پوشش زنده زومیت از رویداد Unleashed و معرفی مک‌بوک پرو جدید | راهنمای خرید رایگان

پوشش زنده زومیت از رویداد Unleashed و معرفی مک‌بوک پرو جدید | راهنمای خرید رایگان

نسل بعدی مک‌بوک پرو احتمالا شانس بسیار زیادی برای حضور در رویداد Unleashed دارد. شایعات اخیر حاکی از آن است که اپل دو مدل مک‌بوک پرو برای عرضه در سال ۲۰۲۱ در نظر گرفته است و قصد دارد آن‌ها را با قلب تپنده‌ای جدید روانه‌ی بازار کند. گفته می‌شود مدل ۱۴ اینچی جایگزین مدل فعلی ۱۳٫۳ اینچی خواهد شد؛ درحالی‌که مدل ۱۶ اینچی برادر بزرگ‌ترش، یعنی نسخه ۱۶ اینچی ۲۰۱۹ مجهز به پردازنده‌ی اینتل را منسوخ خواهد کرد. دو سال از آخرین به‌روزرسانی مدل‌های مک‌بوک پرو ۱۶ اینچی می‌گذرد و ماه‌ها است که شایعاتی در مورد بازطراحی در خور توجه مدل‌های ۱۴ و ۱۶ اینچی مک‌بوک پرو منتشر می‌شود. البته باید به این نکته توجه داشت که اپل سال گذشته مک پرو ۱۳ اینچی را با پردازنده‌ی M1 به‌روز کرد؛ اما در حقیقت به‌‌ جز استفاده از پردازنده‌ی جدید، هیچ تغییر دیگری در آن صورت نگرفته و از همان زبان‌ طراحی همیشگی بهره می‌برد که از سال ۲۰۱۶ استفاده شده است؛ بنابراین احتمالا زمان آن فرا رسیده است که غول دنیای فناوری نسل بعدی این دو مدل را رونمایی و روانه بازار کند.

طبق روال معلوم، زومیت رویدادهای بزرگ فناوری را پوشش خواهد داد و قطعا بزرگ‌ترین آن‌ها، یعنی رویدادهای اپل نیز از این قاعده مستثنا نخواهند بود؛ بنابراین کاربران می‌توانند دوشنبه، ۲۶ مهرماه، نیم‌ ساعت پیش از آغاز رویداد در وب‌سایت حضور داشته باشند و پخش زنده زومیت را دنبال کنند:


تماشای رویداد از آپارات

همچنین می‌توانید این رویداد را به‌صورت مستقیم در یوتیوب، توییچ، اینستاگرام، تلگرام و توییتر دنبال کنید


نظر شما در مورد رویداد‌های اپل چیست؟



نام تراشه‌های مک‌بوک پرو ۲۰۲۱ احتمالا M1 Pro و M1 Max خواهد بود | راهنمای خرید رایگان

نام تراشه‌های مک‌بوک پرو ۲۰۲۱ احتمالا M1 Pro و M1 Max خواهد بود | راهنمای خرید رایگان

کمتر از ۲۴ ساعت تا زمان رونمایی مک‌بوک پرو جدید در دو مدل ۱۴ و ۱۶ اینچی باقی ماند و طبق روال معمول پیش از معارفه رسمی، بازار شایعات حسابی داغ شده است. در جدیدترین شایعه، گفته می‌شود تراشه بعدی کوپرتینویی‌ها در دو پیکربندی در نوت‌بوک‌های حرفه‌ای اپل استفاده خواهد شد که نام آن‌ها ممکن است به‌ترتیب «M1 Pro» و «M1 Max» باشد.

مک‌بوک پرو جدید به تراشه میان‌نسلی اپل مجهز خواهد شد که حداکثر ۱۰ هسته پردازنده مرکزی (CPU) متشکل از هشت هسته با عملکرد بالا و دو هسته کم مصرف دارد. در بخش گرافیک نیز، انتظار می‌رود که دو پیکربندی ۱۶ و ۳۲ را شاهد باشیم.

مقاله‌ مرتبط:

پیش‌ازاین، گمان می‌رفت تراشه میان‌نسلی اپل M1X نام داشته باشد و حتی در برخی شایعات، به نام‌گذاری M2 نیز برای خطاب قراردادن این تراشه اشاره شده بود. بااین‌حال، مارک گِرمن از بلومبرگ در جدیدترین خبرنامه هفتگی‌اش ادعا می‌کند توسعه‌دهنده‌ای مک به او اطلاع داده است که اپل ممکن است نام‌‌های M1 Pro و M1 Max را برای تراشه بعدی‌اش انتخاب کند. مارک گِرمن در‌این‌باره می‌گوید:

توسعه‌دهنده مذکور به من گفته است که تراشه‌های جدید مک‌بوک پرو در فایل‌های log با نام‌های M1 Pro و M1 Max ظاهر شده‌اند. من نمی‌گویم نام تجاری نهایی اپل به این سمت می‌رود؛ اما این احتمال گیج‌کننده دیگری است که تقریبا در ۲۴ ساعت دیگر قطعا متوجه آن خواهیم شد.

در گذشته، اپل از پسوندهای X و Z برای نام‌گذاری تراشه‌های آیپدهای پرو استفاده کرده است که در‌حقیقت نشان‌دهنده نوع ارتقایافته تراشه سری A محسوب می‌شوند. به‌هرحال، خوشبختانه تا مشخص‌شدن این موضوع زمان زیادی باقی نمانده است و در رویداد فردا متوجه خواهیم شد که غول دنیای فناوری چه سیاستی در این قبال اتخاذ خواهد کرد.

اپل قرار است ساعت ۲۰:۳۰ بیست‌وششم مهر دومین رویداد پاییزی خود در سال جاری میلادی را برگزار کند. پیش‌بینی می‌شود که کوپرتینویی‌ها در این رویداد علاوه‌بر مک‌بوک پرو جدید، مک مینی و ایرپاد ۳ را نیز رونمایی کنند. همچنین، این احتمال وجود دارد که برخی دیگر از محصولات در این رویداد حضور داشته باشند.

برای مطالعه‌ تمام مقالات مرتبط با کامپیوترهای مک به این صفحه مراجعه کنید.

پیش‌فروش مینی یخچال ایکس‌باکس به قیمت ۱۰۰ دلار | راهنمای خرید رایگان

پیش‌فروش مینی یخچال ایکس‌باکس به قیمت ۱۰۰ دلار | راهنمای خرید رایگان

مایکروسافت از زمانی‌که در نظرسنجی مردمی در توییتر و کسب ۵۰٫۵ درصد از آراء توانست برند اسکیتلز را شکست دهد، قول داد مینی یخچال رسمی ایکس باکس را روانه بازار کند. ماه ژوئن نیز گزارش شد که این محصول با طراحی داخلی جذاب سبزرنگش در سه ماه آینده دردسترس قرار خواهد گرفت. به‌گزارش gizmochina، حالا شرکت مایکروسافت اعلام کرده است که این مینی یخچال‌ها از ۱۹ اکتبر (۲۷ مهر) با قیمت ۹۹٫۹۹ دلار پیش‌فروش خواهند شد.

مینی یخچال ایکس باکس

مینی یخچال ایکس باکس یخچالی بسیار کوچک با گنجایش تنها ۱۲ قوطی نوشیدنی و دو قفسه در داخل محفظه درِ آن است. این یخچال به‌همراه آداپتور برق DC عرضه می‌شود و از پورت USB در قسمت جلو آن می‌توان برای شارژ سایر دستگاه‌ها استفاده کرد.

مینی یخچال ایکس باکس

عرضه مینی یخچال ایکس باکس سری ایکس آخرین مهر تأیید بر واقعی‌بودن توییت اول آوریل مایکروسافت است که در پی گسترده‌شدن میم‌هایی برای تمسخر ظاهر یخچال‌مانند کنسول جدید این شرکت منتشر شد. این مینی یخچال فقط در ایالات متحده آمریکا، کانادا، انگلستان و اروپا عرضه خواهد شد و به‌نظر نمی‌رسد پایش به کشورهای دیگر برسد. اولین محموله مینی یخچال ایکس باکس نیز در دسامبر ۲۰۲۱ به‌دست خریداران خواهد رسید.

دیدگاه شما کاربران زومیت درباره این مینی یخچال چیست؟‌ آیا طرفدران ایکس باکس به خرید آن علاقه‌ای نشان خواهند داد؟

خرس‌های قطبی تا پایان قرن ممکن است منقرض شوند | راهنمای خرید رایگان

خرس‌های قطبی تا پایان قرن ممکن است منقرض شوند | راهنمای خرید رایگان

یخ دریای شمالگان از زمان آغاز ثبت رکوردهای ماهواره‌ای در سال ۱۹۷۹ به‌طور پیوسته درحال کاهش بوده است، اما مطالعه جدیدی با پیش‌بینی وحشتناکی همراه است: تا پایان قرن، یخ دریای شمالگان ممکن است در طول تابستان ناپدید شود و این امر می‌تواند موجب انقراض خرس‌های قطبی و دیگر گونه‌های وابسته به یخ شود.

آخرین منطقه یخ، منطقه‌ای است که حاوی قدیمی‌ترین و ضخیم‌ترین یخ شمالگان است. این منطقه که وسعت آن به بیش از یک میلیون کیلومتر مربع می‌رسد، از ساحل غربی مجمع‌الجزایر قطبی کانادا تا ساحل شمالی گرینلند گسترش دارد. وقتی دانشمندان این منطقه‌ی یخی دارای ضخامت ۴ متر را نام‌گذاری می‌کردند، فکر می‌کردند چندین دهه باقی خواهد ماند.

اما اکنون تحت خوش‌بینانه‌ترین و بدبینانه‌ترین سناریوهای گرمایش مرتبط با تغییرات اقلیمی، یخ دریا تا سال ۲۰۵۰ کاهش چشمگیری پیدا خواهد کرد.

خوش‌بینانه‌ترین سناریو که در آن انتشارات کربنی فورا و به‌شدت مهار می‌شود، می‌تواند به بقای بخش محدودی از یخ این منطقه منجر شود. در بدبینانه‌ترین سناریو که در آن انتشارات کربنی با نرخ کنونی همچنان افزایش پیدا خواهد کرد، یخ تابستانی (و خرس‌های قطبی و فک‌هایی که روی آن زندگی می‌کنند)، ممکن است تا سال ۲۱۰۰ منقرض شوند. رابرت نیوتن، نویسنده همکار مطالعه از رصدخانه زمین لامونت دوهرتی دانشگاه کلمبیا گفت:

متأسفانه، این آزمایش بزرگی است که درحال انجام آن هستیم. با از بین رفتن یخی که در کل سال باقی می‌ماند، تمامی اکوسیستم‌های وابسته به یخ دچار فروپاشی می‌شوند و چیز جدیدی آغاز خواهد شد.

پوشش یخ دریای شمالگان هر سال در نوسان است و در ماه سپتامبر در فصل تابستان به حداقل مقدار خود می‌رسد و در پاییز و زمستان مجددا افزایش پیدا می‌کند و در ماه مارس به حداکثر سطح خود می‌رسد. اما همان‌طور که کربن‌دی‌اکسید و گازهای گلخانه‌ای دیگر به گرم شدن اتمسفر کمک می‌کنند، وسعت یخ دریا در حد بی‌سابقه‌ای کاهش پیدا کرده است.

کاهش چشمگیر پوشش یخ می‌تواند اثرات ویرانگری بر زندگی حیواناتی داشته باشد که روی یخ و زیر آن زندگی می‌کنند. برخی از موجوداتی که براثر کاهش یخ آسیب خواهند دید، عبارت‌اند از: جلبک‌های فتوسنتزکننده، سخت‌پوستان کوچک، ماهی‌ها، فک‌ها، نیزه ماهی، نهنگ قطبی و خرس‌های قطبی.

فک‌های حلقه‌دار و خرس‌های قطبی برای اینکه تقریبا در یک مکان بمانند، متکی بر قطعات یخ نزدیک به هم هستند. خرس‌های قطبی که شکارچیان تخصصی هستند، در صورت ناپدید شدن یخ با خطر انقراض مواجه می‌شوند. این خرس‌ها بالای یخ کمین می‌کنند و فک‌هایی را که برای نفس کشیدن به سطح می‌آیند، شکار می‌کنند. خرس‌های قطبی دارای آرواره‌هایی هستند که برای خوردن گوشت و چربی نرم سازگاری پیدا کرده‌ است. گرچه مشاهده شده است که خرس‌ها روی خشکی به خوردن تخم‌مرغ‌های دریایی و کاریبو (گوزن شمالی) روی آورده‌اند، مطالعه‌ای از سال ۲۰۱۵ نشان می‌دهد کالری که آن‌ها از این منابع غذایی دریافت می‌کنند، معادل کالری حاصل از غذای طبیعی آن‌ها نیست.

تغییر سریع زیستگاه می‌تواند موجب انقراض خرس‌های قطبی شود یا به تلاقی گسترده‌تر خرس‌های قطبی و خرس‌های گریزلی منجر شود. محدوده‌ی خرس‌های گریزلی با گرم شدن اقلیم، درحال گسترش پیدا کردن به سمت شمال است. این فرایند می‌تواند موجب شود که درنهایت خرس‌های قطبی با خرس‌های پیزلی (آمیخته) جایگزین شوند.

در بدبینانه‌ترین سناریو، پژوهشگران انتظار دارند یخ تابستانی و اکوسیستم وابسته به یخ ناپدید شود. نیوتن گفت:

مقاله‌های مرتبط:

این تغییرات بدان معنا نیست که محیط عاری از حیات و بایر خواهد شد. جانداران جدیدی ظاهر می‌شوند، اما مدتی طول می‌کشد تا موجودات جدید به این سرزمین هجوم بیاورند.

ماهی‌ها و جلبک‌های فتوسنتزکننده ممکن است از اقیانوس اطلس شمالی به سمت شمال بیایند. اگرچه مشخص نیست که آیا زیستگاه جدید به اندازه کافی باثبات خواهد بود تا در تمام طول سال و خصوصا در طول زمستان‌های طولانی و بدون آفتاب شمالگان، از موجودات جدید حمایت کند.

حتی ذوب مقداری از یخ‌های شمالگان نیز حلقه بازخورد مثبتی ایجاد می‌کند: سطح آب تیره‌تر است و نور خورشید را بهتر جذب می‌کند. بنابراین، در چرخه‌ای معیوب، ذوب شدن یخ روند گرم شدن و ذوب شدن بیشتر را تسریع می‌کند.

