از مدت زمانی‌که مانیتور شما سرعت تشخیص خروجی ارسال شده از کارت گرافیک می‌کند، این همان زمانی است که برای نمایش تأثیر ناشی از فشردن یک دکمه‌ی جوی استیک یا کیبورد روی نمایشگر صرف می‌شود. مانیتورهایی که نرخ تازه‌سازی بالاتری دارند، عموماً لگ ورودی کمتری دارند. میزان لگ ورودی معمولاً در مشخصات یک مانیتور بیان نمی‌شود و برای احراز این عدد باید به سایت‌هایی نظیر Displaylag و بررسی‌های مستقل مانیتور در فضای وب مراجعه کرد.

نکته‌ی دیگر در خرید مانیتور گیمینگ توجه به قابلیت‌های همگام‌سازی این محصولات است. همان‌طور که گفته شد فناوری همگام ساز G-Sync ‏انویدیا که با کارت‌های گرافیک ساخت این شرکت انطباق دارد و فری سینک AMD که با کارت‌های رادئون سازگار است، در بسیاری از مانیتور‌های گیمینگ امروزی دیده می‌شود. هدف هر دو فناوری که اولی مبتنی بر سخت‌افزار و دومی بر پایه‌ی نرم‌افزار کار می‌کند، کاهش بریدگی و پرش تصویر است. هر دو فناوری باعث افزایش بهای مانیتور می‌شوند؛ اما معمولاً مانیتورهای G-Sync که بر پایه‌ی یک تراشه‌ی سخت‌افزاری عمل می‌کنند، بهای بیشتری دارند. اگر بودجه‌ی شما اجازه‌ی خرید یک کارت گرافیک اقتصادی یا میان‌رده را می‌دهد، مانیتوری با حداقل نرخ تازه‌سازی بخرید که به یکی از این دو فناوری همگام‌ساز مجهز شده باشد.

استدلال دیگری که در خرید مانیتور گیمینگ می‌توان داشت سخت‌افزاری است که هم‌اکنون در کیس کامپیوتر شما جا خوش کرده است. یکی از مهم‌ترین قطعاتی که خرید مانیتور متاثر از آن است، کارت گرافیک است. اگر کارت گرافیک GTX یا RTX سری ۱۰ یا ۲۰ انویدیا در اختیار دارید، بهترین پیشنهاد خرید مانیتوری با قابلیت G-Sync است. آنهایی که کارت گرافیک Radeon RX یا Radeon Vega در اختیار دارند، باید به‌دنبال مانیتورهای فری‌سینک بگردند. براساس اعلام انویدیا بخشی از مانیتورهای فری‌سینک نیز قابلیت پشتیبانی از G-Sync را دارند که فهرست چنین مانیتورهایی از این لینک قابل مشاهده است. هر دوی این فناوری‌ها معادل یکدیگر است و تفاوت چندانی در اجرا ندارند. گرچه این باور وجود دارد که G-Sync خروجی بهتری را به نمایش می‌گذارد.

رزولوشن مانیتور گیمینگ نیز متاثر از کارت گرافیکی است که در اختیار دارید. اگر کارت گرافیک RTX 2080 TI یا RTX Titan در اختیار دارید، در خرید یک مانیتور گیمینگ 4K با حداقل نرخ تازه‌سازی ۶۰ هرتز درنگ نکنید؛ چون بدون داشتن چنین نمایشگری قابلیت‌های کارت گرافیک شما عقیم خواهد ماند. اگر به کارت‌های گرافیک رده بالای GeForce یا Radeon دسترسی دارید خرید مانیتوری با رزولوشن QHD با نرخ تازه‌سازی بالا توصیه می‌شود. اگر کارت گرافیکی میان‌رده یا اقتصادی در اختیار دارید، حداکثر امکان اجرای روان بازی‌هارا در رزولوشن 1080p خواهید داشت. بنابراین برای بازی در این رزولوشن، مانیتوری متناظر با بالاترین نرخ تازه‌سازی ممکن و حتی الامکان فناوری همگام‌ساز متناسب با کارت گرافیک خود تهیه کنید.

سخن آخر

در این مقاله سعی شد تمامی نکات و مواردی که برای خرید یک مانیتور برای کاربردهای گوناگون حائز اهمیت است، پوشش داده شود. نکات و موارد اصلی را که در این مقاله گفته شد، در ادامه به‌صورت خلاصه برای جمع بندی بحث مرور می‌کنیم.

  • برای پرهیز از هزینه‌های اضافی، هدف خود را از خرید مانیتور جدید مشخص کنید. هر مانیتور محدوده‌ی کاربردی مشخصی دارد.
  • هرچه رزولوشن و کنتراست مانیتور بالاتر باشد، تصویر بهتری به دست می‌آورید.
  • اگر رزولوشن مدنظر شما 1080p است، مانیتوری بزرگ‌تر از ۲۷ اینچ تهیه نکنید. بهترین اندازه برای QHD بین ۲۷ تا ۲۸ اینچ است و مانیتورهای 4K با اندازه‌ی بزرگتر از ۲۸ اینچ تجربه‌ی بهتری ایجاد می‌کنند.
  • هرچه نرخ تازه‌سازی بالاتری داشته باشید، بازی روان‌تری تجربه خواهید کرد. برای اجتناب از بریدگی تصویر سعی کنید مانیتوری مجهز به فناوری‌های همگام ساز بخرید.
  • زمان پاسخگویی بهتر مانع از پدپده‌ی هاله‌زایی و تاری تصاویر در حرکت سریع می‌شود.
  • عمق رنگ بیشتر مانیتور باعث بازتولید رنگ‌های بسیار بیشتر نسبت به حالت عادی می‌شود و از طرفی از ایجاد پدیده‌ی جدایش طیف رنگی جلوگیری می‌کند.
  • پنل‌های VA بیشترین کیفیت تصویر را برای پوشش چندرسانه‌ای دارند. پنل‌های IPS بهترین زاویه دید و دقت رنگ را برای کاربردهای حرفه‌ای داشته و پنل‌های TN با داشتن بالاترین نرخ تازه‌سازی و زمان پاسخگویی بهترین گزینه برای گیمینگ هستند.

قیمت مانیتور، مشخصات فنی و هر اطلاعاتی که برای خرید ارزان‌ و آگاهانه‌ی انواع مانیتور اداری و گیمینگ نیاز دارید را در بخش محصولات زومیت بیابید. در این بخش، علاوه‌بر مشخصات فنی دقیق انواع مانیتور ال‌جی، ایسوس، سامسونگ و بنکیو و دیگر برند‌ها، امکان مقایسه‌ی دو یا چند محصول درکنار گالری تصاویر رسمی محصولات دردسترس شما خواهد بود.