در تاریخ ۹ آگوست، گزارش برجسته‌ای از هیئت بین‌دولتی تغییرات اقلیمی (IPCC) پیش‌بینی کرد که زمین به آستانه‌ای بحرانی خواهد رسید: به‌علت تغییرات اقلیمی، طی ۲۰ سال آینده، دمای جهان ۱/۵ درجه سانتیگراد افزایش پیدا می‌کند.

پژوهشگران یافته‌های خود را در مجله‌ی Earth’s Future منتشر کردند.

ماجرای جنایت‌های هولناک آلبرت فیش «خون‌آشام بروکلین» | راهنمای خرید رایگان

ماجرای جنایت‌های هولناک آلبرت فیش «خون‌آشام بروکلین» | راهنمای خرید رایگان

هشدار: این مطلب حاوی شرح صحنه‌های دلخراش و خشونت‌آمیز است که مطالعه آن به همه‌ افراد توصیه نمی‌شود

نوامبر ۱۹۳۴ بود و نزدیک به ۶ سال از ناپدید شدن دختربچه ۱۰ ساله‌ای به نام گریس باد می‌گذشت. تا آن زمان، ماموران پلیس به هیچ سرنخ قابل‌ملاحظه‌ای از گریس دست پیدا نکرده بودند. ولی همه این‌ها تا قبل از آن بود که دلیا فلانگان، مادر گریس نامه‌ای تکان‌دهنده را از طرف شخص ناشناسی دریافت کند. در این نامه نوشته شده بود: «خانم باد عزیز، من روز یکشنبه ۳ ژوئن ۱۹۲۸ به نزد شما آمدم. با خودم پنیر دیگی (یک نوع پنیر خانگی نرم و سفید) با طعم توت‌فرنگی آورده بودم و با شما ناهار را صرف کردم. گریس روی پاهایم نشست و مرا بوسید. [همانجا] تصمیم گرفتم او را بخورم.»

نامه عجیب و دلهره‌آوری که خانم باد در آن عصر سرد ماه نوامبر دریافت کرده بود، با شرح زندگی ملوان ساده‌ای آغاز شده بود که می‌گفت روزی متوجه شده گوشت انسان به دهانش مزه کرده و با شرح دلخراش کشته شدن و کباب کردن گریس، دختر خانم باد به پایان رسیده بود. اگرچه این اعتراف کتبی بی‌نام و بدون امضای نویسنده بود، ولی سرآغازی برای پایان جنایت‌های هولناک قاتل زنجیره‌ای آدمخواری به نام آلبرت فیش بود. اینکه جنون رام‌نشدنی و عطش بی‌حدوحصر قاتل به خون از کجا سرچشمه گرفته بود،‌ خود ماجرای مهیبی دارد که حتی از شرح روزهای پایانی گریس نیز وحشتناک‌تر است.

آلبرت فیش، مرد خاکستری متولد شد

همیلتون هوارد فیش روز ۱۹ می ۱۸۷۰ از والدینی به نام‌های رندال و اِلین فیش در واشنگتن‌دی‌سی متولد شد. همیلتون همیشه دوست داشت او را به نام آلبرت که برادر درگذشته‌اش بود بنامند. ولی بسیاری این تصمیم او را برای فرار از القاب زشت و تمسخرآمیزی که دیگران ‌خصوصا بچه‌های یتیم‌خانه‌ (که بخش زیادی از دوران کودکی خود را در آنجا گذارند) روی او می‌گذاشتند، می‌دانند. به‌هرحال، آلبرت فیش نام‌های زیادی داشت از «خون‌آشام بروکلین»، «گرگینه ویستریا» و مشهورتر از همه «مرد خاکستری».

آلبرت فیش کوچک جثه،‌ ساکت و ساده بود و چهره‌ای داشت که به‌قول، ایوان گنچاروف، نویسنده روس به‌سادگی با جمعیت آمیخته می‌شد و هر بیننده‌ای لحظه‌ای بعد مشخصات چهره فراموش‌شدنی او را از یاد می‌برد. ولی او در کنار این ظاهر ساده و فراموش‌شدنی، زندگی خصوصی داشت که حتی سنگ‌دل‌ترین جانیان را نیز به وحشت می‌انداخت.

آلبرت فیش از همان دوران کودکی و نوجوانی

آلبرت فیش از همان دوران کودکی و نوجوانی عطش عجیبی به خون داشت. این میل بعدها در بزرگسالی به صورت یک خون‌دوستی بیمارگونه‌ای در او ظاهر شد

فیش در کودکی همچون بسیاری از اعضای خانواده‌اش با بیماری‌های روانی متعدد به ستوه آمده بود. نه‌تنها برادر او در بیمارستان روانی بستری بود،‌ بلکه دایی او نیز به بیماری شیدایی (دوره‌ای از اختلال دو قطبی) مبتلا بود. مادر فیش هم به‌طور معمول دچار توهمات بصری می‌شد. زمانی که آلبرت فیش متولد شد، پدر او که با مادرش ۴۳ سال اختلاف سنی داشت، ۷۵ سال داشت و زمانی که فیش تنها ۵ سال داشت، پدرش از دنیا رفت. مادر بیوه او بضاعت مالی کافی برای نگه‌داری از آلبرت و سه خواهر و برادر دیگرش را نداشت و آن‌ها را به یتیم‌خانه‌ سپرد. در آنجا بود که آلبرت لذت درد را برای اولین بار با تمام وجودش حس کرد. چنانچه او بعدها به یاد می‌آورد: «من همیشه میل داشتم عامل درد در دیگران باشم و دیگران نیز در من درد را به‌وجود بیاورند. به نظر همیشه از همه‌چیزهایی که به من صدمه می‌زدند لذت می‌بردم.»

هیچ‌وقت جیغ‌ و نگاهی که به من انداخت را از یاد نمی‌برم

سرپرستان یتیم‌خانه مرتبا بچه‌ها را کتک می‌زدند و حتی گاهی‌اوقات آن‌ها را تشویق می‌کردند یکدیگر را بزنند. ولی درحالی‌که سایر بچه‌ها همواره در هراس از تنبیه‌های دردناک به سر می‌بردند، فیش لذت را در همین دردها می‌دید. او بعدها به یاد آورد: «تقریبا ۹ ساله بودم و آنجا بود که [زندگی] معیوب خودم را شروع کردم. ما را بی‌رحمانه به زیر شلاق می‌گرفتند. پسرهایی می‌دیدم که کارهایی که نباید را انجام می‌دادند.»

آلبرت فیش با سبیل خاکستری، چهره‌ای رنگ‌پریده و چشمان آبی بی‌روح آلبرت فیش با سبیل خاکستری، چهره‌ای رنگ‌پریده و چشمان آبی بی‌روح

به این ترتیب، فیش جوان یکبار برای همیشه درد و لذت را با یکدیگر آمیخته کرد، لذتی که بعدها موجب برانگیختگی جنسی او نیز می‌شد. وقتی مادر فیش در سال ۱۸۸۰ به لحاظ روحی شرایط مطلوبی پیدا کرد و وضعیت مالی او نیز به حدی رسید که بچه‌هایش را به خانه ببرد، او را از یتیم‌خانه خارج کرد. ولی روح پسرک قبلا کاملا خدشه‌دار شده بود. فیش نه‌تنها پس از گرفته شدن از یتیم‌خانه به صدمه زدن به خود ادامه می‌داد، ‌بلکه در سال ۱۸۸۲ با یک پسر تلگراف‌رسان رابطه ناسالمی را آغاز کرد. این پسر منحرف فیش را با لذت‌های بیمارگونه‌ خودش که «مدفوع و ادرارخواری» بودند آشنا کرد.

نهایتا تمایلات سادومازوخیستی آلبرت فیش به سوی خودزنی جنسی سوق پیدا کرد. او مرتبا سوزن‌هایی را در کشاله ران و شکم خود فرو می‌کرد. فیش همچنین پاروی میخ‌داری ساخته بود که با آن خودش را می‌زد. در سال ۱۸۹۰ بود که آلبرت فیش ۲۰ ساله به نیویوک نقل مکان کرد، و در آنجا دور تازه‌ و رعب‌آوری از جنایت‌هایش را شروع شد.

آلبرت فیش دگرآزاری را می‌آموزد

آلبرت فیش که در این دوران کنجکاوی دیوانه‌واری نسبت به درد در باقی آدم‌ها پیدا کرده بود، برای اینکه بتواند سر از کار لذت‌های دگرآزاری در بیاورد، وقت زیادی را تلف نکرد. او در نیویورک خودفروشی می‌کرد. او پسران جوانی که به این طریق آن‌ها را از خانه‌هایشان بیرون کشیده بود را ابتدا مورد تجاوز قرار داده و سپس آن‌ها را به طرز بی‌رحمانه‌ای شکنجه می‌کرد. پاروی میخ‌کوبی‌شده سلاح مورد علاقه او بود. در کمال شگفتی فیش در سال ۱۸۹۸ ازدواج کرد. او با زنی که مادرش او را مناسب همسری فیش می‌دانست ازدواج کرد. حاصل این ازدواج نیز ۶ فرزند بود. فیش در این مدت علاوه بر خودفروشی، برای تأمین مخارج زندگی به‌عنوان نقاش ساختمان کار می‌کرد.

درحالی‌که آلبرت فیش هیچ‌وقت در مقابل فرزندان خود به آزار و خشونت متوسل نشد، ولی درحالی‌که فرزندانش دوران کودکی را سپری می‌کردند، بارها و بارها سایر کودکان را شکنجه و آزار جنسی داد. در سال ۱۹۱۰ بود که فیش در حین یک کار نقاشی ساختمان در ایالت دلاوِر با تومان کِدِن آشنا شد. فیش و کدن بلافاصله رابطه سادومازوخیستی را با یکدیگر آغاز کردند. هرچند معلوم نیست کدن تا چه حد با رضایت وارد این رابطه شده بود. فیش بعدها در اعترافات خود گفت که کدن احتمالا عقب‌مانده ذهنی بوده است. البته فرق گذاشتن بین واقعیت و خیال در ماجراهایی که فیش تعریف می‌کرد همیشه دشوار بوده است.

گریس باد فیش در نامه تکان‌دهنده‌ای که به والدین گریس باد نوشت، اعتراف کرد که خوردن جسد کامل دختربچه ۹ روز زمان برده است

تنها ۱۰ روز از اولین ملاقات او و کدن می‌گذشت که فیش او را به بهانه یک قرار ملاقات به خانه روستایی متروکه‌ای کشاند. وقتی کدن به آنجا رسید متوجه شد که فیش در را پشت سر او قفل کرده است. فیش به مدت ۲ هفته کدن را شکنجه کرد. قاتل تازه‌کار پسرک بیچاره را با طناب بست و شروع به مُثله کردن بدنش کرد. او حتی نیمی از آلت تناسلی او را نیز برید. ولی فیش ناگهان تغییر عقیده داد. فیش بعدها گفت که در ابتدا تصمیم داشته او را بکشد و پس از قطعه‌قطعه کرده بدنش، تکه‌های گوشت بدنش را با خود به خانه ببرد، ولی از این می‌ترسید که بردن گوشت در این هوای گرم به خانه باعث جلب‌توجه شود.

بنابراین به جای آن زخم‌های پسرک را با آب اکسیژنه شستشو داد و با پارچه‌ای آغشته به وازلین پانسمان کرد. سپس یک اسکناس ده دلاری برای تمام زحمت‌هایی که به کدن داده بود در جیبش گذاشت و خودش هم با اولین قطار به خانه برگشت و دیگر هیچ‌وقت از کدن چیزی نشنید. فیش بعدا به یاد آورد: «هیچ‌وقت جیغ‌ و نگاهی که به من انداخت را از یاد نمی‌برم.»

فیش می‌گفت، خدا به او فرمان می‌داد کودکان خردسال را شکنجه کند و بخورد

تا سال ۱۹۱۷ فیش دیگر کار خاصی نمی‌توانست برای پنهان کردن علائم بیماری روانی خود انجام دهد. همین نیز باعث شد همسرش او را ترک کند. خودزنی‌های فیش بعد از این ماجرا بیشتر نیز شد. از فرو کردن سوزن‌های بیشتر در کشاله ران تا حتی فرو کردن پارچه پشمی آغشته به گاز فندک درون باسن و آتش زدن آن. در همین اوقات او دچار توهمات شنوایی نیز شده بود. حتی در دوره‌ای او خود را درون قالی پیچید که به گفته خودش در این کار که ظاهرا برای تطهیر گناهان انجام می‌داد، دقیقا از دستورها یوحنای رسول (یکی از ۱۲ نفر حواریون مسیح) پیروی کرده است.

آلبرت فیش حین اعتراف به جنایت‌هایش در حضور کارآگاه ویلیام کینگ آلبرت فیش حین اعتراف به جنایت‌هایش در حضور کارآگاه ویلیام کینگ

فیش تا قبل از اینکه در منجلات آدمخواری غرق شود، حتی فرزندانش را هم وارد بازی‌های عجیب و غریب سادومازوخیستی خود کرد. فیش قبل از اینکه آدمخواری را شروع کند، اغلب گوشت خام می‌خورد. غذاهایی که گاهی فرزندانش را هم دعوت می‌کرد به او ملحق شوند.

خون‌آشام بروکلین گریس را می‌رباید

آلبرت فیش که شدیدا اسیر مشغله‌های ذهنی هولناکش بود، به مرور به سمت شکنجه و آدمخواری کشیده شد. فیش در این مدت تصمیم گرفت به دنبال طعمه‌های ساده‌ای برود. او اغلب به دنبال کودکان آسیب‌پذیری همچون یتیم‌های دارای عقب‌افتادگی ذهنی یا کودکان سیاه‌پوست بی‌سرپرست و بی‌خانمان می‌رفت، کسانی که به عقیده فیش هیچ‌کس متوجه گم شدن آن‌ها نمی‌شد. او در دوران محاکمات خود و در یادداشت‌های هراس‌انگیزی که در روزهای پیش از اعدام نوشت ادعا می‌کرد که خدا با او صحبت می‌کرد و به او فرمان می‌داد کودکان خردسال را شکنجه کند و بخورد.

عکس بازداشت آلبرت فیش متعلق به سال ۱۹۰۳عکس بازداشت آلبرت فیش متعلق به سال ۱۹۰۳

فیش در آن دوران در روزنامه‌های محلی به دنبال آگهی‌های کارجویان جوانی که به دنبال کار یا آگهی خانواده‌هایی که در جست‌وجوی نظافت‌چی یا خدمتکار بودند می‌گشت. او در میان یکی از همین صفحات‌ نیازمندی‌ روزنامه‌ها بود که طعمه بعدی خود، گریس باد را پیدا کرد. بااین‌حال، گریس همیشه هدف اصلی آلبرت فیش نبود. بلکه طعمه اول فیش ادوارد، برادر بزرگ‌تر او بود. ولی بعدا چشم قاتل به گریس افتاد و نظرش را تغییر داد.

ادوارد باد در یکی از روزنامه‌های محلی آگهی کرده بود که به دنبال کار در مزرعه یا روستا است. همین آگهی بلافاصله نظر فیش را به خود جلب کرد. فیش در ابتدا قصد داشت ادوارد را استخدام و او را پس از کشاندن به خانه روستایی شکنجه کند. به این ترتیب، فیش با نام ساختگی فرانک هوارد ادوارد را ملاقات کرد. او حتی به منزل خانواده باد در منهتن نیز رفت و خود را به خانواده او معرفی کرد.

فیش ادعا کرد که در روستا باید برخی امور کشاورزی را انجام دهد به دنبال کسی می‌گردد که بتواند در انجام این کارها به او کمک کند. ادوارد تمایل داشت که این کار را برای آن آقای بسیار عادی با چهره‌ خاکستری انجام دهد. ولی ناگهان نظر فیش عوض شد. درحالی‌که ادوارد همچنان مشغول فکر کردن به پیشنهاد کار او بود، فیش متوجه دختر جوانی شد که پشت صندلی والدینش ایستاده بود. او کسی نبود جز گریس ۱۰ ساله.

پلیس در حین جست‌وجوی اجساد قربانیان پلیس در حین جست‌وجوی اجساد قربانیان در نزدیکی کلبه آلبرت فیش در ویستریا، همان محلی که گریس باد شکنجه و کشته شد

فیش همان لحظه تصمیم خودش را گرفت و لحظه‌ای هم درنگ نکرد. درحالی‌که فیش در مورد مزرعه ساختگی و کاری که وجود خارجی نداشت با آب و تاب برای والدین آن دو، آلبرت باد و دلیا فلانگان صحبت می‌کرد، خیلی عادی اشاره کرد که حالا برای رفتن به جشن تولد خواهرزاده‌اش به شهر آمده و چقدر خوب می‌شد اگر به گریس کوچولو هم اجازه می‌دادند همراه او به جشن تولد برود. در کمال حیرت، آلبرت فیش، غریبه‌ای با چهره‌ای بی‌غل‌و‌غش و حتی مهربان، دلیا و آلبرت باد را متقاعد کرد که گریس نیز به او در جشن تولد خواهرزاده‌اش ملحق شود. تصمیمی که بدل به کابوس آلبرت و دلیا شد، چون آن‌ها دیگر هیچ‌وقت دختر خود را زنده ندیدند.

سرنوشت غم‌انگیز گریس باد

فیش گریس را با بهترین لباس پلوخوری‌اش به خانه روستایی خود برد. همان خانه‌ای که قرار بود اتاق شکنجه برادرش ادوارد باشد. طبق نامه‌ای که آلبرت فیش به دلیا فلانگان نوشت، او ابتدا در اتاق خواب طبقه‌ بالای خانه کاملا برهنه شد تا لباس‌هایش خونی نشود. در همین حال، گریس در حیاط گل‌وحشی‌های را به سلیقه خودش می‌چید تا با خود به خانه بیاورد. فیش دخترک را صدا کرد و لحظه‌ای که دخترک پای خود را به درون خانه گذاشت، با دیدن پیرمرد برهنه از وحشت زبانش بند آمد. گریس وقتی به خود آمد دید که با جیغ و گریه کمک می‌خواهد، ولی هیچ‌کس در آن حوالی صدایش را نمی‌شنید و فیش هم بلافاصله قبل از اینکه گریس فرار کند دستش را روی دهانش گذاشت و او را با خود به اتاق برد.

بعدها فیش جزئیات قتل و شکنجه و آدمخواری خود را با دقت وحشتناکی برای خانم باد نوشت: «ابتدا او را برهنه کردم. [او] لگد زد، گاز گرفت و چنگ انداخت. او را خفه کردم و بعدا بدنش را به تکه‌های کوچک تقسیم کردم تا بتوانم به اتاقم ببرم، بپزم و بخورم. چقدر گوشت او که در تنور کباب کردم، تُرد و خوش‌طعم بود. ۹ روز طول کشید تا تمام گوشت تنش را بخورم. با این وجود، به او تعرض نکردم، [ولی] کاشکی می‌خواستم و می‌توانستم.»

چقدر گوشت کبابی او تُرد و خوش‌طعم بود

این نامه ویرانگر که به وضوح برای به وحشت انداختن خانواده باد نوشته شده بود، اولین سرنخ‌ها را برای دستگیری قاتل به دست کارآگاهان پلیس داد. کاغذی که این نامه روی آن نوشته شده بود از جمله لوازم تحریر «انجمن خیریه اتحادیه رانندگان خصوصی نیویورک» بود. پلیس بلافاصله شروع به پرس‌وجو از کارکنان این شرکت کرد و متوجه شد که سرایدار شرکت این تکه کاغذ را در پانسیونی که در آنجا اقامت داشته جاگذاشته است.

آلبرت فیش پس از اعتراف به قتل گریس به زندان منتقل می‌شودآلبرت فیش پس از اعتراف به قتل گریس به زندان منتقل می‌شود

در همان پانسیون، شخصی به نام آلبرت فیش نیز اتاقی اجاره کرده بود. وقتی پلیس متوجه شباهت زیاد این فرد به فرانک هوارد، آدم‌ربای گریس شد، از او هم بازجویی کرد. در کمال تعجب، فیش در همان لحظه اول اعتراف کرد و حتی عملا با شتاب‌زدگی عجیبی جزئیات دقیق بلاهایی که بر سر گریس و همینطور بر سر ده‌ها کودک دیگر آورده بود را فاش کرد. آلبرت فیش در آن بازجویی به ده‌ها جنایت تکان‌دهنده اعتراف کرد که هر کدام از دیگری هولنا‌ک‌تر بود.

ولی در نهایت، تنها قتل سه کودک از جمله گریس به‌طور قطع ثابت شد. قتل گریس باد با اختلاف مخوف‌ترین جنایت فیش بود. اما دو قتل دیگر نیز کم‌تر دلهره‌آور نبودند. تصور می‌شود که آلبرت فیش عامل قتل پسر ۴ ساله‌ای به نام بیلی گافنی نیز بوده باشد. بیلی روز ۱۱ فوریه ۱۹۲۷ زمانی که با یکی از همسایگانش در بروکلین در بیرون منزل مشغول بازی بود ناپدید شد. آن کودک بعدا به پلیس گفت که «لولوخورخوره‌ای» بیلی را با خود برده است.

عکسی از تخته‌ میخدار فیش به همراه عکس رادیولوژی از لگن او که در آن جای ۲۹ سوزن به چشم می‌خوردعکسی از پاروی میخ‌دار فیش به همراه عکس رادیولوژی از لگن او که در آن جای ۲۹ سوزن به چشم می‌خورد

پسر ۳ ساله این لولوخورخوره را مرد باریک‌اندام مسن با موها و سبیل خاکستری توصیف کرد. در ابتدا پلیس مشخصاتی که پسربچه داده بود را چندان جدی نگرفت. ولی وقتی ماموران پلیس تمام منطقه را بدون پیدا کردن ردپایی از پسرک جست‌وجو کردند متوجه شدند که پسرک به احتمال زیاد ربوده شده است. او هم مانند دیگر قربانیان فیش هیچ‌وقت دوباره دیده نشد. ولی پس از دستگیری فیش، یک راننده تراموا در واشنگتن به پلیس مراجعه کرد و در همان نگاه اول او را همان پیرمرد عصبی توصیف کرد که در روز ناپدید شدن بیلی در واگن شهری دیده است. ظاهرا پیرمرد سعی داشت پسربچه کوچکی را که کنار او در تراموا نشسته بود و گریه می‌کرد و مادرش را می‌خواست به هر ترتیب ممکن ساکت کند. مرد که متوجه نگاه مشکوک دیگران شده بود، بلافاصله در توقف بعدی به همراه پسربچه از تراموا خارج شد.

فیش به آدم‌ربایی و قتل بیلی با همان جزئیات تکان‌دهنده‌ مخصوص خودش اعتراف کرد: «یکی از کمربندهایم را نصف کردم و ۶ تسمه باریک ۲۰ سانتی‌متری درست کردم. آنقدر به کمر برهنه او شلاق زدم تا خون راه افتاد. گوش‌ها و بینی او را قطع کردم، دهانش را از گوش تا گوش بریدم. چشمانش را درآوردم. آن موقع دیگر او مرده بود. چاقو را در شکمش فرو کردم و دهانم را روی تنش گذاشتم و از خونش نوشیدم.»

فیش پس از اینکه هیئت منصفه فیش پس از اینکه هیئت منصفه در دادگاه فدرال وایت‌پلینز او را به جرم قتل عمد گریس باد محکوم شناخت

اگرچه هیچکس نتوانست آنچه از جسد بیلی باقی‌مانده بود را پیدا کند، ولی به سرعت جسد سومین قربانی آلبرت فیش پیدا شد. قربانی بعدی پسر جوانی به نام فرانسیس مک‌دانل بود که در سال ۱۹۲۴ هنگام بازی با برادرش و گروهی از دوستانش در استتن‌آیلند، نیویورک ناپدید شده بود. جسد او کمی بعد در جنگل پیدا شد. ظاهر ماجرا نشان می‌داد که او به وسیله دوبنده‌های شلوارش خفه شده بود.

مدت کوتاهی قبل از مرگ آلبرت فیش، او اعتراف کرد،‌ او همان کسی است که فرانسیس را به جنگل کشاند و بعدا به او حمله کرد و خفه‌اش کرد. او اعتراف کرد که می‌خواست همچون سایر قربانیان جسد او را نیز تکه‌تکه کند، ولی با شنیدن صدایی سریعا از صحنه قتل متواری شده است.

سرانجام آلبرت فیش اعدام شد

محاکمه آلبرت فیش روز ۱۱ مارس ۱۹۳۵ آغاز شد و از شواهد و قرائن به وضوح مشخص بود که متهم فاقد عقل سلیم است. به همین ترتیب، وکیل مدافع فیش برای تبرئه او به دنبال اثبات جنون متهم بود. فیش در جریان محاکمات خود اعتراف کرد که مبتلا به توهمات شنیداری در قالب صدها صدای مختلف بوده که او را به قتل کودکان تشویق می‌کردند. با وجود روانپزشکان متعددی که در دادگاه بر صحت ادعای جنون متهم شهادت دادند، ولی هیئت منصفه فیش را آنقدر عاقل تشخیص داد که او را مجرم بشناسد. محاکمه آلبرت فیش ۱۰ روز به طول انجامید و با صدور حكمی كه منجر به اعدام فیش به وسیله صندلی الکتریکی شد پایان یافت.

با وجودی که جنون فیش حتمی بود، ولی هیئت منصفه عاقلانه‌ترین کار را اعدام او می‌دانستبا وجودی که جنون فیش حتمی بود، ولی هیئت منصفه عاقلانه‌ترین کار را اعدام او می‌دانست

درحالی‌که فیش پشت میله‌های زندان ایالتی سینگ‌سینگ، نیویورک منتظر سرنوشت خود بود، به او اجازه داده شد تا یک سری یادداشت‌ها را در مورد جنایات خود بنویسد. این یادداشت‌ها قرار بود به خبرنگاران کمک کند جزئیات پرونده او را به صورت جامع و کامل در مطبوعات گزارش دهند. مطمئنا چنین گزارش‌های دسته اولی از زبان خود قاتل خوانندگان را مجذوب می‌کرد. درحالی‌که تصور کلی بر این است که فیش بین ۳ تا ۹ نفر را کشته، ولی خود فیش تعداد قربانیان را خیلی بیشتر از اینها می‌داند. او حتی ادعای وحشتناک مبنی بر «داشتن [قربانی] کودکی در هر ایالت» را نیز داشت که هیچ‌وقت تأیید نشد. در همین حال، خاطرات قاتل دیوانه نیز هرگز روشنایی روز را به خود ندیدند.

مقاله‌های مرتبط:

قبل از اعدام آلبرت فیش در حوالی نیمه‌شب ۱۶ ژانویه ۱۹۳۶ وکیل مدافع او، جک دمپسی از انتشار یادداشت‌های موکل خود خودداری کرد. واضح بود آنچه فیش در یادداشت‌های خود نوشته فوق‌العاده وحشتناک‌تر از آن چیزی بود که برای عموم مردم قابل هضم باشد. دمپسی در این خصوص گفت: «هیچ‌وقت این [یادداشت‌ها] را به کسی نشان نمی‌دهم. این‌ها قبیح‌ترین و وقیح‌ترین کارهایی بودند که در عمرم درباره‌شان خواندم.»

ظاهرا آلبرت فیش چندان ترسی از مردن نداشت و حتی گفته شده، بی‌صبرانه منتظر اعدام با صندلی الکتریکی بوده است. او حتی به نگهبانان جوخه اعدام گفت: «روی صندلی الکتریکی مُردن چه هیجانی خواهد داشت. حد اعلی هیجانی که خواهم داشت و تنها چیزی که امتحان نکردم.»

عکس شاخص: پوستر فیلم «مرد خاکستری (۲۰۰۷)» که بر اساس زندگی آلبرت فیش ساخته شد.

شایعه: گلکسی S21 FE از ۷ آبان به بازار عرضه خواهد شد | راهنمای خرید رایگان

شایعه: گلکسی S21 FE از ۷ آبان به بازار عرضه خواهد شد | راهنمای خرید رایگان

سامسونگ خود را برای رویداد آنپکد بعدی‌اش آماده می‌کند، رویدادی که ۲۰ اکتبر (۲۸ مهر ۱۴۰۰) برگزار خواهد شد. حال، برخی از منابع زنجیره تأمین‌کنندگان تایوانی اعلام کرده‌اند که غول کره‌ای دنیای فناوری احتمالا در این رویداد گلکسی S21 FE را رونمایی خواهد کرد.

مقاله‌های مرتبط:

به‌‌گزارش گیزموچاینا، طبق اعلام یکی از افشاکنندگان خبرهای فناوری به‌ نام Lanzuk، سامسونگ ۲۰ اکتبر گوشی هوشمند مورد‌انتظار گلکسی S21 FE را رسما معرفی خواهد کرد. همچنین، این منبع اعلام کرده است که پس از رویداد ذکرشده، کاربران می‌توانند این گوشی هوشمند را پیش‌خرید کنند. تاریخ عرضه این گوشی به بازار نیز ۲۹ اکتبر (۷ آبان ۱۴۰۰) خواهد بود که در ابتدا فقط در برخی از نقاط جهان در‌دسترس قرار خواهد گرفت.

گلکسی s21 fe

طبق اعلام منبع این خبر، عرضه برخی از لوازم جانبی مرتبط با گلکسی S21 FE آغاز شده و این یعنی زمان زیادی تا معرفی این محصول باقی نمانده است. سامسونگ نیز مثل بسیاری از شرکت‌های دیگر با مشکلاتی در زمینه کمبود تراشه‌های موبایلی مواجه و همین امر موجب شد تا شایعاتی مبنی‌بر لغو تولید گلکسی S21 FE منتشر شود. باوجوداین، گزارش‌های جدید حاکی از آن است که این شرکت کره‌ای تولید انبوه محصول اشاره‌شده را آغاز کرده است.

گلکسی S21 FE در‌واقع گوشی هوشمند رده‌بالایی محسوب می‌شود که از بیشتر قابلیت‌ها و امکانات ارائه‌شده در پرچم‌داران سری گلکسی اس ۲۱ بهره می‌برد. البته این محصول از مدل‌های اصلی پرچم‌داران سامسونگ قیمت ارزان‌تری دارد؛ به‌همین‌دلیل، می‌توان انتظار داشت برخی از مشخصات سخت‌افزاری‌ آن از برادران گران‌قیمت‌ترش ضعیف‌تر باشد.

دیدگاه شما کاربران زومیت درباره گلکسی اس S21 FE چیست؟

شایعه: اپل در حال کار روی نسل بعدی اپل تی‌وی و کنسول دستی مشابه نینتندو سوییچ است | راهنمای خرید رایگان

شایعه: اپل در حال کار روی نسل بعدی اپل تی‌وی و کنسول دستی مشابه نینتندو سوییچ است | راهنمای خرید رایگان

به‌گزارش MacRumors و با استناد به منابع آگاه به سیاست‌های اپل، غول دنیای فناوری قصد دارد نسل بعدی دستگاه پخش محتوایش موسوم به اپل تی‌وی را دستخوش تغییراتی بنیادی کند. براساس گزارش یادشده، اپل تی‌وی بعدی سطح رویی از جنس پلکسی گلاس خواهد داشت که انتظار می‌رود در نسل بعدی مک از این مؤلفه طراحی استفاده شود.

در این گزارش، آمده است که طراحی جدید به‌نوعی یادآور طراحی نسل اول اپل تی‌وی است؛ البته باید به این نکته توجه کرد که iDropNews سابقه خاصی در افشای محصولات اپل ندارد؛ بنابراین، این اطلاعات باید به دید شایعه نگریسته شود. براساس گزارش مذکور، دستگاه پخش محتوای جدید اپل لبه‌هایی تخت مانند محصولات اخیر این شرکت همچون آیپد پرو و آیفون ۱۳ خواهد داشت. این در حالی است که اپل تی‌وی فعلی نیز لبه‌های تخت و گوشه‌های منحنی دارد و این ادعا تا حدودی مبهم به‌‌نظر می‌رسد.

نسل نخست اپل تی‌وی

نخستین نسل اپل تی‌وی که ادعا می‌شود مدل جدید از آن الهام خواهد گرفت

شواهد نشان می‌دهد اپل در حال ساخت دستگاهی ادغام‌شده از اپل تی‌وی و هوم‌پاد است که به دوربین فیس‌تایم (وب‌کم) نیز مجهز خواهد شد. شایعه دیگر در این گزارش مربوط به ساخت کنسول بازی شبیه به نینتندو سوییچ است. قبل از رونمایی اپل تی‌وی ۲۰۲۱، گفته می‌شود کوپرتینویی‌ها در حال ساخت نسخه بسیار قدرتمند این محصول با تمرکز بر قابلیت‌های گیمینگ هستند که می‌تواند بازی‌های AAA را با تنظیمات گرافیکی مناسبی اجرا کند.

مقاله‌ مرتبط:

همچنین، گفته می‌شود که این شرکت کنسولی دستی را به‌زودی رونمایی خواهد کرد و بدین‌منظور در حال مذاکره با تعدادی از استودیوهای معروف بازی‌سازی، ازجمله یوبی‌سافت (Ubisoft)، سازنده عناوین مشهوری همچون اساسینز کرید، فارکرای، واچ داگز و… درباره ساخت بازی برای دستگاه جدیدش است.

شایعات جدید حاکی از آن است که اپل کنسول بازی هیبریدی بسیار قدرتمندی رونمایی خواهد کرد و از هر آنچه مایکروسافت یا سونی در سال ۲۰۲۱ ارائه می‌دهد، عملکردش بهتر خواهد بود! البته این ادعا نیز تا حدودی عجیب به‌نظر می‌رسد؛ چراکه کنسول‌های دستی معمولا با‌‌‌توجه‌‌به ابعاد کوچکشان بسیار ضعیف‌تر از کنسول‌های خانگی هستند. بااین‌حال، درسطح کنسول دستی سخت‌افزار قطعا مشکلی برای اپل ایجاد نمی‌کند؛ زیرا تراشه A15 Bionic و M1 کاملا توانایی اجرای بازی‌های فشرده سه‌بعدی را دارند و چندین برابر از پردازنده بسیار قدیمی نینتندو سوییچ قوی‌تر‌‌‌‌ند.

شایعات قبلی حاکی از آن بودند که کوپرتینویی‌ها مشغول کار روی تراشه‌ جدیدی برای کنسول یادشده هستند که با تمرکز بر قابلیت‌های گیمینگ ساخته خواهد شد و از قابلیت‌های کنسول‌های نسل‌نهمی سونی و ایکس‌باکس همچون ری‌تریسینگ پشتیبانی می‌کند.‌ درحال‌حاضر، آنچه‌ غول دنیای فناوری به آن احتیاج دارد، فروشگاه نرم‌افزاری پر از بازی‌های سطح کنسولی است. قطعا اکنون کاربران می‌توانند بازی‌های عالی را در اپ‌استور پیدا کنند؛ اما بیشتر آن‌ها بازی‌های موبایل هستند و نه بازی‌هایی که بتوانند در رایانه‌های شخصی ویندوز و پلی‌استیشن یا حتی نینتندو سوییچ بیابند.

اگر اپل بخواهد کنسول قابل‌حمل خود را بسازد، ابتدا باید مطمئن شود که بازی‌های جذاب کافی برای فروش دستگاهی خواهد داشت که عمدتا بر این موضوع متمرکز است. سرویس اپل ارکید را می‌توان یک شروع دانست؛ اما هنوز مسیری طولانی برای بهترشدن در پیش دارد. سپتامبر ۲۰۱۹، اپل در‌کنار رونمایی سری آیفون ۱۱ و اپل واچ سری ۵، سرویس بازی‌محور موسوم به اپل آرکید را معرفی کرد. اپل آرکید با حدود ۷۰ عنوان راه‌اندازی شد و تا پایان همان سال، غول دنیای فناوری تعداد عناوین انحصاری‌اش را به ۱۰۰ بازی رساند.

با ارائه سرویس یادشده، کانون توجه اپل بیشتر روی بازی‌های ایندی (Indie Game) و خلاق و کوچکی معطوف شده است که می‌توانند روی آیفون، آیپد، مک و حتی اپل تی‌وی به‌صورت بومی اجرا شوند. جدیدترین اخبار حاکی از آن است که دو سال پس از عرضه این سرویس، تعداد بازی‌هایش به ۲۰۰ عنوان افزایش پیدا کرده است.

برای مطالعه تمام مقالات مرتبط با اپل به این صفحه مراجعه کنید.

ویرایش تصاویر در فتوشاپ ؛ هر آنچه باید برای شروع بدانید | راهنمای خرید رایگان

ویرایش تصاویر در فتوشاپ ؛ هر آنچه باید برای شروع بدانید | راهنمای خرید رایگان

یکی از مراحل مهم عکاسی، ویرایش نهایی تصاویر است که اهمیت آن کمتر از خود عکاسی نیست. با ویرایش صحیح تصویر می‌توان خطاها و مشکلات عکس را برطرف کرد و حتی حس و حال عکس را تغییر داد. ادوبی فتوشاپ یکی از قدرتمند‌ترین و محبوب‌ترین نرم‌افزارهای ویرایش تصویر برای عکاسان است. با این حال استفاده از این نرم‌افزار ممکن است برای بسیاری از عکاس‌های تازه‌کار گیج‌کننده باشد. در این راهنما به برخی مقدمات این نرم‌افزار محبوب اشاره می‌کنیم و سپس نکاتی را برای ویرایش تصویر در فتوشاپ ارائه می‌دهیم.

حتما تا به حال این جمله را زیاد شنیده‌اید: این عکس فتوشاپ شده است. حتی افراد غیرعکاس هم از این عبارت برای اشاره به تصاویر دستکاری‌شده استفاده می‌کنند. به بیان دیگر فتوشاپ با ویرایش تصاویر شناخته شده است.

عناوینی که در این مقاله خواهید خواند:

پیچیدگی فتوشاپ

گرچه ابزار متعددی برای ویرایش تصاویر وجود دارند، فتوشاپ از نظر امکانات و قابلیت‌ها سرآمد است. بدون شک فتوشاپ نرم‌افزاری وسیع و پیچیده با بسیاری از امکانات تعبیه‌شده و افزونه‌های جانبی است. ابزارهای فتوشاپ در طول سال‌های گذشته به تکامل رسیده‌اند به‌طوری‌که می‌توان با ابزاری بسیار متفاوت به نتایج مشابهی رسید.

اگر روش انجام کاری در فتوشاپ را به صورت آنلاین جستجو کنید با دیدن نتایج گیج می‌شوید. در بسیاری از نمونه‌ها عکاس‌ها تکنیک‌های متفاوتی را برای رسیدن به خروجی نهایی اجرا می‌کنند که می‌توانند برای افراد تازه‌کار بسیار گیج‌کننده باشند.

هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید من صفر تا صد فتوشاپ را می‌دانم. بلکه می‌توان در استفاده از برخی ابزار برای کارهایی مشخص به مهارت رسید. این روش صحیح یادگیری فتوشاپ است. پس از یادگیری ابزارهای موردنیاز در فتوشاپ برای رسیدن به مهارت نیاز به تمرین دارید. تمرین و تکرار فرایند کندی به نظر می‌رسد اما وقتی به آن عادت کنید نتایج بسیار خوبی خواهید گرفت. در نتیجه به یاد داشته باشید که این راهنما تمام ابزارهای فتوشاپ را پوشش نمی‌دهد بلکه مبنایی برای ویرایش تصاویر به‌ویژه برای عکاسان تازه‌کار است.

لایت روم در مقابل فتوشاپ

عکاس‌های حرفه‌ای به ندرت خروجی‌های مستقیم دوربین خود را منتشر می‌کنند در نتیجه سفر آن‌ها با ابزار اولیه‌ی ویرایش تصویر مثل لایت روم آغاز می‌شود. البته وقتی برای اولین بار نرم‌افزار لایت‌روم را باز می‌کنید متوجه تفاوت بسیار زیاد آن با فتوشاپ می‌شوید. در لایت روم درک همه چیز نسبتا ساده است و با کمی بررسی خیلی زود با این نرم‌افزار آشنا می‌شوید. از سوی دیگر وقتی فتوشاپ را برای اولین بار باز می‌کنید، ممکن است دچار سردرگمی شوید. هر آنچه می‌بینید ابزارها، تب‌ها و پنجره‌های ناآشنا است؛ بنابراین اغلب افراد این سؤال را از خود می‌پرسند: وقتی لایت روم داریم چرا باید از فتوشاپ استفاده کنیم؟

فتوشاپ نرم‌افزار جامع‌تری نسبت به لایت روم است. هر آنچه در لایت روم می‌بینید در فتوشاپ هم وجود دارد؛ اما کل امکانات لایت‌روم حتی ۱۰ درصد از امکانات فتوشاپ نیست. تفاوت بین لایت‌روم و فتوشاپ مانند تفاوت بین موتورسواری و راندن خودروی مسابقه‌ای است. با این حال اغلب عکاس‌ها اهمیتی به امکانات بیشتر نمی‌دهند.

اغلب امکانات لایت‌روم مرتبط با عکاسی است و کار با آن بسیار ساده است. این نرم‌افزار همچنین دارای قابلیت تعبیه‌شده‌ای برای ویرایش تصویر است. به‌طور کلی اگر به‌دنبال ویرایش‌های ساده مثل اضافه کردن یا حذف چند نقطه‌ی نوری، افزودن کنتراست یا اشباع رنگی، افزایش وضوح یا تار کردن عکس هستید لایت‌روم تمام این کارها را برایتان انجام می‌دهد؛ اما اگر می‌خواهید مهارت‌های ویرایشی خود را به سطح جدیدی برسانید و مجموعه‌ای از بهترین ابزار دسترسی داشته باشید فتوشاپ را انتخاب کنید.

لایت روم در مقابل فتوشاپ

باز کردن تصاویر در فتوشاپ

همان‌طور که در بالا هم اشاره کردیم بیش از یک روش برای انجام کارها در فتوشاپ وجود دارد. متداول‌ترین روش باز کردن تصاویر در فتوشاپ، درگ تصویر به داخل پنجره‌ی فتوشاپ است (تصویر ذیل).

باز کردن تصویر در فتوشاپ

پس از باز کردن تصویر در فتوشاپ تبی را در سمت چپ بالا (مستطیل قرمز در تصویر زیر) به نام image می‌بینید. می‌توانید چند سند تصویر را باز کنید. در قسمت پائین سمت چپ می‌توانید درصد کراپ (مستطیل نارنجی تصویر زیر) را ببینید. می‌توانید با کلیدهای ترکیبی Ctrl و به‌علاوه (+) بزرگ‌نمایی و با کلیدهای Ctrl و منها (-) کوچک‌نمایی کنید. با فشردن کلیدهای ترکیبی Ctrl + 0 تصویر متناسب با فضای کار تنظیم می‌شود و با کلید Ctrl+1 حالت کراپ ۱۰۰٪ می‌گیرد. این میانبرهای صفحه‌کلید در حین استفاده از فتوشاپ کار را برایتان بسیار ساده می‌سازند.

درصد کراپ و اندازه فایل

در کنار درصد کراپ، اندازه‌ی فایل قرار دارد (مستطیل سفید، تصویر بالا). بر اساس نوع فایلی که با آن کار می‌کنید، اندازه‌ی فایل به تدریج افزایش می‌یابد. برای مثال اندازه‌ی ۲۴ مگاپیکسلی یک فایل فول‌فریم RAW تقریبا ۳۰ مگابایت خواهد شد. در صورت اضافه کردن لایه‌ها، حجم این فایل می‌تواند به یک گیگابایت هم برسد. وقتی تصویری را به فرمت JPEG با همان وضوح تبدیل می‌کنید، به فایلی ۸ تا ۱۲ مگابایتی می‌رسید. به ازای هر لایه‌ای که به سند فتوشاپ اضافه کنید، اندازه‌ی فایل چندبرابر حالت اولیه می‌شود.

در گوشه‌ی بالا و راست، هیستوگرام RGB را می‌بینید (مستطیل سبز). درست زیر آن مجموعه ابزار Adjustment قرار دارد (مستطیل زرد). این قسمت هم لایه‌ی جاری در تب لایه‌ها در حالت انتخاب قرار دارد (مستطیل آبی). در سمت چپ یک آیکن چشم را می‌بینید که می‌توانید روی آن کلیک کنید. پس از کلیک نماد چشم ظاهر می‌شود که نشان‌دهنده‌ی قابل نمایش بودن لایه‌ی متناظر آن است. با کلیک مجدد روی لایه، آیکن چشم و لایه‌ی متناظر آن ناپدید می‌شود. در سمت دیگر، آیکن قفل قرار دارد (مستطیل بنفش) که در صورت فعال شدن آن، لایه قفل می‌شود و نمی‌توان تنظیمات را روی آن اعمال کرد.

باز کردن فایل RAW

اغلب عکاس‌ها به فرمت RAW عکاسی می‌کنند. فتوشاپ برای باز کردن فایل RAW، دارای قابلیتی مجزا است. پس از درگ کردن فایل RAW به فتوشاپ پنجره‌ای را با عنوان Camera Raw می‌بینید. کمرا را ابزار ویژه‌ی ادوبی برای خواندن و ویرایش فایل‌های RAW است. اگر با لایت‌روم آشنایی داشته باشید، Camera Raw برایتان جدید نخواهد بود.

باز کردن فایل خام در فتوشاپ

Adobe Camera Raw (به اختصار ACR) دارای قابلیت‌های اولیه‌ای است که شباهت زیادی به امکانات لایت روم دارند اما اگر دوربینی جدید داشته باشید و جدیدترین به‌روزرسانی ACR را نصب نکنید، نمی‌توانید فایل‌های RAW را باز کنید. در چنین مواردی دو گزینه دارید. اولین گزینه استفاده از مبدل RAW to DNG ادوبی است که به صورت رایگان در دسترس است. پس از تبدیل تصاویر به فرمت DNG می‌توانید آن‌ها را در نسخه‌های قدیمی‌تر Camera Raw هم باز کنید.

اگر ادوبی پشتیبانی کافی را برای دوربینتان فراهم نکرده باشد باید دومین گزینه را امتحان کنید که شامل استفاده از نرم‌افزار ثانویه برای تبدیل فایل RAW به چیزی قابل خواندن برای فتوشاپ مثل TIFF است. همچنین در حین ویرایش تصویر نیاز به حداکثر داده‌ها دارید. به همین دلیل عکاس‌ها در حالت RAW عکاسی می‌کنند. اگر تصویر RAW به JPEG تبدیل شود تنها ۸ بیت از داده‌ها در اختیارتان خواهد بود اما اگر فرمت TIFF یا فرمتی مثل DNG را انتخاب کنید می‌توانید با تمام داده‌های اصلی کار کنید.

تنظیمات acr

در پنجره‌ی Camera Raw می‌توانید تنظیمات اولیه مثل exposure (نوردهی)، constrast (کنتراست) و saturation (اشباع رنگی) را تغییر دهید. Lens Correction یا تصحیح لنز ویرایش مهم دیگری است که می‌توانید در Camera Raw انجام دهید. ACR دارای پروفایل‌های تعبیه‌شده‌ای برای رفع مشکلات مربوط به لنز مثل اعوجاج، انحراف رنگی و تیره کردن حاشیه‌ی تصویر است. پس از یافتن پروفایل لنز در ACR، مدل دوربین و لنز را انتخاب کنید تا پروفایل موردنظر به تصویر اعمال شود.

پروفایل‌های acr

پس از تکمیل روی Open image کلیک کنید تا فایل RAW در فتوشاپ با تنظیمات اعمال‌شده باز شود.

توصیه‌های ذخیره‌سازی و فرمت فایل

پس از تکمیل ویرایش تصاویر، برای ذخیره‌سازی فایل برای اولین بار یا گرفتن یک کپی جدید به File > Save As بروید. به این صورت می‌توانید نوع فایل دلخواه خود را برای ذخیره‌سازی انتخاب کنید. توصیه می‌شود یکی از این دو نوع را انتخاب کنید:Photoshop با پسوند‌های *.PSD، *.PDD یا TIFF با پسوندهای *.TIF، *.TIFF). فایل‌های PSD فتوشاپ تنها در فتوشاپ اجرا می‌شوند درحالی‌که TIFF در اغلب نرم‌افزارهای نمایش و ویرایش تصویر باز می‌شود. فرمت‌های فوق حجم زیادی را اشغال می‌کنند اما هر دو حداکثر داده‌ها را حفظ می‌کنند.

انتخاب فرمت تصویر

به‌طور کلی دو کپی از تصویر را ذخیره می‌کنید. یکی به صورت PSD یا TIFF که شامل تمام داده‌ها است و کپی دیگر به صورت JPEG برای استفاده در وب. اگر از نسخه‌ی فتوشاپ سی‌سی ۲۰۱۵ به بالا استفاده می‌کنید می‌توانید ازطریق منو File > Export > Save for Web (legacy) فایل را به فرمت JPEG ذخیره کنید. یک پنجره‌ باز می‌شود. مطمئن شوید فرمت انتخاب JPEG است (مستطیل قرمز، تصویر بالا).

سپس می‌توانید کیفیت تصویر را تعیین کنید (مستطیل سبز، تصویر بالا) که بر اساس میزان داده‌های که می‌خواهید در تصویر JPEG حفظ کنید از Low تا Maximum متغیر است. هرچقدر کیفیت تصویر بالاتر باشد، اندازه‌ی فایل به‌دلیل سطوح اتلاف بالاتر می‌رود. می‌توانید اندازه‌ی متناظر فایل را در گوشه‌ی پائین سمت چپ ببینید (مستطیل بنفش).

پس از انتخاب کیفیت، مطمئن شوید گزینه‌ی Convert to sRGB فعال است. سپس می‌توانید رزلوشن دلخواه را تایپ کنید (مستطیل زرد). به‌طور کلی رزلوشن ۲۰۴۸ در سمت طویل تصویر کافی است. مطمئن شوید آیکن لینک فعال است زیرا به صورت خودکار ضلع دیگر تصویر هم تنظیم می‌شود. سپس روی Save… کلیک کنید تا یک کپی JPEG از تصویر ویرایش‌شده را داشته باشید.

علاوه بر فرمت‌های PSD، TIFF و JPEG فرمت PNG هم شایسته‌ی توجه است. تفاوت اصلی فرمت PNG و JPEG توانایی حفظ شفافیت (transparency) است. برای مثال اگر می‌خواهید یک لوگوی شفاف را روی تصاویر دیگر قرار دهید بهترین فرمت ذخیره‌سازی PNG است.

فرمت png

معرفی جعبه ابزار فتوشاپ (Toolbox)

وقتی فتوشاپ را باز می‌کنید، با مجموعه‌ای از ابزارهای متنوع روبه‌رو می‌شوید. قبل از انجام هر کاری بهتر است با محیط کار آشنا شوید. کاربردهای فتوشاپ بسیار فراتر از ویرایش تصویر هستند. به منو Window > Workspace > Photography بروید. محیط کار با ابزارهای مربوط به عکاسی برایتان باز می‌شود. حالا نوار ابزار را در سمت چپ می‌بینید (مستطیل قرمز، تصویر زیر).

جعبه‌ابزار فتوشاپ

بخش زیادی از ابزارهایی که در نوار ابزار می‌بینید شامل زیرمجموعه‌ای از ابزار مختلف هستند. با کلیک روی فلش کوچک کنار این ابزارها می‌توانید زیرمجموعه‌ی آن‌ها را ببینید (مستطیل نارنجی، تصویر زیر) پس از انتخاب یک ابزار از نوار ابزار، ویژگی‌ها یا گزینه‌های موجود برای ابزار موردنظر در بالای صفحه و درست زیر نوار منو ظاهر می‌شوند (مستطیل زرد، تصویر زیر).

برای مثال در تصویر فوق، ابزار brush انتخاب شده است. در نتیجه ویژگی‌های ابزار brush مثل brush size، blend mode، opacity و دیگر ویژگی‌های مربوط به ابزار قلم در بالا نمایش داده شده‌اند. به یاد داشته باشید که ابزار و پالت‌ها را می‌توان متناسب با نیاز تنظیم کرد. در ادامه نگاهی می‌اندازیم به متداول‌ترین ابزارهای فتوشاپ:

ابزار Crop

کراپ کردن یا برش تصویر یکی از اولین مراحل ویرایش تصویر است. با کلیک روی ابزار crop (مستطیل سبز در عکس زیر) می‌توانید خط‌کش‌های کراپ را انتخاب کنید. می‌توانید هشت گوشه‌ را درگ کنید تا سایز برش را تغییر دهید یا تصویر را با درگ از هر چهار گوشه بچرخانید. وقتی ماوس را روی یکی از گوشه‌ها می‌برید، اشاره‌گر ماوس به نماد تغییر اندازه تبدیل می‌شود. وقتی کمی ماوس را از تصویر به سمت گوشه‌ها می‌برید، آیکن چرخش ماوس ظاهر می‌شود و می‌توانید تصویر را در جهت یا خلاف جهت ساعت بچرخانید.

ابزار کراپ

در حین کراپ می‌توانید نسبت تصویر را هم تغییر دهید. این نسبت بین طول و ارتفاع تصویر قرار می‌گیرد. به صورت پیش‌فرض فتوشاپ نسبت اصلی تصویر را حفظ می‌کند. می‌توانید نسبت تصویر را با انتخاب یکی از نسبت‌های نوار کشویی (مستطیل قرمز) تغییر دهید. همچنین می‌توانید آن نسبت را به صورت مستقیم با وارد کردن طول و عرض در ستون‌های سمت چپ منو کشویی تغییر دهید (مستطیل نارنجی). اگر نمی‌خواهید از نسبت‌های از پیش‌تعریف‌شده استفاده کنید می‌توانید روی دکمه‌ی clear کلیک کنید تا فتوشاپ یک نسبت سفارشی را در اختیارتان قرار دهد.

گزینه‌ی بعدی در حین کراپ، Overlay است (مستطیل زرد) اغلب عکاس‌ها با قوانینی مثل قانون یک‌سوم یا نسبت طلایی آشنایی دارند. overlay-های پیچیده‌تری هم وجود دارند. می‌توانید یکی از اورلی‌ها مثل‌ مارپیچ طلایی (Golden spiral) را انتخاب کنید و جهت آن را با فشردن کلید O تغییر دهید. سپس می‌توانید روی دکمه‌ی تیک کلیک کنید تا فتوشاپ پیکسل‌های خارج از کراپ را نادیده بگیرد.

ابزار Spot Healing

گاهی گرد و غبار روی حسگرهای دوربین می‌نشیند. اگر گرد و غبار به شکل نقطه‌ای با جزئیات بالا قرار بگیرد چندان به چشم نمی‌آید اما در صورتی که روی نقاط تمیز و صاف تصویر مثل آسمان یا پس‌زمینه‌ای روشن قرار بگیرد مانند یک لکه‌ی تاریک به نظر می‌رسد. گاهی هم می‌خواهید برخی اشیای اضافی را از قاب تصویر حذف کنید. در این صورت ابزار spot healing brush بهترین گزینه است.

ابزار spot healing

در تصویر فوق، پرچم (بیضی قرمز) یکی از عناصر اضافی تصویر است که عکاس نمی‌تواند به صورت فیزیکی آن را حذف کند. در این شرایط ابزار sport healing تقریبا همان کار را با زحمتی کمتر انجام می‌دهد.

تنظیمات spot healing

برای استفاده از این ابزار روی ابزار sport removal (مستطیل قرمز، تصویر بالا) کلیک کنید. سپس در بخش properties، مطمئنی شوید گزینه‌ی Content Aware (مستطیل زرد) فعال است. این ابزار برای ۹۰ درصد موارد نتیجه‌بخش است. با کلیک راست روی نقطه‌ی دلخواه تصویر یا با کلیک روی منو size (مستطیل بنفش) می‌توانید ویژگی‌های size و hardness را برای براش موردنظر تغییر دهید (مستطیل نارنجی)

Size براش (بر اساس پیکسل) را انتخاب کنید. سپس hardness آن را کاهش یا افزایش دهید. براش سخت (hard) دارای گوشه‌های تیز است درحالی‌که براش نرم (soft) گوشه‌های نرم و همواری را در تصویر به وجود می‌آورد. پس از انتخاب گزینه‌های لازم، ماوس را روی لکه‌ی موردنظر ببرید تا آن را حذف کنید.

اعمال spot healing

بعد از spot healing

حالا ردپایی از پرچم در تصویر دیده نمی‌شود. در این نمونه از آنجا که پس‌زمینه یک‌دست است یک براش سخت استفاده شده است. اگر پس‌زمینه غیریکپارچه بود، براش نرم بهتر نتیجه می‌داد. هر عکس منحصر‌به فرد است و مقدار مشخصی از نرمی یا سختی براش را می‌طلبد. براش نرم برای ایجاد گوشه‌های تار و محو مناسب است. در نتیجه اندازه و hardness براش را باید متناسب با تصویر خود تغییر دهید.

ابزار Clone Stamp

ابزار Clone Stamp نسخه‌ی پیشرفته‌‌ی ابزار spot healing است. ابزار spot healing به صورت خودکار و با اسکن پیکسل‌های اطراف، پیکسل‌های اضافی و غیرعادی را حذف می‌کند. این ابزار در صورت داشتن پس‌زمینه‌ی ساده عملکرد خوبی دارد اما اگر شیء موردنظر مقابل پس‌زمینه‌ای پیچیده باشد کار سخت می‌شود.

اما ابزار clone اجازه می‌دهد از منبع نمونه‌برداری کنید و آن‌ را در نقطه‌ی هدف قرار دهید. با کلیک روی منبع و هم‌زمان فشردن کلید Alt می‌توانید نمونه‌برداری را انجام دهید. سپس تنها کاری که باید انجام دهید کشیدن براش روی نقطه‌ی هدف است. فتوشاپ معمولا پیکسل‌های هدف را با پیکسل‌های نمونه جایگزین می‌کند. اغلب اوقات براش نرم بهتر برای ابزار clone stamp نتیجه می‌دهد.

اغلب گزینه‌های پنجره‌ی properties در ابزار clone مشابه ابزار spot healing است. تنها یک گزینه‌ی اضافی به نام Sample (مستطیل نارنجی، تصویر زیر) وجود دارد. با این گزینه می‌توانید لایه‌ی موردنظر برای نمونه‌برداری را انتخاب کنید. این گزینه به صورت پیش‌فرض روی current layer (لایه‌ی فعلی) تنظیم شده است.

ابزار clone stamp

نمونه برداری با کلون استمپ

در مثال بالا می‌بینید ابزار clone stamp نمونه را از منبع کپی کرده و آن را با هدف جایگزین می‌کند. برای نمونه‌برداری درحالی‌که کلید Alt را نگه داشته‌اید روی ناحیه‌ی موردنظر کلیک کنید. با حرکت به محل هدف و کشیدن روی آن می‌بینید نمونه‌ها روی هدف قرار می‌گیرند.

ابزار Brush

ابزار براش یکی از سودمندترین ابزارها در پالت ابزار است. در مجموع ابزار براش دقیقا کار یک قلم‌مو را در دنیای واقعی انجام می‌دهد. ابزار brush را انتخاب کنید (مستطیل قرمز در تصویر ذیل)، سپس رنگ پیش‌زمینه (مستطیل سبز) و سپس اندازه‌ی brush را انتخاب کنید. در آخر میزان opacity را انتخاب کنید. opacity مقدار هم ارز hardness در ابزار spothealing است با این تفاوت که این مقدار میزان قدرت brush را تعیین می‌کند. کاربرد ابزار‌ brush بسیار فراتر از کشیدن یک رنگ یکپارچه روی تصویر است. این ابزار به‌ویژه در هنگام کار با ماسک‌های لایه برای ویرایش تصاویر مفید است.

ابزار براش

ابزار Dodge and Burn

داجینگ و برنینگ دو نمونه از تکنیک‌هایی هستند که از زمان عکاسی با فیلم به جا مانده‌اند؛ اما داج و برن دقیقا چه معنایی دارند؟ به بیان ساده، داج باعث روشن شدن و برن باعث تیره‌ شدن می‌شود. علاوه بر dodge and burn، زیرمنویی به نام sponge وجود دارد. ابزار sponge به جای روشن کردن یا تاریک کردن پیکسل‌ها، اشباع رنگی (saturation) را تغییر می‌دهد. پس از انتخاب ابزارهای Dodge، burn و sponge در منو properties می‌توانید مناطق دلخواه تصویرتان را انتخاب کنید (Highlights/ Mid-tones/ Shadows). بقیه‌ی ویژگی‌های مثل brush size و opacity مشابه ابزار براش هستند.

سپس می‌توانید براش را روی نواحی دلخواه بکشید. برای مثال اگر ابزار burn و سپس Highlights را از قسمت Range انتخاب کنید، در صورت کشیدن براش تنها هایلایت‌ها تیره می‌شوند و بقیه‌ی قسمت‌ها دست‌نخورده می‌مانند. به‌طور مشابه اگر از ابزار Dodge استفاده می‌کنید و Shadows را از قسمت Range انتخاب کردید، تنها سایه‌ها روشن‌تر می‌شوند. وقتی ابزار sponge در حالت انتخاب است به جای منو range، گزینه‌ی Saturate/Desaturate ظاهر می‌شود.

ابزار dodge and burn

Global و Local Adjustment

فرض کنید نیاز به افزایش روشنایی تصویری دارید. یکی از روش‌ها رفتن به منو Image > Adjustments > Brightness / Contrast است. پنجره‌ای با دو اسلایدر می‌بینید که در آن می‌توانید روشنایی یا کنتراست عکس را افزایش دهید. وقتی با این روش روشنایی تصویر را افزایش می‌دهید مشاهده می‌کنید روشنایی به کل تصویر اعمال می‌شود. به این تنظیمات global adjustment یا adjustment سراسری گفته می‌شود. در مقابل روش داجینگ بخش قبل را در نظر بگیرید. به جای روشن کردن کل تصویر از براش برای روشن‌سازی نواحی منتخب تصویر استفاده کردیم. به‌علاوه این تنظیمات را روی یک range مشخص به نام Highlight، mid-tones یا shadows اعمال کردیم. به روش انتخابی اعمال یک افکت روی یک ناحیه‌ی مشخص local adjustment یا اجاسمنت محلی گفته می‌شود.

معیار دیگری برای برتری لوکال اجاسمنت به گلوبال اجاسمنت وجود دارد. فرض کنید بخش‌هایی از تصویر وجود دارند که نیاز به opacity قوی‌تر دارند و بخش‌های از تصویر باید عادی باشند. در این شرایط، استفاده از اجاسمنت‌های محلی توصیه می‌شود. به بیان خلاصه، بازیابی جزئیات سایه در تصویر local adjustment نامیده می‌شود درحالی‌که تلاش برای افزودن نور به کل یک تصویر global adjustment است.

global و local adjustment

لایه‌ها در فتوشاپ (Layers)

لایه‌ها یکی از دلایل اصلی انتخاب فتوشاپ هستند. حتما درباره‌ی لایه‌ها شنیده‌اید و سعی کردید آن را درک کنید. در ابتدا بگذارید یک جمع‌بندی از کارهایی را که در بخش‌های قبلی این مقاله انجام دادیم ارائه کنیم. ابزاری را انتخاب کردیم و آن را مستقیما به صورت global یا local روی تصویر اعمال کردیم. اما اگر کار اشتباهی انجام دادید و بخواهید به عقب برگردید چطور؟ می‌توانید از ابزار history برای بازگشت به عقب استفاده کنید اما متأسفانه تعداد محدودی از ویرایش‌ها به عقب برمی‌گردند نه تمام آن‌ها؛ زیرا ابزار history معمولا به صورت یک مخزن موقتی عمل می‌کند.

پس از بستن فتوشاپ history هم پاک می‌شود مگر اینکه آن را به صورت یک action ذخیره کرده باشید. در سناریوی دیگر فرض کنید بخواهید شدت افکتی را که قبلا اعمال کردید کاهش یا افزایش دهید. برای مثال فرض کنید نوردهی کلی را افزایش داده‌اید؛ و همان فایل را چند روز بعد باز می‌کنید و می‌خواهید تنظیمات را تغییر دهید. اینجا است که گزینه‌های ویرایش غیرمخرب مثل لایه‌ها به میان می‌آیند.

در ابتدا لازم است تفاوت روش مخرب و غیرمخرب ویرایش را بدانید. فرض کنید ابزار eraser (پاک‌کن) را برای حذف بخشی از تصویر انتخاب کردید. وقتی پس از چند روز تصویر را باز می‌کنید در صورتی که کپی از تصویر نداشته باشید، هیچ راهی برای برگرداندن پیکسل‌های از دست رفته وجود ندارد. این نوع ویرایش از نوع مخرب است.

حالا فرض کنید سندی تصویری را باز می‌کنید و سپس نوردهی آن را کاهش داده و کنتراست و اشباع رنگی (saturation) را بالا می‌برید. به جای پیاده‌سازی مستقیم تمام ویرایش‌ها روی تصویر بهتر است از لایه‌هایی استفاده کنید که روی یکدیگر قرار می‌گیرند. در نتیجه لایه‌ی اصلی تصویر در زیر و ویرایش‌ها روی لایه‌های بالایی انجام می‌شوند. برای مثال روی لایه‌ی بالایی می‌توانید نوردهی را اضافه کنید. سپس کنتراست را روی دو لایه‌ی زیرین اصلی (original) و نوردهی (exposure) اعمال می‌کنید. سپس لایه‌ی saturation بالای این دو قرار می‌گیرد. در نتیجه در صورت حذف یا اضافه کردن لایه‌ها، لایه‌ی اصلی بدون تغییر باقی می‌ماند.

لایه‌های فتوشاپ

در تصویر فوق، لایه‌ی اصلی با عنوان background layer باز شده است. در مرحله‌ی بعد یک کپی از لایه گرفته شده که روی لایه‌ی اصلی قرار می‌گیرد. می‌توانید لایه‌ها را با کلیک راست روی لایه و انتخاب Duplicate Layer از منو بازشده یا با استفاده از کلید ترکیبی Ctrl + J کپی کنید. در پنجره‌ی Duplicate Layer می‌توانید نام لایه‌ی جدید را وارد کنید. همچنین می‌توانید با انتخاب گزینه‌ی Destination لایه‌ی موردنظر را در سندی جدا کپی کنید.

کپی کردن لایه

لایه‌ای که بالاتر از همه قرار می‌گیرد نقش پیش‌زمینه را دارد. لایه‌های زیرین معمولا به‌عنوان پس‌زمینه درنظر گرفته می‌شوند. نقش پیش‌زمینه نسبت به پس‌زمینه را در عکاسی درنظر بگیرید. پیش‌زمینه معمولا کل یا بخشی از پس‌زمینه را بر اساس موقعیت‌ قرارگیری تغییر می‌دهد. این دقیقا همان کاری است که لایه‌ی پیش‌زمینه انجام می‌دهد. لایه‌ها روی یکدیگر قرار می‌گیرند تا لایه‌های زیرین را مخفی کنند.

آیکن چشم لایه

همان‌طور که در بخش قبلی هم گفتیم آیکن چشم در کنار لایه برای نمایش یا مخفی کردن لایه‌ی منتخب به کار می‌رود. با انتخاب لایه، آشکار می‌شود. در اینجا دو لایه وجود دارد: لایه‌ی background که لایه‌ی اصلی است و لایه‌ای به نام BrightenedLayer که در بالای آن قرار می‌گیرد. سپس با انتخاب BrightenedLayer و رفتن به منو Image > Adjustments > Brightness / Contrast و تنظیمات اسلایدر می‌توان روشنایی لایه را تغییر داد. درحالی‌که لایه‌ی Background زیرین بدون تغییر می‌ماند. اگر آیکن چشم را خاموش کنید می‌توانید تغییرات را ببینید.

تا اینجا اطلاعات اولیه‌ را درباره‌ی لایه‌ها و عملکرد آن‌ها ارائه دادیم برای درک بهتر عملکرد آن‌ها لازم است با opacity و layer masks آشنا شوید.

Opacity

تصویر ذیل را ببینید. در این تصویر میزان brightness یا روشنی به حداکثر رسیده است. واضح است نور تصویر بیش از اندازه زیاد شده است. روش‌های مختلفی برای اصلاح این تصویر و رسیدن به نتایج مطلوب وجود دارد.

لایه درخشان

با نوار لغزان opacity می‌توانید درصد قابل نمایش لایه‌ی فوقانی را روی لایه‌های زیرین تعیین کنید. به صورت پیش‌فرض، opacity برای تمام لایه‌ها ۱۰۰ درصد است. برای مثال با کاهش درصد opacity لایه‌ی فوقانی به ۴۰ درصد تنها ۴۰ درصد از لایه‌ی بالا و ۶۰ درصد از لایه‌ی زیرین نمایش داده می‌شود. فتوشاپ این کار را به صورت یکپارچه و بدون اینکه تصویر مصنوعی به نظر برسد انجام می‌دهد.

تغییر opacity

در نتیجه هرگاه احساس کردید تنظیماتی را بیش از انداز اعمال کردید، روش ساده‌ی حل این مشکل درگ کردن نوار لغزان opacity برای کاهش درصد قابل نمایش لایه‌ی بالایی است. علاوه بر opacity گزینه‌ی دیگری به نام fill وجود دارد. در اغلب موارد opacity و fill عملکرد مشابهی دارند و عملکرد آن‌ها در کار با blend mode-های مشخص متفاوت است.

Adjustment Layers

در بخش قبلی روش پیاده‌سازی adjustment روی یک لایه را آموختید؛ اما به نظر می‌رسد این روش با مشکلاتی همراه است. می‌توانید از اسلایدر opacity برای کاهش اثر ویرایش استفاده کنید. هنگام کار با adsjustment‌ها در روش قبلی لازم بود آن‌ها را پاک کنید و دوباره اعمال کنید یا از ابزار history استفاده کنید؛ مثلا اگر brightness را به اندازه‌ی ۲۵+ افزایش می‌دادید برای افزایش بیشتر آن لازم بود لایه‌ای دیگر را اضافه کنید و به این ترتیب ویرایش در گروه ویرایش مخرب قرار می‌گرفت. در عوض فرض کنید بتوانید تنظیمات را بدون تغییر اسلایدر opacity تغییر دهید. اینجا است که می‌توانید از لایه‌های adsjutment استفاده کنید.

لایه‌های adjustment

اگر تنظیمات منو Image > Adjustment (مستطیل قرمز در عکس بالا) را با Add an adjustment (مستطیل سبز) مقایسه کنید، متوجه شباهت عملکرد آن‌ها می‌شوید. با این حال این دو یک تفاوت عمده دارند.

افزودن adjustment

به جای انتخاب اجاستمنت‌ها از منو، با کلیک روی آیکن هم ارز از پالت add an adjustment یک لایه‌ی اجاسمنت جدید بالای لایه‌ی موجود نمایش داده می‌شود. روی آیکن Brightness/ Contrast (مستطیل سبز، تصویر بالا) کلیک کنید. لایه‌ای جدید (مستطیل زرد) را می‌بینید. وقتی همین کار را با استفاده از منو انجام دهید، پنجره‌ای ظاهر می‌شود که brightness یا روشنی را به صورت مستقیم روی لایه‌ی منتخب اعمال می‌کند.

مزیت استفاده از لایه‌های adjustment این است که حتی پس از ذخیره‌سازی و بستن سند، می‌توانید مجددا آن را باز کنید و با دبل‌کلیک روی آیکن لایه، مقدار اسلایدر brightness را که قبلا تغییر دادید، مشاهده کنید. این نوع ویرایش کاملا غیر مخرب است.

یک تفاوت اساسی بین لایه‌های دیگر و لایه‌ی adjustment وجود دارد. در مثال قبل وقتی لایه‌ی اصلی را کپی می‌کردید، لایه‌ی زیرین کاملا مخفی می‌شود. در مقابل، لایه‌ی adjustment تنها تنظیمات مورد نظر را روی لایه‌های زیرین اعمال می‌کند.

ماسک‌های لایه (Layer Masks)

حالا که درکی اولیه از لایه‌ها دارید نوبت به ماسک‌های لایه می‌رسد؛ اما ماسک لایه دقیقا چیست؟ در بخش قبلی دیدید که چگونه پیش‌زمینه روی پس‌زمینه قرار می‌گیرد؛ اما گاهی اوقات نیاز داریم بخشی از پیش‌زمینه (لایه‌ی بالا) و بخشی از پس‌زمینه (لایه‌ی پائین) نمایش داده شود.

به بیان دیگر، ممکن است بخواهید بخشی از پس‌زمینه مات و بخشی دیگر شفاف باشد. در بخش‌های شفاف یا transparent لایه‌های زیرین قابل نمایش هستند. ماسک‌های لایه همان‌طور که از نامشان پیدا است برای نمایاندن بخش‌های مشخصی از لایه‌های منتخب به کار می‌روند. یکی از جنبه‌های مهم ماسک‌های لایه را باید به خاطر سپرد: سفید نمایش می‌دهد، مشکی مخفی می‌کند و ۵۰ درصد خاکستری برابر است با ۵۰ درصد مات.

اضافه کردن ماسک لایه

با یک مثال این قضیه را بهتر درک می‌کنید. در تصویر فوق، یک لایه‌ی اجاستمنت Exposure با کلیک روی آیکن مرتبط (مستطیل قرمز) اضافه شده است و در بخش properties می‌توانید نوردهی را به اندازه‌ی یک استاپ افزایش دهید. آیکن مستطیل سبز را ببینید. این آیکن، ماسک لایه است. به‌طور پیش‌فرض هر لایه‌ی اجاستمنت با یک ماسک لایه همراه است. قبلا دیدید که لایه‌ی اجاسمنت تغییرات را روی لایه‌ی زیرین اعمال می‌کند. همین مسئله برای ماسک اجاستمنت هم صدق می‌کند. با انتخاب آیکن add new layer mask (مستطیل زرد) می‌توانید ماسک را به هر لایه‌ای اضافه کنید. ماسک لایه به صورت پیش‌فرض سفید است. این یعنی لایه‌ی بالایی کاملا قابل نمایش است.

در تصویر فوق نوردهی به صورت یکسان به کل لایه اعمال شده است درحالی‌که نور در برخی نواحی تصویر بیش از اندازه بالا رفته است. در نتیجه می‌توانید با ایجاد ماسکی سیاه و کشیدن روی ماسک با رنگ سفید برخی از نواحی دلخواه لایه را آشکار کنید. برای این کار در ابتدا ماسک لایه را انتخاب کنید و آن را با فشردن کلیدهای ترکیبی Ctrl+I به رنگ سیاه تبدیل کنید. حالا می‌بینید رنگ ماسک لایه مشکی می‌شود و این یعنی لایه‌ی فعلی شفاف است (زیرا سیاه مخفی می‌کند). در نتیجه لایه‌های زیرین قابل نمایش هستند.

حالا با انتخاب ابزار brush (مستطیل قرمز، عکس زیر) و تنظیم قطر و نرمی آن (hardness=0) می‌توانید روی نواحی تاریک تصویر بکشید. در کار با ماسک‌ها باید از دو چیز اطمینان پیدا کنید. در درجه‌ی اول باید مطمئن شوید رنگ پیش‌زمینه سفید است (مستطیل سبز، عکس زیر) و در درجه‌ی دوم مطمئن شوید ماسک لایه در حالت انتخاب قرار دارد (مستطیل آبی، عکس زیر).

اضافه کردن ماسک لایه

همچنین بررسی کنید ماسک لایه به لایه‌ی Exposure وصل باشد. حالا مشاهده می‌کنید نقاطی که رو ماسک نقاشی کردید نمایش داده می‌شوند درحالی‌که برخی مناطق به رنگ سیاه باقی مانده‌اند. می‌توانید ‌پیش‌نمایش ماسک را با کلیک روی ماسک لایه و هم‌زمان فشردن کلید Alt ببینید.

پیش‌نمایش ماسک لایه

در تصویر فوق لکه‌ی داخل مستطیل قرمز را ببینید. در اینجا به جای استفاده از رنگ ۱۰۰ درصد سیاه یا ۱۰۰ درصد سفید از opacity پنجاه و شش درصد برای کنترل میزان ماسک استفاده شده است.

تصویر با نیکون

تصویر ثبت شده با نیکون D7000، فاصله‌ی کانونی ۱۱ میلی‌متر، ایزو ۱۰۰، سرعت شاتر ۸/۱، گشودگی دیافراگم: f/8.0

حالا بگذارید مثال دیگری از کاربردها ماسک لایه بزنیم. در تصویر فوق رنگ آسمان بسیار روشن است. تیره کردن یکپارچه‌ی آن باعث می‌شود ظاهر بهتری پیدا کند.

تغییر نوردهی ماسک لایه

در این‌جا لایه‌ی اجاسمنت Exposure به نام Exposure 1 اضافه شده است. در اینجا مطمئن شوید ماسک لایه‌ی اجاسمنت اکسپوژر در حالت انتخاب قرار دارد. سپس ابزار gradient map (مستطیل سبز) را انتخاب کنید و ماوس را در میانه‌ی تصویر قرار دهید و سپس آن را به سمت پائین درگ کنید (مستطیل زرد).

مشاهده می‌کنید یک گرادینت از سفید در قسمت بالا به مشکی در قسمت پائین لایه‌ی ماسک ایجاد شده است. این جلوه مشابه جلوه‌ی فیلتر تراکم خنثی اشباع است. روش‌های متعددی مثل Blend-if یا ماسک‌های Luminosity برای انتخاب بخش‌هایی از تصویر وجود دارد.

Blend Mode

در بخش‌های قبلی به درکی از لایه‌ها و کاربردهای آن‌ها در فتوشاپ همراه با ماسک‌های لایه رسیدید. علاوه بر این ویژگی‌ها می‌توانید حالت‌های امیختگی یا blend mode لایه‌ها را هم تغییر دهیم.

blend mode در فتوشاپ

نگاهی به تصویر فوق بیندازید. ابزار اجاسمنت Exposure به این تصویر اضافه شده و مقدار آن به اندازه‌ی یک استاپ کاهش یافته است. این تنظیمات در سمت راست تصویر ماسک شده است در نتیجه لایه‌ی اجاسمنت exposure تنها در سمت چپ قابل نمایش است. در مرحله‌ی بعد یک کپی از لایه‌ی اجاستمنت Exposure با همان تنظیمات ایجاد شد. این بار سمت چپ تصویر ماسک شد. واضح است هر دو قسمت یکسان به نظر می‌رسند؛ اما منو blend mode لایه‌ی Exposure 1 Copy روی Normal قرار داده شده است که حالت آمیختگی نرمال است. درحالی‌که blend mode پیش‌فرض این اجاستمنت Overlay است (مستطیل قرمز).

مشاهده می‌کنید تفاوت بلند مودها چشمگیر است. گرچه تنظیمات لایه‌های Exposure یکسان هستند، دو حالت blend متفاوت نتایج متفاوتی را به بار می‌آورند. Blend mode تعیین می‌کند لایه‌ای که روی لایه‌ی دیگر قرار دارد چگونه نمایش پیدا کند. در مثال فوق، بلند مود عادی تنها به اندازه‌ی یک استاپ نوردهی را کاهش می‌دهد درحالی‌که حالت overlay کنتراست بیشتری را به تصویر اضافه می‌کند.

تغییر blend mode

در تصویر فوق مشابه تصویر قبلی، نور سمت چپ به اندازه‌ی یک استاپ کاهش یافته و از حالت آمیختگی normal برای آن استفاده شده است. برای نیمه‌ی راست هم همین عملیات تکرار شد با این تفاوت که حالت آمیختگی روی Luminosity قرار گرفت. با اینکه نوردهی سمت چپ تصویر اندک است می‌توانید کاهش اشباع رنگی آن را هم ببینید. در نیمه‌ی راست حالت آمیختگی Luminosity انتخاب شده است که تنها بر مشخصه‌ی exposure تأثیر می‌گذارد و دیگر مشخصات مثل saturation را دست‌نخورده رها می‌کند. فتوشاپ blend mode-ها را بر اساس نوع دسته‌بندی کرده است (تصویر ذیل).

انواع blend mode

برای درک تمام بلند مودها نیاز به مقاله‌ی دیگری است که از بحث این مقاله خارج است.

فیلترهای فتوشاپ

چه اتفاقی رخ می‌دهد وقتی فیلتری مثل ND یا CPL را روی لنز دوربین نصب می‌کنید؟ فیلترهای فتوشاپ هم عملکرد مشابهی دارند. به‌طور پیش‌فرض وقتی وارد منو Filters می‌شوید با مجموعه‌ای از فیلترها برای افزایش وضوح، تار کردن تصویر، اضافه یا حذف نویز روبه‌رو می‌شوید. علاوه بر این پلاگین‌های مختلفی برای پیاده‌سازی فیلترها وجود دارند.

به یادداشته باشید فیلترها روی لایه‌ی انتخابی اعمال می‌شوند. در صورت انتخاب لایه‌ی adjustment ممکن است برخی منوهای فیلتر غیرفعال شوند. در نتیجه مطمئن شوید لایه‌ی مورد نظر را برای اعمال فیلتر انتخاب کرده‌اید. به‌طور کلی بهتر است یک کپی از لایه‌ی موردنظر تهیه کنید و سپس فیلتر را روی آن اعمال کنید.

فیلترهای فتوشاپ

Adobe Camera Raw را هم می‌توان به شکل یک فیلتر روی لایه‌ها اعمال کرد.

Smart Objects

مانند لایه‌ها و ماسک‌ها، smart object-ها یا اشیای هوشمند از پرکاربردترین قابلیت‌های فتوشاپ هستند. قبلا دیدید که فیلترها و دیگر اجاستمنت‌ها در صورتی که به صورت مستقیم روی لایه‌ای اعمال شوند می‌توانند مخرب باشند و نمی‌توان تنظیمات را مجددا تغییر داد. از سوی دیگر اسمارت ابجکت‌ها راه‌حلی برای این مشکل هستند. وقتی لایه‌ای را به smart object تبدیل می‌کنید، فتوشاپ کل اجاستمنت‌ها و فیلترها را به صورت هوشمند اعمال می‌کند.

اسمارت آبجکت در فتوشاپ

می‌توانید هر لایه‌ای را با انتخاب آن و سپس کلیک راست روی لایه و انتخاب گزینه‌ی Convert to Smart Object به اسمارت ابجکت تبدیل کنید. پس از این کار آیکن اسمارت آبجکت روی لایه ظاهر می‌شود (مستطیل قرمز). در مثال بالا دو اجاسمنت ایجاد شده است. در اجاسمنت اول از فیلتر Camera Raw استفاده شده است. سپس روشنایی تصویر با اجاسمنت Brightness/Contrast تغییر داده شد. مشاهده می‌کنید هر دو تغییر به صورت فیلترهای هوشمند روی لایه اعمال شده‌اند.

حالا برای تغییر مقادیر تنها کاری که باید انجام دهید دبل کلیک روی فیلتر است. درست مانند لایه‌های اجاستمنت، پنجره‌ای باز می‌شود که در آن مقادیر انتخابی نمایش داده شده‌اند. می‌توانید این مقادیر را به دلخواه تغییر دهید. در واقع می‌توانید blend mode یک فیلتر مشخص را هم با دبل کلیک روی آیکنی که با رنگ آبی مشخص شده است تغییر دهید. کاربرد اسمارت‌ آبجکت‌ها بسیار فراتر از موارد یادشده هستند که در محدوده‌ی این مقاله نمی‌گنجند.

مقاله‌های مرتبط:

مراحل ویرایش تصاویر در فتوشاپ

اگر در ویرایش تصاویر تازه‌کار هستید یا نمی‌دانید تنظیمات یادشده را چگونه به کار ببرید در این بخش به مراحل و قدم‌های لازم برای رسیدن به تصویری باکیفیت اشاره می‌کنیم. گرچه صدها روش برای ویرایش تصاویر در فتوشاپ وجود دارد از تنظیمات و نکات ذیل می‌توانید به‌عنوان گامی برای شروع استفاده کنید.

صاف کردن خط افق برای رسیدن به عکس‌های حرفه‌ای

وقتی خط افق صاف نباشد به‌راحتی با چشم قابل تشخیص است. شاید یک فرد تازه‌کار نداند عیب کارش کجاست اما به نظر می‌رسد چیزی در تصویر کم است. به همین دلیل باید از صاف بودن خط افق اطمینان حاصل کنید. خوشبختانه روش بسیار آسانی برای صاف کردن خط افق در فتوشاپ وجود دارد:

۱. ابزار Crop را انتخاب کنید.

۲. روی گزینه‌ی Straighten در قسمت بالا کلیک کنید.

۳. روی سمت افق خود کلیک کنید و خط افق را با درگ کردن صاف کنید.

صاف کردن خط افق

تنظیم وایت بالانس برای تصاویری با ظاهر طبیعی

وایت بالانس برای متعادل‌سازی رنگ نور و نزدیک شدن به نور سفید طبیعی به کار می‌رود. وقتی رنگ سوژه به‌دلیل شرایط نورپردازی موجود تغییر می‌کند می‌توانید از وایت بالانس برای نجات عکس خود استفاده کنید. روش صحیح تنظیم وایت بالانس، تنظیمات مستقیم دوربین است. با این حال برخی عکاس‌ها ترجیح می‌دهند عکس‌های RAW با تنظیمات خودکار وایت بالانس ثبت کنند و سپس در ویرایش نهایی آن را تغییر دهند. در این صورت نیاز به برنامه‌ویرایش تصویر دارید. تنظیمات تراز نور متناسب با عکس کار ساده‌ای است. برای مثال در تصویر زیر در Adobe Camera Raw از تنظیمات وایت بالانس Fluorscent استفاده شده است.

وایت بالانس فلوئورسنت

در تصویر ذیل هم همان چشم‌انداز با وایت بالانس Shade تنظیم شده است.

وایت بالانس shade

افزایش کنتراست تصاویر

آیا تصاویرتان به نظر مسطح می‌رسند؟ یکی از ساده‌ترین روش‌ها برای به چشم آمدن تصاویر تنظیم contrast است. تنظیمات کنتراست باعث می‌شود نواحی تیره و روشن تصویر از یکدیگر جدا شوند. به بیان دیگر تن‌های تیره تیره‌تر و تن‌های روشن، روشن‌تر می‌شوند.

افزایش کنتراست باعث افزودن حسی سه‌بعدی به عکس می‌شود. برای مثال تصویر بالا را با تصویر زیر مقایسه کنید؛ کنتراست تصویر دوم افزایش پیدا کرده است. یکی از روش‌های تنظیم کنتراست عکس استفاده از اجاسمنت Brightness Contrast است که با مستطیل قرمز در تصویر ذیل مشخص شده است.

افزودن کنتراست به عکس

تنظیمات نوردهی

تنظیم نوردهی یا Exposure در فتوشاپ مشابه تنظیمات در دوربین است. یکی از راه‌های تنظیم نوردهی اعمال اجاستمنت curves به تصویر است. Curve به عکاس اجازه می‌دهد نوردهی را با جداسازی سطوح نوردهی تصویر تغییر دهید. این تنظیمات در تصویر ذیل با مستطیل قرمز مشخص شده است.

اجاستمنت curves

تنظیم اشباع و شدت رنگ

اسلایدرهای saturation و vibrance در Adobe camera raw و دیگر بخش‌های فتوشاپ برای اضافه کردن رنگ به تصاویر به کار می‌روند. Saturation به تنظیم شدت کل رنگ‌های موجود در تصویر اختصاص دارد. اگر اسلایدر saturation را تنظیم کنید مشاهده می‌کنید اشباع رنگی در کل صفحه افزایش می‌یابد.

در مقابل تنظیمات vibrance ابزار هوشمندتری است و تنها روی رنگ‌های مات تصویر اعمال می‌شود. با افزایش vibrance می‌توانید رنگ‌هایی را که اشباع کمتری دارند بهبود دهید؛ اما این تنظیمات بر رنگ‌هایی که دارای اشباع کافی هستند تأثیر نمی‌گذارد. در اینجا دو نمونه را می‌بینید:

تنظیم vibrance و saturation

Saturation عکس سمت چپ و vibrance عکس سمت راست افزایش یافته‌اند. توجه داشته باشید وقتی اشباع رنگ‌هایتان را کاهش می‌دهید تصاویرتان جلوه‌ی مات‌تری به خود می‌گیرند؛ مانند تصویر ذیل.

کاهش اشباع رنگ

افزایش وضوح تصاویر برای نمایش بهتر در وب

عکاس‌ها معمولا تصاویر خود را در اینترنت به اشتراک می‌گذارند. با این حال وقتی از تصاویر خود در نرم‌افزارهایی مثل فتوشاپ خروجی وب می‌گیرید ممکن است با تصاویری کاملا تار روبه‌رو شوید. مگر اینکه وضوح آن‌ها را برای وب افزایش دهید. روش‌های متعددی برای افزایش وضوح تصاویر وجود دارد که در ادامه به یکی از آن‌ها اشاره می‌کنیم.

۱. اندازه‌ی تصویر خود را متناسب با اندازه‌ای که می‌خواهید روی وب نمایش دهید تغییر دهید. اگر تصویر اصلی دارای وضوح بالایی باشد و اندازه‌ی آن را تغییر دهید، تصویر وضوح خود را از دست می‌دهید. می‌توان با افزایش وضوح کیفیت آن را روی صفحه‌ی نمایش افزایش داد.

تغییر اندازه عکس‌ها

۲. از لایه‌ی خود کپی بگیرید.

۳. اشباع رنگی لایه‌ی جدید را با رفتن به منو Image > Adjustments > Desaturate از بین ببرید.

از بین بردن اشباع عکس

۴. blend mode لایه را به overlay تغییر دهید. برای رسیدن به جلوه‌ای کمتر واضح می‌توانید از soft light استفاده کنید.

۵. حالا فیلتر high pass را با رفتن به منو File > Other > High pass انتخاب کنید و مقدار radious را برای تصویری با وضوح ۷۳۰ پیکسل (در سمت طویل) روی ۲ قرار دهید. گزینه‌ی Overlay به شما اجازه می‌دهد تأثیر فیلتر را روی لایه‌ی زیرین ببینید.

نکته: هرچقدر تصویرتان بزرگ‌تر باشد radius بیشتری را باید اعمال کنید. روی نقطه‌ای که می‌خواهید افکت را مخفی کنید با رنگ سیاه بکشید.

۶. با رفتن به منو File > Save for Web تصویر را برای وب ذخیره کنید. همچنین گزینه‌ی Convert to sRGB را انتخاب کنید.

سخن پایانی

اگر به‌تازگی مسیر خود را در عکاسی حرفه‌ای آغاز کرده‌اید، باید با حداقل‌های ویرایش تصویر آشنا شوید. فتوشاپ یکی از بهترین ابزار شناخته‌شده برای ویرایش تصاویر با امکاناتی جامع است. در این مقاله سعی کردیم نکات ابتدایی کار با فتوشاپ برای ویرایش تصاویر را ارائه کنیم. گرچه این نکات تنها بخشی از اقیانوس کاربردها و ترفندهای فتوشاپ هستند اما می‌توانید از آن‌ها به‌عنوان چراغ راهنمایی برای بهبود تصاویر و شروع کار ویرایش عکس استفاده کنید.

شایعه: دایمنسیتی ۲۰۰۰ مدیاتک احتمالا با فرایند ۴ نانومتری TSMC تولید خواهد شد | راهنمای خرید رایگان

شایعه: دایمنسیتی ۲۰۰۰ مدیاتک احتمالا با فرایند ۴ نانومتری TSMC تولید خواهد شد | راهنمای خرید رایگان

ماه گذشته، شایعه‌ای درباره‌ی نسل بعدی تراشه‌های پرچم‌دار سری دایمنسیتی مدیاتک منتشر شد. در این شایعه، گفته شده بود که پردازنده‌ی یادشده از معماری ARMv9 بهره خواهد برد. پیش‌از‌این نیز، شایعاتی درباره‌ی این موضوع منتشر شده بود که مدیاتک اولین سفارش ساخت تراشه‌های چهار‌نانومتری خود را به TSMC داده است.

مقاله‌های مرتبط:

به‌گزارش جی‌اس‌ام ‌آرنا، تراشه‌ی ذکرشده دایمنسیتی ۲۰۰۰ نام دارد و اطلاعات فاش‌شده‌ی یکی از افشاکنندگان خبرهای فناوری به‌نام Leakster نیز این موضوع را تأیید می‌کند. بنابر اعلام این شخص، پردازنده‌ی جدید مدیاتک از یک هسته‌ی اصلی کورتکس X2 با فرکانس کاری ۳ گیگاهرتز و سه هسته‌ی کورتکس A710 و چهار هسته‌ی کورتکس A510 بهره خواهد برد. بدین‌ترتیب، دایمنسیتی ۲۰۰۰ از نظر نوع هسته‌ها به اسنپدراگون ۸۹۸ و اگزینوس ۲۲۰۰ شباهت دارد؛ البته این دو تراشه نیز با فرایند چهارنانومتری سامسونگ تولید می‌شوند.

دایمنسیتی ۲۰۰۰

گفته شده است که پردازنده‌ی گرافیکی این تراشه Mali G710 MC10 است. ازآنجاکه سامسونگ از پردازنده‌ی گرافیکی AMD در تولید تراشه‌های جدید خود و هواوی نیز از پردازنده‌ی گرافیکی متفاوتی در تراشه‌هایش بهره گرفته است، به‌نظر می‌رسد دایمنسیتی ۲۰۰۰ اولین پردازنده‌ی مجهز به G710 خواهد بود.

طبق آمار رسمی ARM، عملکرد G710 تا ۲۰ درصد از G78 سریع‌تر است. در گزارش‌ها آمده است که عملکرد پردازنده‌ی جدید سامسونگ با بهره‌گرفتن از تراشه‌ی گرافیکی AMD درمقایسه‌با قبل تا ۳۰ درصد بهبود یافته است. به‌هرحال، گویا G710 از نظر قدرت پردازشی ۲۰ درصد و از نظر مصرف انرژی و اجرای دستورهای مربوط به یادگیری ماشینی ۳۵ درصد عملکرد بهتری ارائه خواهد کرد.

دایمنسیتی ۲۰۰۰

بر‌‌اساس اعلام آیس‌یونیورس، فرکانس کاری هسته‌های پردازنده‌ی اصلی و گرافیکی دایمنسیتی ۲۰۰۰ تا جایی افزایش خواهد یافت که فرایند چهارنانومتری اجازه دهد. اگزینوس ۲۲۰۰ روی فرکانس کاری ۳ گیگاهرتز کار می‌کند و کوالکام نیز فرکانس کاری تراشه‌ی جدیدش را روی ۳/۰۹ گیگاهرتز تنظیم کرده است.

اگرچه تاکنون برخی از نتایج مربوط به بنچمارک تراشه‌ی جدید سامسونگ اگزینوس دردسترس قرار گرفته است، هنوز نمی‌توان با اطمینان درباره‌ی عملکرد نهایی آن اظهار نظر کرد. انتظار می‌رود هر سه پردازنده‌ی اشاره‌شده تا پایان سال میلادی جاری یا اوایل ژانویه‌ی ۲۰۲۲ رسما معرفی شوند. پیش‌از‌این گزارش شده بود که مدیاتک قصد دارد تراشه‌های جدید سری دایمنسیتی خود را تا پایان سال ۲۰۲۱ معرفی کند؛ اما ظاهرا مشکلات فعلی در زنجیره‌ی تأمین پردازنده‌ها برنامه‌های این شرکت را کمی به‌تعویق انداخته است. در‌نهایت، می‌توان انتظار داشت اولین گوشی‌های مجهز به تراشه‌های ARMv9 اوایل سال آینده معرفی شوند.

دیدگاه شما کاربران زومیت درباره‌ی این خبر چیست؟

کاویار PS5، ایرپادز مکس و آیفون ۱۳ پرو مکس ساخته‌شده از جنس طلا را رونمایی کرد  | راهنمای خرید رایگان

کاویار PS5، ایرپادز مکس و آیفون ۱۳ پرو مکس ساخته‌شده از جنس طلا را رونمایی کرد  | راهنمای خرید رایگان

برند روسی کاویار که به تولید محصولات و گوشی‌های لوکس پوشیده‌شده از فلزات گران‌بها و سنگ‌های زینتی بسیار گران‌قیمت شهرت دارد، به‌تازگی مجموعه جدیدی به نام «پرایم»‌ (Prime) را رونمایی کرده است که PS5، آیفون ۱۳ پرو مکس، آیپد مینی ۲۰۲۱ و ایرپادز مکس را شامل می‌شود. این مجموعه از جنس طلا یا با روکش طلا ساخته شده است و با توجه به میزان طلای به‌کار‌رفته در آن‌ها، قیمتشان متغیر بود.

کنسول PS5 کاویار از جنس طلای زرد ۱۸ عیار مزین به الگویی زینتی است که در سایر آیتم‌های مجموعه پرایم به‌چشم می‌خورد. کنترلر دوال‌سنس این کنسول نیز تزیینات طلایی دارد و از چرم اصل پوشیده شده است. کاویار برای این محصول لوکس استندی از جنس چوب آبنوس نیز طراحی کرده است. از این محصول فقط ۵ دستگاه تولید خواهد شد و ارزش هر‌کدام بیش از ۳۵۰ هزار دلار (حدود ۹٫۸ میلیارد تومان) است.

ناگفته نماند نسخه روکش طلای PS5 بسیار ارزان‌تر و با قیمت ۱۲،۷۵۰ دلار (حدود ۳۴۴ میلیون تومان) عرضه شده است. برای افرادی که می‌توانند ۱۰ میلیارد تومان برای نسخه تمام طلای این کنسول بپردازند، این مبلغ در حد پول توجیبی محسوب می‌شود. روکش طلای این مدل ۲۴ عیار است؛ اما کنترلر همچنان با روکش چرم و به‌همراه استند چوب آبنوس عرضه می‌شود. از این مدل ۹۹ دستگاه در دست ساخت است.

شرکت یادشده قصد دارد ۹ دستگاه ایرپادز مکس اپل را نیز از طلای زرد ۱۸ عیار به‌علاوه پدهایی از جنس چرم تمساح تولید کند. گفتنی است ارزش هر یک از این ایرپادزها ۶۸،۰۰۰ دلار خواهد بود.

آیپد مینی با تراشه بسیار سریع و قدرتمند A15 خود به قاب درخشانی از طلای زرد ۱۸ عیار مزین است. کاویار حتی پا را از این هم فراتر گذاشته و در این محصول از الماس‌های ۴ میلی‌متری استفاده کرده است. از این مدل آیپد مینی، تنها ۶ دستگاه و هرکدام به ارزش ۸۴،۹۲۰ دلار (حدود ۲ میلیارد تومان) تولید و عرضه خواهد شد.

اگر نمی‌توانید این محصول را بخرید (!)، نسخه روکش طلای آن را می‌توانید تهیه کنید که تنها ۶ هزار دلار (۱۶۲ میلیون تومان) قیمت دارد. این مدل ۲۵۶ گیگابایتی از روکش طلای ۲۴ عیار و الماس‌های ۴ میلی‌متری پوشیده شده است و ۹۹ دستگاه از آن ساخته خواهد شد.

در‌نهایت به آیفون ۱۳ پرو و پرو مکس می‌رسیم. کاویار در ساخت مدل پرو ۱۲۸ گیگابایتی از طلای خالص ۱۸ عیار استفاده کرده و قرار است تنها ۹ دستگاه از آن را تولید کند.

نسخه مزین به روکش طلایی این محصول وجود ندارد؛ اما مدل Solid Gold Unique شامل ۵۵ الماس ۱٫۸ میلی‌متری است که دورتادور پشت گوشی را فراگرفته‌اند. قیمت این محصول از ۴۵ هزار دلار (حدود یک‌میلیارد تومان) شروع می‌شود.

کاویار نسخه طلای آیفون ۱۲ پرو و پرو مکس را نیز عرضه کرده که به‌همراه آیپد مینی ۶ امکان سفارشش از چند روز پیش فراهم شده است. گفتنی است کنسول PS5 و ایرپادز مکس نیز از ۱۵ دسامبر (۲۴ آذر) به‌دست خریداران خوشبخت خواهد رسید.

در این ویدئو، می‌توانید مجموعه کامل پرایم و دیگر محصولات کاویار را تماشا کنید. نگاه‌کردن این محصولات لوکس رایگان است؛ اما خرید آن‌ها اندازه خرید خانه و خودرو هزینه دربر خواهد داشت.

مشاهده در یوتیوب